دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت هدف انبیاء

به یقین ما فرستادگان خود را با دلایلی روشن فرستادیم و با آنها کتاب و وسیله سنجش فرو فرستادیم تا مردم به قسط و عدل برخیزند.
عدالت هدف انبیاء
عدالت هدف انبیاء

عدالت هدف انبیاء

قال الله:«لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمیزانَ لِیقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ» (سوره حدید/25)

22 بهمن سال 1357 روزی است که مردم مسلمان ایران به‌رهبری امام خمینی در مقابل ظلم و جور پادشاهان، قیام کردند و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند.این حرکت و قیام مبتنی بر آیات کریمه قرآن کریم است؛ نمونه‌ای از آن آیه 25 سوره مبارکه حدید است.

قرآن کریم در سوره حدید، هدف از ارسال پیامبران را اقامه قسط و عدل می‌داند: «لیقوم الناس بالقسط» و عدالت صرفا با تئوری و قوانین مکتوب یا عرفی و... به‌دست نمی‌آید؛ بلکه باید علاوه بر تدوین قانون، اجرا نیز بشود. اجرای کامل عدالت، بدون کتاب و میزان امکان ندارد. چراکه «لیقوم الناس بالقسط» در جواب و نتیجه «لقد ارسلنا...» آمده است. پس هدف اجتماعی ارسال انبیا، اجرای عدالت است.

کتاب و میزان عدالت

به واسطه اینکه قوانینی گرفته شده از مکاتب مادی انسانی توان رساندن بشریت به سامان سعادت را ندارد، اسباب هدایت جهت اجرای عدالت از مجرای وحی و الهام الهی صورت می پذیرد و بر همین اساس، قرآن کریم اقامه قسط و عدل را نتیجه ارسال رسل و مفاد قانونی اجرای عدالترا نیز از جانب خدای متعال می‌داند.

آیه شریفه، در ادامه می‌فرماید: «وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمیزانَ».این آیه،کتاب را واحد آورده نه متعدد؛پس همه قوانین انبیا، سرچشمه واحدی دارند و اختلافی در آنها نیست؛ چون قانون‌گذار چنین قانونی،همواره به سرشت انسانی واقف و از نیازهای او مطلع است. امام صادق(علیه‌السلام)ذیل آیه«وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیامَةِ»[1]ومابرایروزقیامت ترازوهاىعدالت قرار می‌دهیم، می‌فرماید که مراد از موازین انبیا و اوصیا هستند.[2] با توجه به این، با خاتمه یافتن ارسال پیامبران الهی، الهام این اسباب هدایت نیز خاتمه یافته است و حجت بر انسان‌ها برای اجرای عدالت تمام و منابع حقوقی اجرای عدالت نیز خاتمه یافته است.

جایگاه رهبر و مردم در عدالت

این آیه خود مردم را مورد خطاب قرار داده و آنها را مسئول دانسته است؛به‌همین جهت، معلوم می‌شود که کتاب و میزان چیزی است که خود مردم باید برای برقراری عدالت اقدام کنند و در مقام ظلم و بی‌عدالتی بایستند. این خطاب و مسئولیت همشامل تمام قرون عمر بشریاست و این شمولیت و جاودانگی قوانین الهی را می‌رساند.

اجرای قسط و عدل منوط به کتاب و میزان است و باید کسی متصدی اجرای قوانین باشد که از آنها مطلع باشد؛ پیامبر(ص) و جانشینان معصوم او، شایسته‌ترین این مطلعین به قوانین الهی‌اند. به‌همین جهت آنها باید در رأس امور قانون‌گذاری و اجرای قانون باشند، تا قوانین الهی به‌نحو تام و احسن اجرا شوند.

در زمانی که دسترسی مستقیم به پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) میسر نیست؛ چاره‌ای غیر از استمداد از دامن فقها و دانشمندان دین نیست؛ چراکه اینان به لسان خطابی قرآن و حدیث آشنایند و باید چنین کسانیدر صدر امور باشند و چون خطاب اجرای عدالت؛ خود مردمند؛ لذا باید مردم از فقها برای اجرای عدالت پشتیبانی کنند و در مقابل طاغوت بایستند.

آثار و ثمرات عدالت

1. عدالت عامل اصلاح امور مردم؛امام على(ع) می‌فرماید:

«الرّعیة لا یصلحها إلّا العدل»[3]

مردم را چیزى جز عدالت اصلاح نمى‌کند.

2. صلاح و قوام مردم در اجرای عدالت است؛امام على (ع) می‌فرماید:

«صلاح الرّعیة العدل»[4]

صلاح مردم در اجراى عدالت است»؛

«العدل قوام الرّعیة»

عدل، قوام مردم است.

3. عدم عدالت موجب فقر و ویرانی دین؛بنابه گفته امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)،اگر عدل در میان مردم جریان نداشته باشد، نیازمند و فقیر خواهند شد. و فقر (بنا بر آنچه در تعالیم و احادیث دین آمده) در اغلب احوال، دین را ویران مى‌سازد، عقل را مى‌برد، بر تقوى و فضیلت خط بطلان مى‌کشد و مردمان را به فجور و گناه مى‌کشاند.[5]

4. عدالت، بلندترین مرتبه ایمان؛امام على (ع)می فرماید:

«العدل رأس الإیمان، و جماع الإحسان، و أعلى مراتب الإیمان»[6]

عدالت سر ایمان و همه احسان، و بلندترین مرتبه ایمان است.

5. عدالت، عامل حیات احکام؛امام علی(ع) می‌فرماید:

«العدل حیاة الاحکام»[7]

عدل مایه زنده ماندن احکام است.

6. عدالت بهترین سیاست؛امام علی(ع)می فرماید:

«خیر السّیاسات العدل»[8]

نیکوترین سیاستها اجراى عدالت است.

«لا رئاسة، کالعدل فی‌السّیاسة»[9]

هیچ ریاستى، مانند عدالت در سیاست نیست.

7. عدالت، موجب تسکین دلها؛حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه مشهور خود می‌فرماید:

«... و العدل تسکینا للقلوب ...»[10]

عدل را خداوند مایه آرامش دلها ساخت.

8. عدالت عامل فرمانبرداری مردم؛امام علی(ع) می‌فرماید:

«الرّعیة سواد یستعبدهم العدل»[11]

مردم، توده‌هایى‌اند که اجراى عدالت آنان را به فرمانبردارى وامى‌دارد.

9. عدالت موجب آبادانی؛امام علی(ع) می‌فرماید:

«ما عمرت البلدان بمثل العدل»[12]

شهرها با چیزی بهتر از عدالت آباد نمی شود.

عدالت از دیدگاه امام خمینی‌(ره)

ملت عدالت می‌خواهد،[13]بزرگترین چیز تقواست که قرآن و حدیث در آن، آن‌قدر پافشارى کردند که انسان متّقى باشد، مواظب خودش باشد، که مبادا با زبانش، با چشمش، با گوشش به مردم ظلم کند. عدالت را اجرا کنید، عدالت را براى دیگران نخواهید، خودتان هم بخواهید. در رفتار، عدالت داشته باشید؛ در گفتار عدالت داشته باشید؛ تشریفات را کم کنید و این ملّت را خدمتگزار باشید.[14]

در همین راستا، حضرت امام خمینی(ره)، 22 بهمن را سرآغاز پـیروزى ملت ایران بر مستکبران و غارتگران، سرآغاز بر چـیده شدن دستـگاه ستمگر طاغوتیان، سرآغاز حکومت الله برجهان و سرآغاز برافراشته شدن پرچم عدالت اسلامى و بیدارى مستضعفان برکشور و ملّت بزرگ ایران و بر جمیع مسلمانان و مستضعفان و محرومان می‌داند؛ که همان داعیه انبیا و اوصیا(ع)‌‌ است.[15]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS