دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عظمت و بركات ماه رمضان

No image
عظمت و بركات ماه رمضان

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مى‌باشد. چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى شود، به اين ماه مبارك رمضان گفته‌اند. پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: اگر مردم قدر ماه مبارك رمضان را مي‌دانستند، مي‌گفتند: ‌اي كاش همه سال رمضان بود. در اين ماه خوابت، نفس كشيدنت، عبادت است. آقا اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) مي‌فرمايد: فضيلت ماه مبارك رمضان بر بقيه ماه‌ها مثل فضيلت ما امام‌هاست بر بقيه مردم. هيچ كسي، هيچ شخصيتي، با پيامبر و اهل بيت و چهارده معصوم عليهم السلام قابل قياس نيست. در روايات مي‌فرمايد: ما را با هيچ كسي قياس نكنيد. يعني فضيلت ماه مبارك رمضان را با بقيه ماه‌ها مقايسه نكنيد. [1]پيامبر اكرم(ص) فرمود: محروم، شقي و بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه مبارك محروم بشود. قدر اين مجالس، اين حالات، اين گريه‌ها را بدانيد. گاهي يك قطره اشك، يك درياي آتش را خاموش مي‌كند. روايت داريم: روز قيامت يك بنده گنه‌كاري را مي‌آورند كه خيلي گناهش زياد بوده است. همانطوري كه دوربين مي‌تواند عكس و صورت و تصوير ما را ضبط و بعداً پخش كند، خدا اين قدرت را دارد كه به اعضاي ما اين قدرت را بدهد كه خود اعضا و جوارح ما فيلمبرداري بكنند يا به نطق بيايند. «أنْطقنا‌الله الّذي أنْطق كُلّ شيء»[2] انسان به اعضا و جوارحش مي‌گويد چرا عليه من شهادت مي‌دهيد؟ «لِم شهِدْتُمْ علينا»[3] مي‌گويند: اين كار خدا بود. اين مژه‌هاي چشم مي‌گويند: بار پروردگارا ما هم يك شهادتي داريم. يك شبي اين بنده تو بلند شد، به ياد گناهانش افتاد و ناله كرد. آن قدر گريه كرد كه ما‌ تر شديم. خداي متعال مي‌فرمايد: چون كه اين از خوف من گريه كرده، او را به طرف بهشت برگردانيد. درياي رحمت الهي به موج مي‌آيد و اين بنده را برمي‌گردانند.

بركات ماه مبارك رمضان

حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى‌كند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندام هاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آنها را به كارهايى‌گيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش‌هايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به دين لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آن چه منع شده ره نسپاريم و تا شكم هايمان جز آن چه را تو حلال كرده اى در خود جاى ندهد، و زبان هايمان جز به آن چه تو خبر داده اى و بيان فرموده اى گويا نشود... » [4]امام سجاد (ع)مي‌فرمايد: خدايا اگر من را نهيبم بزني، ردم بكني، در را هم ببندي. «لا كففت عن تملقك»[5] من چاپلوسي مي‌كنم. به در خانه ات اينقدر سر مي‌سابانم، اينقدر ناله مي‌زنم كه به رويم باز كني. چون معرفت در قلب من آمده كه تو خيلي، كريم و بزرگوار هستي.

خدا، تنها دادرس

به خدا قسم ما جز خدا، كسي را نداريم. يك لحظه نفسمان بند بيايد، ما را در خانه نگه نمي‌دارند. فوري مي‌برند در سردخانه مي‌گذارند. به ياد بياوريم آن زماني كه ما را در كفن مي‌پيچند و در چاله‌اي به نام قبر مي‌گذارند. آنجا چه کسی به درد من و شما مي‌خورد. اين كاغذها و اعلاميه‌ها و قبرها را نگاه بكنيد، نصف افرادي كه مي‌ميرند يا ميانسال هستند يا جوان. لذا هر سال را احتمال بدهيد، سال آخر باشد. براي توبه و استغفار سنگ تمام بگذاريم. به ياد بياريم آن زماني كه ما را در چاله قبر تك و تنها رها مي‌كنند و مي‌روند. چه کسی به درد ما مي‌خورد؟ «الهي و ربي من لي غيرك»[6] غير از خدا، غير از اوليای خدا، چه کسی به درد ما مي‌خورد؟ جز خدا و اوليای خدا هر كس و هر چيزي هست، ما از آنها جدا مي‌شويم. همان پدري كه يك عمر در اين خانه خون دل خورده و زحمت كشيده، همان مادري كه شصت سال هفتاد سال واقعاً خون جگر خورده براي بچه‌هايش، اما وقتي كه نفسش بند آمد همان دختر مي‌ترسد كه در خانه او را نگه دارد.

قدردانی عمرهای باقی مانده

ما مثل يك شمع مي‌مانيم كه در شرف آب شدن و خاموش شدن هستيم. اين شمع دارد تمام مي‌شود. اگر با اين شمع يك چراغ ديگري براي آن عالم روشن كردي، كردي. نكردي در ظلمات و تاريكي مي‌ماني. از روزي كه ما به دنيا آمديم با سرعت به طرف آخرت و مرگ مي‌رويم. آخرت و مرگ هم به طرف ما مي‌آيد. چه قدر زود به هم مي‌رسيم. عن قريب است كه از ما اثري باقي نباشد. بياييم به فكر آخرت باشيم و زاد و توشه تهيه كنيم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS