دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبادات در سیره و قول نبوی(ص) (3)

No image
عبادات در سیره و قول نبوی(ص) (3)

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، دعا، استغفار

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

شروط اجابت دعا

پیامبر اکرم(ص) استجابت دعاها از سوی خداوند را به شروطی منوط دانستند که در این بخش به برخی از این موارد اشاره کرده از میان احادیث وارده از سوی آن حضرت(ص)، به تعدادی از این روایات استشهاد می‌کنیم‌:

1- صفای باطن

در برخی روایات صادره از سوی رسول خدا(ص)، از صفای باطن و پاکی ضمیر، بعنوان یکی از شروط استجابت دعا یاد شده و از مسلمانان خواسته شده که: «فاسئلوا الله ربکم بنیّات صادقه و قلوب طاهره؛[1] با انگیزه و نیت صادقانه و دلی پاک از خدا مسئلت کنید......»[2]

2- حضور قلب‌

از دیگر شروطی که در احادیث و روایات پیامبر اکرم(ص) شرط استجابت دعا از سوی خداوند، ذکر گردیده است. داشتن حضور قلب در دعاست. ایشان دعای برخاسته از دل فرد غافل و بی‌توجه را، مورد پذیرش و استجابت از سوی خداوند ندانستند[3] و فرمودند: «دعایی که همراه با حضور قلب باشد رد نمى‌شود.»[4]

3- رزق حلال

لقمه حلال از دیگر مواردی است که در احادیث و روایات پیامبر اکرم(ص) از آن به عنوان یکی از شروط استجابت دعا یاد شده است. رسول خدا(ص) دعا را کلید حاجت عنوان کرده و لقمه‌هاى حلال را دندانه‌هاى آن کلید دانستند،[5] و فرمودند: «هر که خوش دارد دعایش مستجاب شود، باید درآمدش را پاک گردانَد.»[6] و در حدیثی دیگر آمده: «بنده، دستش را به سوى خدا برمى‌دارد، در حالى که خوراکش حرام است. با چنین وضعى، چگونه دعایش پذیرفته شود؟»[7]

روایت شده که روزی مردی خطاب به حضرت(ص) گفت: «دوست دارم دعایم مستجاب شود پیامبر خدا(ص) در پاسخ او فرمود: از حرامْ دورى کن، دعایت مستجاب مى‌شود.»[8] ابن عبّاس نیز روایت کرده که «چون این آیه نزد پیامبر خدا(ص) تلاوت شد: "اى مردم! از آن چه در زمین، حلال و پاکیزه است، بخورید".[9] سعد بن ابى وقّاص برخاست و گفت: اى پیامبر خدا(ص)! دعا کن که خدا مرا مستجاب الدعوه گردانَد. پیامبر(ص) به او فرمود: "اى سعد! خوراکت را پاک گردان تا مستجاب الدعوه شوى. سوگند به آن که جان محمّد(ص) در دست اوست، بنده‌اى که لقمه حرام وارد شکمش مى‌کند، چهل روز، هیچ عملى از او پذیرفته نمى‌شود. هر بنده‌اى که گوشتش از حرام و رِبا بروید، آتش به او سزاوارتر است".»[10]

4- عمل‌

عمل نیز در احادیث رسول خدا(ص) یکی از شروط استجابت دعا معرفی شده است. حضرت(ص) دعا کننده بدون عمل را به تیراندازى تشبیه کردند که با کمان بى‌زِه، تیر اندازی مى‌کند.[11] فرمودند: «از خداوند عزوجل فرمان برید تا او نیز [با اجابت خواسته‌هایتان‌] از شما فرمان برد.»[12]

5- مقتضای حکمت و مصلحت

خداوند برخی دعاها و خواسته‌های بندگانش را به خاطر مصلحت و یا حکمتی برآورده نمی‌سازد. پیامبر خدا(ص) فرمودند: «آدمى حاجتى را از خدا مى‌طلبد؛ امّا خداوند، به خاطر خیر و مصلحتش، آن را از او دور مى‌گرداند و نمى‌دهد...».[13] هم چنین ایشان در روایت دیگری فرمودند: «همانا بنده در آستانه رسیدن به حاجتى از حاجت‌هاى دنیا قرار مى‌گیرد؛ امّا خداوند از فراز هفت آسمان، یاد او مى‌کند و مى‌فرماید: "فرشتگان من! این بنده‌ام به حاجتى از حاجت‌هاى دنیا نزدیک شده است. اگر آن را برایش بگشایم، درى به سوى آتش گشوده‌ام. پس، آن را از او دور کنید"...»[14]

موانع اجابت دعا

علاوه بر مواردی که در بالا اشاره شد که در صورت نبودش، آن‌ها نیز از موانع استجابت دعا برشمرده می‌شوند از دیگر مواردی که می‌توان تحت عنوان موانع استجابت دعا بدان اشاره کرد، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1- ستم کردن‌

پیامبر خدا(ص) ستم به دیگران را موجب عدم اجابت دعا از سوی خداوند دانستند و فرمودند: «ستم نکنید که در این صورت، دعا مى‌کنید و دعایتان مستجاب نمى‌شود، باران مى‌طلبید و نازل نمی‌شود، و [از خدا] یارى مى‌جویید و یارى نمى‌شوید.»[15]

2- بُریدن از خویشاوندان‌

بریدن از خویشاوند و ترک رحم نیز از سوی رسول خدا(ص) از مواردی برشمرده شده که مانع استجابت دعا می‌شود. پیامبر خدا(ص) فرمودند: «بُریدن پیوند خویشاوندى، مانع اجابت دعا مى‌شود.»[16]

3- امید بستن به غیر خدا

از جمله اموری که مانع استجابت دعا می‌شود امید بستن به غیر خداست. رسول خدا(ص) فرمود: «هر گاه یکى از شما خواست که آن چه را از پروردگارش درخواست مى‌کند، به او بدهد، باید از همه مردم، چشم امید بر کَند و به غیر خدا، هرگز امیدى نداشته باشد. پس خدا هر گاه قلب بنده‌ای را این گونه دانست، هر چه را که او از خدا بخواهد، به او عطا می‌کند.»[17]

بهترین اوقات دعا

در احادیث رسول خدا(ص) اوقاتی به عنوان بهترین زمانهای استجابت دعا معرفی شده‌اند که از جمله این زمان‌ها می‌توان به شبهای جمعه،[18] نیمه شعبان،[19] شب عرفه،[20] شبهای عیدین ( قربان و فطر)،[21] دل شب،[22] هنگام

سحرگاهان،[23] هنگام اذان،[24] بین اذان و اقامه،[25] هنگام نماز،[26] در سجده[27] روز جمعه،[28] اول رجب،[29] ماه رمضان،[30] و ... اشاره کرد.

با فضیلت‌ترین مکان‌ها براى دعا

پیامبر خدا(ص) هم چنین در بیانات خود از برخی اماکن به عنوان با فضیلت‌ترین مکان‌ها جهت استجابت دعا یاد کردند، از جمله این که در روایتی از ایشان آمده در هفت موطن دست‌ها را به دعا بلند کنید: «در نماز، در هنگام دیدن کعبه، در بالاى صفا و مروه، در شامگاه عرفه، در جمع، در دو جمره، و براى [نماز] میّت.»[31]

استغفار

از دیگر عباداتی که در سیره و کلام رسول خدا(ص) فراوان از آن یاد شده است، استغفار و آمرزش خواهی به درگاه الهی است. رسول خدا(ص) استغفار را "بهترین عبادت"[32] برشمرده استغفار را "داروى گناهان،"[33] و "زایل کننده غم‌ها"[34] و "مایه جلب روزی"[35] بیان نمودند و به مسلمانان سفارش می‌کردند که فراوان آمرزش بخواهید می‌فرمود: «خوشا به حال کسى‌ که در نامه اعمالش، آمرزش‌خواهىِ بسیار وجود داشته باشد.»[36] «هر کس بسیار آمرزش بخواهد، خداوند از هر غمى براى او گشایشى قرار مى‌دهد و از هر تنگنایى برونشویى.»[37] می‌فرمود: «هر کس دوست دارد که نامه اعمالش او را خوشحال کند، آمرزش ‌خواهى را در آن بسیار گرداند.»[38] چرا که «آمرزش ‌خواهى، در نامه اعمال، مانند نور مى‌درخشد.»[39]

روزی در جمع اصحاب و یاران خود ‌فرمود: «خداوند متعال، گنهکاران را مى‌آمرزد، مگر کسى را که خودش نخواهد آمرزیده شود. گفتند: اى پیامبر خدا(ص)! چه کسى خواهان آن است که آمرزیده نشود؟ فرمود: کسى که آمرزش نمى‌طلبد.»[40]

ایشان بهترین استغفار را نزد خدا، "ترک گناه و پشیمانى [از آن‌]" دانستند،[41] و فرمودند: «هیچ صدایى نزد خداوند، دوست داشتنى‌تر از صداى بنده اندوهناک نیست. گفته شد: مقصود چیست؟ فرمود: "بنده‌اى گناه مى‌کند و بر اثر آن، ترس از خداوند، وجودش را مى‌آکَنَد و مى‌گوید: "پروردگارا!" و خدا مى‌فرماید: "منم پروردگار تو. تو را مى‌آمرزم، آن گاه که از من، آمرزش بطلبى، و پاسخت مى‌دهم، آن گاه که مرا بخوانى"".»[42]

در سیره رسول خدا(ص) نیز استغفار و آمرزش خواهی از اهمیت و جایگاه مهمی برخوردار بود، نقل شده که پیامبر(ص) بیش از همه مردم استغفار می‌کرد[43] و با آن که گناهى مرتکب نشده بود؛ اما هر روز هفتاد مرتبه به بارگاه خداوند -عزّ و جلّ- استغفار مى‌نمود.[44] از امام صادق(ع) روایت شده است که «رسول خدا(ص) از هیچ مجلسی، گرچه کوتاه، بر نمی‌خواست، مگر این که بیست و پنج بار استغفار می‌کرد.»[45] از ابن عمر نیز روایت شده است که گفت: «ما در یک مجلس صد بار این دعا را از رسول خدا(ص) مى‌شمردیم: پروردگارا مرا ببخش و [به رحمت خویش‌] به من بازگرد که توبه‌پذیر مهربانى».[46]

پیامبر خدا(ص) خوش داشت که در زمان استغفار ذکر استغفارش را سه بار، تکرار کند.[47]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS