دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عطاءالله خسروانی

No image
عطاءالله خسروانی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، عطاءالله، خسرواني، وزير كشور، وزارت كار، حزب ايران نوين، ساواك

نویسنده : سيد مرتضي مير تبار

عطاءالله خسروانی فرزند محمدهاشم محلاتی در فروردین 1298ش در شهرستان محلات به دنیا آمد؛ اما شناسنامه او در حسن‌آباد تهران صادر گردید که به همین سبب بعضی نویسندگان به اشتباه محل تولد او را شهر تهران نوشته‌اند. پدر او فردی پرنفوذ و دارای اراضی زیادی در محلات بود؛ لذا با وجود امکانات و نفوذهایی که میرزا‌هاشم محلاتی داشت تمام فرزندان او از تحصیلات و مشاغل بالایی برخوردار شدند.[1]

عطاءالله خسروانی با یک زن فرانسوی به نام «فرانس» در فرانسه ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. او فردی ملایم و مقبول عامه و خونسرد بود؛ اما از تحصیلات بالایی برخوردار نبود.[2]

تحصیلات

عطاءالله خسروانی محل تحصیلات خود تا دیپلم را در مدرسه ثروت، دبیرستان ایرانشهر، مدرسه سن لویی، دبیرستان البرز گذراند.

بعد اتمام تحصیل در دوره ابتدایی و متوسطه وارد دانشکده حقوق شد؛ اما بعد از مدتی تغییر رشته داده و در دانشسرای عالی به تحصیل فلسفه پرداخت؛ اما هیچ یک از این دو رشته را به اتمام نرساند و در نهایت برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و مدرک لیسانس علوم اجتمایی را در آن‌جا دریافت کرد.[3] البته در سندی که از سوابق او موجود است، این طور آمده که او دارای مدرک فوق لیسانس حقوق از فرانسه است و این از اشتباهات مسلمی است که در سوابق او ذکر گردید؛ زیرا او فقط مدت کوتاهی در دانشکده حقوق در ایران مشغول به تحصیل این رشته بود و در فرانسه اصلا به این رشته نپرداخت. حتی امیر ولی‌الله شفیعی درباره او می‌نویسد: مدارک او تحت عنوان لیسانس امور اجتماعی از سوی شورای عالی فرهنگی زمانی پذیرفته شد که دکتر مهران وزیر فرهنگ شد و تا قبل از آن مدرک تحصیلی او غیر قابل قبول برای وزارت فرهنگ بود.

مشاغل دولتی و غیر دولتی

بعد از عزیمت به ایران در نشریه افکار ایران که خسرو خسروانی برادر وی در سال 1321ش امتیاز آن را گرفت، فعالیت خود را آغاز کرد. او از وابستگان به بریتانیا و دربار بود.[4] با نفوذهای فراوانی که داشت وارد وزارت کار شد و در تاریخ 17/5/1325 وابسته وزارت کار و تبلیغات در فرانسه شد، او برای انجام مأموریت خود به فرانسه رفت و بعد از سه سال و نیم با انجام مأموریت خود به ایران بازگشت. در سال 1329ش رئیس اداره کل دفتر وزارت کار شد و در مدتی کمتر از هشت ماه علاوه بر حفظ سمت، مشاور عالی وزارت کار نیز شد و حدود سه سال در این پست مشغول به کار بود.

در شهریور سال 1333ش معاون مدیر عامل سازمان بیمه‌های اجتماعی[5] و یک سال بعد از آن مدیر کل وزارت کار شد، در این شغل بود که در آبان ماه 1334ش نشان درجه 5 همایون را دریافت کرد.[6] در سال 1338ش به پیشنهاد جمشید آموزگار در کابینه منوچهر اقبال به معاونت ثابت اداری وزارت کار مبذول شد.[7] او در تاریخ 17/6/1338 به ساواک معرفی شد تا بتواند در جلسات کمیته عالی حفاظت اسناد شرکت نماید، بعد از تحقیقاتی که ساواک در مورد او انجام داد، در سال 1339ش با پیشنهاد دکتر احمد‌علی بهرامی (وزیر کار برکنار شده دولت شریف امامی) به سمت معاونت پارلمانی وزارت کار و مدیر عامل اجتماعی کارگران منصوب شد،[8] و چندی بعد با پیشنهاد جناب دکتر علی امینی، نخست وزیر وقت و تأیید شاه به سمت وزارت کار منصوب گردید.[9]

عطاءالله خسروانی از کسانی بود که برای منافع خود هر کاری انجام می‌داد و هر موضعی که به نفع او بود انتخاب می‌کرد، به عنوان مثال او را مظهر طرفداری از سیاست انگلستان می‌دانستند؛ اما بعد از به دست آوردن سمت وزارت کار در سال 1340ش به همراه دوستان قدیمی خود؛ حسنعلی منصور، جمشید آموزگار و ... در نقش نخبگان امریکایی ظاهر گردید،[10] چون فهمیده بود که دیگر امریکا است که سیاست ایران را به دست گرفته و مخالفت با امریکا موجبات از دست دادن پست او را منجر خواهد شد، به همین سبب موضع امریکایی به خود گرفت. همان‌طور که بعدها با اظهار نظر خود در مورد دولت این موضع گیری را آشکار کرد «... کماکان دولت ایران تحت نظر کسی تشکیل خواهد شد که مورد قبول امریکایی‌ها باشد.[11]» دو روز بعد از این اظهار نظر از سوی عطاءالله خسروانی، حسنعلی منصور که خود را خادم امریکایی‌ها می‌دانست با نفوذی که پدرش داشت[12] به نخست وزیری رسید و عطاءالله خسروانی به پیشنهاد منصور و تأیید شاه در وزارت کار ابقاء شد.

زمانی که قانون مصونیت قضایی اتباع امریکایی(کاپیتولاسیون) به تصویب رسید، خسروانی به همراه دکتر علیخانی(وزیر اقتصاد) و دکتر آموزگار(وزیر بهداری) به این مصوبه در حزب نوین اعتراض کردند و نخست وزیر را تهدید به استعفا خود نمودند و پس از تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه به سبب اعتراض به این مصوبه و هم‌چنین اعتراض نیروهای مذهبی در سال 1343ش در مقابل مجلس شورای ملی دولت منصور با ترور او توسط شهید بخارایی[13] به کار خود پایان داد و امیرعباس هویدا به صدارت نخست وزیری رسید و عطاءالله خسروانی همانند دو دولت قبلی در سمت خود به عنوان وزیر کار و امور اجتماعی باقی ماند. او خود را رقیب هویدا برای پست نخست وزیری می‌دانست و در اولین رقابتی که با او در به دست آوردن دبیر کلی حزب ایران نوین داشت هویدا را شکست داد و در اسفند همین سال به دستور محمدرضا پهلوی مبنی بر اینکه اعضای مؤسس باید به خسروانی رأی بدهند،[14] او به عنوان دبیر کل حزب ایران نوین انتخاب شد و این امر موجبات نارضایتی جواد منصور، دکتر حسن زاهدی و دیگر بنیان‌گذاران کانون ترقی را در پی داشت به این سبب که او را فاقد تجربیات و تحصیلات لازم برای امور حزبی می‌دانستند. او به دلیل عدم توانایی در مدیریت حزب هفته‌ای چند ساعت با سرهنگ فضل‌اللهی که جزء حزب منحله توده بود دیدار می‌کرد و از او برای رهبری حزب کمک می‌گرفت.[15]

او به مخالفت خود با هویدا ادامه داد و حتی در بسیاری مواقع به دستورات هویدا عمل نمی‌کرد و این موجب اختلافات در حزب ایران نوین شد و طرفداران این دو، به دو جناح تبدیل و هر یک، از کاندیدای خود دفاع می‌کردند طبقه وابسته به کارگران از خسروانی حمایت می‌کرد.[16] با این اوصاف خسروانی در مهرماه سال 1346ش مجددا فرمان وزارت گرفت و وزیر کار باقی ماند. ساواک که در این مدت شدیدا پیگیر کارهای خسروانی بود، در سال 47 ارزیابیی از او صادر کرد که در آن او را فردی سست و بی‌حال و سطحی‌نگر معرفی می‌کند که از اشخاص عادی و بدنام اطراف خود شدیدا حمایت می‌کند؛[17] اما این ارزیابی نتوانست خسروانی را از سمت خود عزل کند و جالب این جاست که ارتقاء پست می‌گیرد و بعد از ده سال وزیر کار بودن، صندلی وزارت کشور را به دست آورد[18] و این بالاترین پست دولتی عطاءالله خسروانی بود. لازم به توضیح است که در دوران ریاستش در اختلاس و غارت با برادرش هم دست بود.[19] او در طول دوران خدمت به رژیم پهلوی، عضویت در باشگاه تهران و باشگاه دوستاران ایران و فرانسه را برعهده داشت و چند نشان معتبر را نیز دریافت نمود از جمله آن نشان درجه اول سیاسی، نشان درجه اول همایون و نشان درجه اول اصلاحات بود.[20]

ارتباط با بهائیان

عطاءالله خسروانی بعد از رسیدن به صندلی وزارت کار، بسیاری از بهائیان را وارد وزارت کرد. او عده‌ای از بهائیان را که سمت مهمی در وزارت خانه نداشتند به مرور زمان پست‌های مهم داد و این بهائیان بودند که در واقع وزارت خانه را می‌گرداندند. در این میان می‌توان از مهندس مجد(معاون فنی وزارت کار) و جناب آقای پرتو اعظم(مدیر کل امور اجتماعی وزارت کار) نام برد[21] که بعد از روی کار آمدن خسروانی به این پست‌ها دست پیدا کردند.

باید یادآور شد که طبق اسناد ساواک، عده‌ای از بهائیانی که در وزارت کار حضور داشتند از مبلغین بهایی بودند و هر کدام لجنه‌ای داشتند که از سپهبد ایادی دستور می‌گرفتند.[22] خسروانی بعد از رسیدن به صندلی وزارت کشور، نام او به عنوان یکی از اعضای بهایی کابینه مطرح شد و خبر آن در جراید انتشار پیدا کرد. این یکی از مواردی بود که بر ضرر خسروانی عنوان گردید و احتمال عزل او را به بار آورد، به همین سبب او به فراماسونری روی آورد و خود را جزء تشکیلات آن دانست.[23] بعد از مسجل شدن او به عنوان بهایی در کشور، خسروانی بهائیان را در وزارت کشور نیز وارد کرد و از آن‌ها در پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. همسرش نیز هم‌چون برادرش پرویز که در یک خانواده متعصب بهایی ازدواج کرده بود نیز بهایی بود. او از بهائیانی که جاسوس انگلیس در ایران بودند نیز حمایت می‌کرد و این از جمله خیانت‌هایی بود که ساواک بر آن صحه گذاشت.

برکناری او

خسروانی بعد از انتصاب به عنوان وزیر کشور، تلاش می‌کرد تا به پست نخست وزیری برسد و رقیب خود؛ یعنی هویدا را کنار بزند. ارتباطات مخفی که او با امریکائی‌ها از طریق برادرش خسرو خسروانی(سفیر ایران در واشنگتن) ایجاد کرده بود، به اطلاع شاه رسید و از طرفی بعد از رسیدن به وزارت کشور اشخاص مختلفی هم چون منوچهر کلالی(دبیر کل حزب ایران نوین بعد از او) به این انتصاب واکنش نشان دادند و مدارکی بر علیه او ارائه دادند. بعد از مدتی کوتاه مسئله سوء استفاده‌های او در وزارت کار مطرح گردید و همچنین گزارش مفصلی از شرح حال حزب ایران نوین در زمان دبیر کلی او به ساواک رسید که او را از لحاظ خبث طینت و دروغگویی و شارلمانی کم نظیر توصیف کردند.[24]

چند روز بعد از این حادثه، مشاجره و دعوای سختی بین هویدا و خسروانی اتفاق افتاد و هویدا نیز برای برکناری خسروانی دست به نیرنگ و حیله زد و در این کار از نیک پی(وزیر آبادانی) مدد جست. غلام‌رضا نیک‌پی طی درخواست هویدا در جلسه هیئت وزیران با خسروانی مشاجره و زد و خورد کرد و هویدا از این فرصت استفاده نمود و مراتب را به شاه گزارش کرد[25] و شاه که اقدامات جاه‌طلبانه خسروانی را خطرناک تلقی می‌نمود. فرصت را غنیمت شمرد و خسروانی را از وزارت کشور و دبیر کلی حزب ایران نوین برکنار ساخت. دکتر صحت که درباره برکناری خسروانی نظر مساعدی داشت او را دزد و خیانت کار معرفی کرد.[26] نیک‌پی نیز بعد از این ماجرا، از وزارت برکنار شد؛ ولی بعد از مدت کوتاهی به شهرداری تهران منصوب گردید.[27] خسروانی بعد از برکناری دچار غم و غصه شدید شد و مبتلا به بیماری گواتر «غمباد» شد، مدتی بعد از آن تارهای صوتی او نیز از کار افتاد و او از این پس با ایماء و اشاره صحبت می‌کرد.

مقاله

نویسنده سيد مرتضي مير تبار
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS