دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم نافع

آن علمی را باید طلب کرد که منظور نظر خاندان عصمت بوده و مورد دستور و خطاب پروردگار است.
علم نافع
علم نافع
نویسنده: جواد پوریا

از مواعظ اخلاقی آیت الله عبدالکریم حق شناس(ره)

آن علمی را باید طلب کرد که منظور نظر خاندان عصمت بوده و مورد دستور و خطاب پروردگار است. نبی اکرم(ص) عرض می‌کردند: «اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع»، معلوم می‌شود یک علم «لاینفع» داریم و یک علم که نفع می‌بخشد. اوحی الله الی داود: «تعلم العلم النافع. قال: ما العلم النافع؟ قال ان تعرف جلالی و عظمتی و کبریائی و کمال قدرتی علی کل شیء فهذا الذی یقربک الی»؛ خدا به داوود وحی کرد علم نافع را بیاموز. عرض کرد علم نافع چیست؟ فرمود اینکه جلال و عظمت و کبریا و قدرت من بر همه چیز را بشناسی پس این است که تو را به من نزدیک می‌کند». این عبارت چقدر قشنگ است: «الزم العلم لک ما دلک علی صلاح قلبک» لازمترین علوم علمی است که تو را به اصلاح قلبت راهنمایی می‌کند. تو مسئولی که قلبت را اصلاح کنی؛ چرا نرفتی واجباتت را یاد بگیری؟ واجبات کلاس اول است. چرا نرفتی از کلاس اول شروع کنی؟ باید پایه گذاری بکنی، کلاس اول ترک محرمات و فعل واجبات است، بعداً کلاس دوم ترک مشتبهات خواهد بود و کلاس سوم ترک ما سوی الله؛ از تو سئوال می‌شود این کارها را چرا نکردی؟ در بعضی از روایات هم دارد که «طلب العلم فریضه علی کل مسلمٍ و مسلمه و هو علم الانفس»یعنی علمی که با آن نفس خودت را در صدد استکمالش بر بیایی؛ «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم»(مائده/105) یعنی: نفس را رها نکن! باید نفس متخلق بشود به آداب انسانیت. مبادا علمی که بر شما واجب نیست، از این علم واجب شما را باز دارد! امروزه برعکس است؛ من اول باید فیزیک یا شیمی را مطالعه کنم، اگر رسیدم، آخر سَر توضیح المسائل را می‌خوانم! مرحوم فیض(ره) که «العلم فریضه» را معنا می‌کند می‌گوید: «ای علم التقوی و الیقین» یعنی آن علمی باعث نجات شما خواهد شد که شما را به سر حد یقین برساند. کسی رفت پیش یکی از اکابر، عرض کرد: من می‌خواهم سیر تکاملی بکنم، گفت باید ترک امیال نفسانی بکنی و ترک دنیا بکنی و از اینجا تا پروردگار دو قدم است، بعد وقتی دیگر رفت پیش بزرگ دیگر فرمود خیر، یک قدم است. به یک قدم بگو الله پروردگار من است بعد استقامت کن؛ همین یک قدم کافی است. فرمود: «دع نفسک و تعال» بیا پیش من. باز فرمود: «طهروا انفسکم من دنس الشهوات تُدرِکوا رفیع الدرجات»، جانهای خودتان از آلودگی شهوات پاک کنید درجات بلند را در خواهید یافت. اینها همه تایید می‌کند که وقتی نفس من مهذب شد آن وقت به پروردگار معرفت پیدا می‌کنم. آن عبارت اول جامع السعادات را فراموش نکنید که «الاخلاق المذمومه هی الحجب المانعه عن المعارف الالهیه » علت اینکه من توفیق آن علم را پیدا نمی‌کنم این است که حجاب در من است. باید رفع این حجابها بشود! حق ظاهر نمی‌شود با آن حجابها!

>

مقاله

نویسنده جواد پوریا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS