دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم منطق

No image
علم منطق

كلمات كليدي : علم منطق، ابزار قانوني، قواعد درست انديشيدن، علوم آلي، علوم اصالي

نویسنده : مهدي افضلي

از میان تمام جانداران، انسان از نیروی عقل برخودار است که با آن حقایق را بهتر و عمیق‌تر درک می‌کند. لکن در مسیر درک حقایق احیانا بر اثر درست راه نبردن عقل دچار اشتباه می‌شود. چیزی را که علت یک پدیده نیست، علت آن می‌انگارد، سخن هر کسی را با هر پایه و مایه‌ای تلقی به قبول می‌کند و پس از مدتی سر از شکاکیت در می‌آورد و گمان می‌برد که چیزی وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد قابل شناختن نیست و اگر قابل شناختن باشد قابل شناساندن نیست. اندیشمندان با دیدن این مسأله در پی چاره برآمده و سرانجام علم منطق را تدوین کرده‌اند.

در تعریف علم منطق گفته شده:

"منطق ابزاری است که به انسان نحوه درست اندیشیدن را یاد می‌دهد."

بر اثر رعایت قوانین منطق ذهن انسان از خطا و اشتباه محفوظ می‌ماند، دیگر نه خود به اشتباه می‌افتد و نه دیگران را به خطا می‌اندازد. منطق را از این جهت همانند قواعد زبان دانسته‌اند، همان‌گونه که دستور زبان به انسان اصل سخن گفتن را نمی‌آموزد، بلکه شیوه‌ تصحیح سخن گفتن را تعلیم می‌دهد، منطق نیز اصل اندیشیدن را نمی‌آموزد، بلکه شیوه‌ درست اندیشیدن را تعلیم می‌دهد.

ابزار بودن علم منطق

در دسته‌ بندی‌هایی که برای علوم ذکر شده، یکی تقسیم آن به ابزاری و اصالی است. علوم اصالی علومی‌ هستند که برای شناخت مسائل آن علوم تدوین و تنسیق شده‌اند. از باب نمونه علم حقوق برای این است که حقوق و وظایف انسان‌ها را در زندگی اجتماعی تدوین نماید و علم اخلاق برای آن است که حق و تکلیف انسان در مواجه شدن با خود، خدا، انسان‌های دیگر و طبیعت را خاطر نشان سازد و همین طور علوم دیگر؛ ولی منطق از آن دسته علوم است که شناخت مسائل آن بالاصاله مطمح نظر نیست، بلکه عهده دار بیان راه‌های درستی است که اندیشه‌ آدمی به مدد آن با تکیه بر دانستنی‌ها، نادانستی‌ها را کشف کند.

بی‌نیازی منطق به علم منطق

برخی با توجه به این نکته که تمام علوم نیازمند منطق‌اند گفته‌اند منطق خودش علم نیست، زیرا اگر علم باشد با توجه به این که تمام علوم نیازمند منطق هستند، خود منطق نیز به دلیل علم بودن نیازمند علم منطق است و این از مصادیق دور باطل است. کسانی همانند ابن سینا در رد آن گفته‌اند اولا تمام علوم نیازمند به منطق نیستند، بلکه علوم نظری نیازمند به منطق‌اند نه علوم بدیهی، و علم منطق نیاز به منطق ندارد، چرا که بدیهی است. ثانیا آلی و ابزاری بودن علم منطق آن را از علم بودن خارج نمی‌کند، علوم دیگری هستند که در عین اتفاق نظر بر علم بودن‌شان ابزار برای علوم دیگر اند؛ از باب نمونه قواعد زبانی و ادبیات ابزار برای زبان و هندسه ابزار برای هیئت است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS