دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم خداوند به عالم غیب

علاوه بر دنیای مادی و جهانی که انسان‌ها در آن زندگی کرده و حوادث آن را لمس می‌نمایند دنیایی غیر مادی و غیر قابل ملموس وجود دارد که خداوند از اسرار آن آگاه است.
علم خداوند به عالم غیب
علم خداوند به عالم غیب
نویسنده: سارا علوی زادگان

علاوه بر دنیای مادی و جهانی که انسان‌ها در آن زندگی کرده و حوادث آن را لمس می‌نمایند دنیایی غیر مادی و غیر قابل ملموس وجود دارد که خداوند از اسرار آن آگاه است. در واقع عالم غیب در مقابل عالم شهود است، چیزهایی که با حواس قابل درک نباشد و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند از عالم غیب محسوب می‌شوند. مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب‌ها و عقاب‌های اخروی. این قبیل امور چون دیدنی و شنیدنی و قابل لمس نیستند و حواس ما تاب درک آنها را ندارد از جهان غیب شمرده می‌شووند. در قرآن کریم نیز عالم غیب در مقابل عالم شهادت قرار گرفته است در سوره انعام آیه 73 آمده است: «عالم الغیب والشّهاده و هو الحکیم الخبیر» خدا به جهان غیب و شهود علم دارد و حکیم و دانا است.‌

موجودات جهان غیب را در این جهان و به وسیله این حواس نمی‌توان مشاهده نمود. بلکه تنها راه علم به آنها این است که به وسیله براهین عقلی و ارشاد و تایید کسی که بر جهان غیب و شهود احاطه دارد یک مفهوم علمی برای ما حاصل شود. ما از جهان غیب بیش از یک سلسله مفاهیم و صورت‌های علمی نمی توانیم تصور نماییم، و بر واقع آن جهان احاطه نداریم و حواس و آلات علمی ما برای درک و لمس موجودات غیبی ناقص و ناتوانند. همین حوادثی که از حواس ما غایب هستند و با قلمرو درک ما فاصله دارند نسبت به پروردگار جهان حاضر و مشاهد می‌باشند، زیرا وجود تو محدود و ناقص نیست بلکه بر جهان هستی و زمان و مکان احاطه دارد. برای او این زمان و آن زمان، این مکان و آن مکان، معنا و مفهم ندارد و برای علم و ادراکش حاجب و مانعی تصور نمی شود. بنابراین حوادث زمان نوح برای ما غیبت دارند ولی برای خدا حاضر هستند، داستان اصحاب کهف نسبت به ما در جهان غیب قرار دارد لیکن نسبت به خدا از عالم شهود محسوب می‌شود.

خداوند در سوره حجرات آیه 18 فرموده: «انّ الله یعلم غیب السّموات و الارض» خدا غیب آسمان و زمین را می‌داند. در این جهت تردید نیست که خداوند متعال به تمام جهان هستی احاطه دارد، غیب و شهود نسبت به او یکسان است. چون وجودش نا محدود و برتر از زمان و مکان است چیزی از او غایب نیست.‌

در بعضی از آیات قرآن آمده که علم غیب مخصوص خداست و از دیگری حتی پیامبران ساخته نیست، چنان که در سوره انعام بیان شده: «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الّا هو». خزینه‌های غیب نزد خداست و جز او کسی از آنها خبر ندارد. در این آیه علم به غیب از مختصات خدا شمرده شده است علاوه بر این، پیامبران علم به غیب را از خودشان نفی کرده اند. چنان که در سوره هود آیه 31 از زبان حضرت نوح آمده است: «نمی گویم خزینه‌های خدا نزد من است، غیب هم نمی‌دانم و نمی‌گویم فرشته‌ام.»‌

اما در بعضی آیات دیگر خداوند متعال پاره ای از حقایق و مطالب غیبی را به وسیله وحی بر پیامبران نازل می‌کند و به این وسیله آنان را با جهان غیب مربوط می‌سازد. گرچه پیامبران می‌توانند با جهان غیب تماس بگیرند ولی به غیب مطلق و نامحدود دسترسی ندارند و بیش از ظرفیت محدود وجودی خود نمی توانند از آن عالم نامحدود استفاده کنند. در این استفاده‌های محدود هم استقلال ندارند و علومشان بالذات نیست بلکه به تاییدات و افاضات پروردگار جهان نیازمندند. خدا در سوره آل عمران می‌فرماید: «ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک» این از اخبار غیبی است که به تو وحی می‌کنیم. در این آیه بیان شده که خداوند اخبار غیب را در اختیار پیامبران قرار می‌داد.

مقاله

نویسنده سارا علوی زادگان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS