دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عصاره نیکی ها

حضرت مهدی(عج) آخرین ذخیره الهی و بقیة الله در زمین، عصاره و خلاصه همه خوبی‌های عالم است.
عصاره نیکی ها
عصاره نیکی ها
نویسنده: حجت الاسلام کریم سرفراز

شباهت‌های خاتم النبیین(ص) و خاتم الائمه(عج)

حضرت مهدی(عج) آخرین ذخیره الهی و بقیة الله در زمین، عصاره و خلاصه همه خوبی‌های عالم است. او انسانی کامل است که از هر یک از انبیاء و اوصیای الهی خصلت‌ها و منشهایش را به ارث برده است، چنانچه در زیارتنامه‌های گوناگون ائمه(ع)، آن‌ها را وارثان آدم تا امام قبل خود می‌نامیم. اما طبق کلام نبوی آنچه که از آن به عنوان میراث یاد می‌کنیم مال و ثروت نیست بلکه میراث انبیاء، علم و عصمت و اخلاق و صفاتی از این قبیل است. حضرت مهدی(عج) از هر یک از انبیاء و اولیاء نشان و شباهتی را داراست، همچون حضرت ابراهیم و حضرت موسی علیهم السلام، حملش مخفی بود، مانند عیسی بن مریم(ع) در شکم مادر و در گهواره تسبیح خدا می‌کرد و سخن می‌گفت. مانند نوح و خضر علیهم السلام عمری طولانی دارد، همچون یوسف(ع) که زیباترین فرد زمان خود بود، مهدی‌ زهرا نیز در جمال صورت نیز همچون جمال سیرت، بی‌مثال است. همچون سلیمان(ع) باد و حیوانات و بلکه جهان خلقت تحت سیطره او هستند. اما در میان تمام انبیاء و اولیاء، حضرت مهدی(عج) بیشترین شباهت را به جد بزرگوارش رسول اکرم(ص) دارد و آخرین وصی شبیه‌ترین مردمان به آخرین نبی می‌باشد. در ماه شعبان معظم که آن را ماه پیامبر خدا نامیده‌اند و نیز در آن میلاد حضرت حجت قرار دارد، مختصری پیرامون شبیه این دو بنده بی‌مثال الهی یعنی خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء علیهم السلام سخن به میان می‌آید. در همین رابطه از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من، کنیه‌اش کنیه من و از نظر خلق (آفرینش) و خلق (اخلاق) شبیه‌ترین مردم به من است. از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که فرمودند: رسول اکرم(ص) فرمودند: قائم(عج) از اولاد من است، نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من، شمایلش شمایل من و سنتش سنت من است، مردم را بر دین من وا می‌دارد و ایشان را به کتاب خدا دعوت می‌کند. کسی که اطاعت او را کند اطاعت من کرده است و کسی که مخالفت او کند مخالفت مرا کرده است. هر که در حال غیبت او را انکار نماید انکار من کرده است. کسی که تکذیب او کند تکذیب من کرده، هر که تصدیق او نماید تصدیق من کرده است. به خدا شکایت می‌کنم از کسانی که مرا در امر وی تکذیب می‌نمایند و قول مرا در خصوص او انکار و امت مرا از طریقه او گمراه می‌کنند. «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون». همچنین از امیر‌المومنین حضرت علی(ع) روایت شده است: او مهدی(عج) شبیه‌ترین مردم به رسول الله(ص) است، از نظر ظاهر و باطن و حسن و زیبایی. علاوه بر آنکه از لحاظ صورت و شمایل حضرت حجت میراث دار پیامبر اعظم(ص)، در سیرت و فضایل نیز از همه کس به این وجود شریف شبیه‌تر است. از این رو مهدی(عج) نیز رحمت للعالمین است و در عین حال همچون رسول خدا بر کفار و منافقین می‌تازد و اشداء علی الکفار می‌باشد. مهدی موعود و منجی مورد بشارت همه انبیای الهی با این رحمت عالم‌گیر خود و شدت شمشیرش بر کفار، جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد. از این رو از دیگر شباهت‌های حضرت مهدی(عج) به نبی اکرم(ص) قیام و مبارزه ایشان با طاغوتیان را ذکر کردهاند. از امام باقر(ع) روایت شده: امام مهدی(عج) از این جهت با جدش محمد مصطفی(ص) شباهت دارد که با شمشیر قیام می‌کند و دشمنان خدا و رسولش و زورگویان و طاغوتیان را به قتل می‌رساند و با شمشیر نصرت می‌یابد و یاری می‌شود و هیچ یک از پرچمهایش شکست خورده برنخواهد گشت. از موارد شباهت حضرت رسول(ص) و حضرت حجت(عج) را می‌توان در برخی حوادث هنگام ولادت این دو نور پاک مشاهده کرد. چنانچه شب میلاد رسول اکرم(ص) شبی متفاوت بود و در آن شب نوری از سمت حجاز بر آمد و به سمت مشرق رفت تا به مکه رسید و نور به سمت آسمان برخاست و تمام مکه از این نور روشن شد. این نور شبانگاهان از نور سیمای حضرت محمد(ص) ساطع شد. عبدالمطلب می‌گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم، سیمای محمد همانند ماه تمام می‌درخشید. در شب میلاد مسعود امام زمان (عج) نیز چنین نوری مشاهده شده است. شیخ صدوق از محمدبن‌عثمان نقل می‌کند که؛ هنگامی که حضرت مهدی(عج ) متولد شد، نوری از بالای سرش تا فراز آسمان درخشید سپس روی بر زمین نهاد و برای پروردگارش به سجده افتاد. پس از ولادت حضرت رسول خدا(ص) ملائکه هفت آسمان به دیدار این نوزاد الهی به زمین فرود آمدند و گروه گروه به او سلام کردند. پیرامون حضرت حجت نیز روایت شده وقتی ایشان متولد شد پرندگان سفید رنگی از آسمان آمدند و بال‌های خود را بر سر و صورت و بدن این نازدانه کشیدند. امام حسن عسکری(ع) فرمود: آن‌ها فرشتگان الهی بودند که برای تبریک به این نوزاد فرود آمدند. همان گونه که رسول الله محمدبن‌عبدالله آخرین فرستاده خدا بود و بعد از او پیامبری نیامد، بقیه الله(حجت بن الحسن) آخرین وصی است که البته دین رسول خدا را به نحو اکمل و اتم در سرتاسر عالم به بهترین وجه اجرا خواهد نمود و پرچم اسلام را در تمام گیتی به اهتزاز در خواهد آورد. (و الیس صبح بقریب؟)

    روزنامه رسالت، شماره 7108، 25/7/89، صفحه 17

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS