دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علل از دست رفتن کرامت و نعمت

عدم تکریم یتیم و یتیم نوازی: کَلَّا بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ این چنین نیست که مى‌پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامى نمىدارید. (فجر، آیه 17)
علل از دست رفتن کرامت و نعمت
علل از دست رفتن کرامت و نعمت

از نظر آموزه‌های قرآنی علل و عوامل گوناگونی در از دست رفتن کرامت ذاتی و اکتسابی و نیز نعمت‌های خدا نقش دارد که از جمله مهم‌ترین آنها عبارتند از:

1. عدم تکریم یتیم و یتیم نوازی: کَلَّا بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ این چنین نیست که مى‌پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامى نمىدارید. (فجر، آیه 17)

2. عدم ترغیب دیگران به تأمین غذا و خوراکی افراد مسکین که توانایی حرکت بدنی و تأمین نیاز غذایی خود را ندارند و از فقیر پایین‌تر و در شرایط بدتر هستند‌: وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ؛ و یکدیگر را بر طعام دادن به مستمند مسکین تشویق نمى‌کنید. (فجر، آیه 18)

3. بالا کشیدن ارث و میراث دیگران: وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا؛ و میراث خود را [با میراث دیگران بی‌توجه به حلال و حرام بودنش] یک جا و کامل مى‌خورید. (فجر، آیه 19)

4. گرایش زیاد به افزایش ثروت‌‌‌‌: وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا؛ و ثروت را بسیار دوست دارید. (فجر، آیه 20)

از نظر آموزه‌های قرآنی این امور و مانند آن باعت می‌شود که خدا نعمت را از انسان سلب کند و به جای کرامت، خواری و ذلت را برای او رقم زند؛ زیرا در امتحان آزمایش با کرامت و نعمت مردود شده است. اگر کسی می‌خواهد کرامت و نعمت خداداد را حفظ کند باید از رفتارهای پیش‌گفته اجتناب کند؛ زیرا خدا در آیات قبل از این آیات می‌فرماید: فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی اکرمن، وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ؛ اما انسان، هنگامىکه پروردگارش او را بیازماید و گرامى داردش و نعمتش بخشد، مى‌گوید: پروردگارم [چون شایسته و سزاوار بودم] مرا گرامى داشت.اما چون او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد. (فجر، آیات ‌15 و 16)

خدا در این آیات بیان داشته است که اول به انسان کرامت و نعمت به عنوان آزمون می‌دهد که چگونه با اینها برخورد می‌کند. اگر در کار خیری به کار برد، نه تنها آن را حفظ بلکه افزایش می‌دهد و گرنه زمینه از دست رفتن نعمت و کرامت به دست خودش فراهم و شخص، فقیر و خوار می‌شود؛ چون این سنت الهی است. (رعد، آیه 11 و انفال، آیه 53)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 09 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS