دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علل انحطاط و سقوط حكومت ها

No image
علل انحطاط و سقوط حكومت ها

پرسش:

از منظر قرآن کريم چه علل و اسبابي موجبات انحطاط و سقوط تمدن ها و حکومت ها را فراهم مي آورد؟

پاسخ:

در بخش نخست پاسخ به اين سؤال ضمن تأکيد بر سنت هلاکت در قرآن کريم به دو عامل انحطاط و سقوط تمدن ها و حکومت ها شامل: 1- ناسپاسي و کفران نعمت 2- ظلم، استکبار، کفر ورزيدن و تکذيب آيات الهي اشاره کرديم. اينک در بخش دوم اين مبحث دنباله مطلب را پي مي گيريم.

2- ظلم، استکبار، کفر ورزيدن و تکذيب آيات الهی

يکي ديگر از علل انحطاط و نابودي تمدن ها در طغيان، ظلم و تقليد کورکورانه و کفر ورزيدن است که نمونه بارز آن قوم نوح(ع) بودند. در مورد حضرت نوح(ع) آمده است: «و او از انبيا مرسل است و او را شيخ الانبيا مي گويند و آزار او از ساير پيغمبران بيشتر است. چون از عمر او چهارصد سال گذشت بر پيغمبري بر او نازل شد، او را بلاهاي عظيم پيش آمد و نهصد و پنجاه سال خلق را دعوت کرد و يک دم زبان او از دعوي تسکين نمي يافت.» (موسوي، 1368: 43)(28)

قوم نوح، بت پرست بودند و چون نوح به آنها تأکيد کرد که به آئين من بگرويد که عذاب پروردگار نزديک است، آنها گفتند: «ما از خدايان خويش دست باز نداريم و چون خدايان خويش را مي بينيم، آنها را خواهيم پرستيد و بر آنها ستايش خواهيم کرد:

قرآن شکوه نوح(ع) از بت پرستي قومش را اين گونه نقل مي فرمايد: (و قالوا لاتذرن الهتکم و لاتذرن ودا و لاسوعا و لايغوث و يعوق و نسرا) (و (قوم نوح) گفتند هرگز خدايان خود را رها نکنيد و به خصوص دست از پرستش (اين پنج بت) و دو سواع و يغوث و يعوق و نسر هرگز برنداريد.) (نوح- 23)

همچنين خداوند در سوره هاي عنکبوت و القمر به رسالت حضرت نوح(ع) و تکذيب نبوت وي از سوي قومش اشاره مي کند.

(و قوم نوح لما کذبوا الرسل اغرقناهم و جعلناهم للناس آيةً و اعتدنا للظالمين عذابا اليما)

(و نيز قوم نوح چون رسولان حق را تکذيب کردند، ما آنها را به طوفان هلاک سپرديم و آيت عبرت مردم قرار داديم و براي ستمکاران عذاب دردناک مهيا گردانيديم.) (فرقان- 37)

  1. تقليد کورکورانه

تقليد کورکورانه از بزرگان قوم نيز يکي از عوامل سقوط تمدن ها مي باشد خداوند سرگذشت عده اي از کافران را در روز جزا اين گونه ترسيم مي نمايد:

(يوم تقلب وجوههم في النار يقولون يا ليتنا اطعنا اله و اطعنا الرسولا* و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا)

(در آن روز صورتهاشان بر آتشي دگرگون بگردد (و فرياد پشيماني از دل برکشند) گويند اي کاش، که ما (در دنيا) خدا و رسول را اطاعت مي کرديم و گويند اي خدا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان فاسد خود کرديم که ما را به راه ضلالت کشيدند) (احزاب-66) پيامبران الهي در طول مبارزات خود در تلاش براي ايجاد محيط توحيدي و يکتاپرستي با مردمي روبرو بودند که عادات غلط پيشينيان آنها را منحرف ساخته و باعث شده بود که پيامبران و فرستادگان خدا را تکذيب کنند.

(بل قالوا انا وجدنا اباءنا علي امةً و انا علي آثارهم مهتدون)

(بلکه گفتند ما پدران خود را به عقايد و آئيني يافتيم و البته ما هم در پي آنان به راه هدايت هستيم.) (زخرف - 22)

روزنامه كيهان، شماره 21535 به تاريخ 25/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS