دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عفو و گذشت

برشما باد به عفو وگذشت؛ همانا با عفو و بخشش، انسان عزیز می شود. پس یکدیگر را مورد عفو و بخشش قرار دهید؛ تا خداوند شما را عزیز گرداند.
عفو و گذشت
عفو و گذشت

عفو و گذشت

قال رسول الله(ص): «علیکُم بالعَفوِ فإنّ العَفوَ لا یَزیدُ العبدَ إلاّ عِزّاً فَتَعافُوا یُعِزَّکُمُ اللهُ» (کافی،ج2،ص108)

یکی از صفات برجسته، عفو و گذشت نسبت به خطاهای دیگران است؛ که همواره در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است. خداوند در قرآن خطاب به پیامبراسلام می‌فرماید:

«خُذِ العفوَ و أمُر بالعُرفِ و أعرِض عن الجاهِلینَ»[1]

ای پیامبر با آنها با عفو و گذشت برخورد کن و به نیکوکاری امرکن و از مردم نادان در گذر.

بهترین نحوه معاشرت با کسانی که در جامعه رفتارهای نامناسب (مثل بدزبانی، بی‌ادبی، و...) نسبت به انسان دارند، این است که در مقابل اینگونه افراد، مقابله به احسن شود. این کار، در درجه اول، حل مشکلات دنیوی است؛ زیرا خوش‌رفتاری باکسی که در صدد آزار و اذیت ما است، اولاً؛ ما را از شرّ او در امان نگه می‌دارد و ثانیاً؛ فرد دشمن را تبدیل به دوست می‌کند. در درجه بعدی، این کار، موجب می‌شود تا انسان، به‌تدریج کارهایش را فقط به‌خاطر کسب رضایت الهی که از مراتب عالیه ارزش‌ها است، انجام دهد. انسان نمی‌تواند هیچ انگیزه‌ای را بالاتر از کسب رضایت الهی تصور کند. اسلام و ائمه معصومین(ع) نیز می‌خواهند انسان را طوری تربیت کنند که به این حد از کمال و معرفت دست یابد.[2]

مولوی درباره ارزش عفو و بخشش می‌گوید:

ور عدو ‌باشد همین احسان ‌نکوست‌ که به احسان بس عدو گشته‌ست دوست

ور نگـردد دوست کینش کم شود زآن کـه احسـان کیــنه را مـرهـم شود

بس فواید هـست غیـر این ولیـک از درازی خـایفـم ای یـار نـیـک[3]

البته نباید از این نکته غفلت کرد که عفو و بخشش، در مسائل شخصی نیکو است. انسان باید با مهربانی، از خطاها ولغزشهای همسر، فرزندان، دوستان و اطرافیانش در مورد خودش درگذرد؛ ولی نسبت به حقوق دیگران و حقوق الهی، نباید چنین گذشت بی‌موردی را انجام دهد؛ چراکه در حیطه چنین گذشتی در حیطه قدرت او نیستند. در سیره پیامبر اسلام(ص) وارد شده است که اگر بدی و ظلمی به شخص پیامبر(ص) می‌شد، با کمال بزرگواری می‌گذشتند؛ اما اگر به حرمت‌های الهی تعدّی و تجاوز می‌شد، بدون ذرّه‌ای گذشت، احکام الهی را جاری می‌کردند. عایشه در وصف پیامبر می‌گوید: ندیدم رسول خدا مادام که چیزی از حرمتهای الهی هتک نشده بود، به‌خاطر ستمی که به شخص او روا شده بود، درصدد احقاق حق برآید. امّا اگر به چیزی از حرمت‌های الهی تعدّی می‌شد، نسبت به آن خشمگین‌ترین افراد بود.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. اعراف / 199.
  • [2]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ پندهای امام صادق(ع) به ره‌جویان صادق، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1381، ص217.
  • [3]. مثنوی معنوی، دفتر دوم، ص269
  • [4]. محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ج 7، ص3378.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS