دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل حبط عمل و تكفير سيئات

No image
عوامل حبط عمل و تكفير سيئات

پرسش:

چه علل و عواملي سبب مي شود اعمال نيک انسان باطل و اعمال زشت او از بين برود؟

پاسخ:

مفهوم حبط و کلمه حبط به معناي باطل شدن عمل، و از تأثير افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: « حبط عمله حبطا بطل ثوابه» عملش حبط شد؛ يعني ثواب آن از بين رفت، (الجوهري، اسماعيل بن حماد، الصحاح، ج 3، ص 1118) هم چنين در المصباح المنير آمده « حبط العمل حبطا... فسد و هدر» (الفيومي، احمد بن محمد، المصباح المنير، ص 118)؛ عملش حبط شد؛ يعني عمل فاسد و تباه شد.

احباط و تکفير در قرآن و روايات از گناهاني که موجب از بين رفتن اعمال نيک و پسنديده مي شود، تعبير به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از اين رو، به بيان موارد و مصاديق آن در قرآن و روايات و در ادامه به بيان اهميت حفظ اعمال نيک، مي پردازيم.

در قرآن و روايات برخي از اعمال ناپسند سبب حبط و از بين رفتن اعمال پسنديده و خوب معرفي شده اند که به ترتيب در قرآن و روايات آن را بررسي مي کنيم.

الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالي را که سبب تباهي و از بين رفتن عمل خوب مي شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می‌کنيم:

1- ارتداد پس از ايمان:

يعني شخصي که مؤمن بوده، از عقايد خود دست بکشد و آنها را انکار کند. قرآن فرمود: «هر کسي راه ارتداد را پس از ايمان در پيش گيرد و در همان حال بميرد، اعمال او در دنيا و آخرت باطل مي شود و آنان براي هميشه در آتش خواهند بود». (بقره 217)

2- کفر و شرک

الف. «مَنْ يَکْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» ؛ (مائده/ 5) «هر کس به ايمان (دين اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زيان کاران خواهد بود».

ب. «ما کانَ لِلْمُشْرِکينَ اَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلي‌ اَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ اُولئِکَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُون‌»؛ (توبة 17) « مشرکان را شايسته نيست که مسجدهاي خدا را آباد کنند در حالي که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند» .

در اين دو آيه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکين و کفار مي داند.

3- نفاق

« وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا اَ هوُلاءِ الَّذينَ اَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ اَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فَاَصْبَحُوا خاسِرين‌» ؛ (مائدة 53) آنها که ايمان آورده‌اند مي‌گويند: « آيا اين (منافقان) همان ها هستند که با نهايت تأکيد سوگند ياد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به اين جا رسيد؟!) (آري،) اعمالشان نابود گشت، و زيان کار شدند».

4- تکذيب آيات خداوند و روز قيامت

« وَ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةً حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا يَعْمَلُون‌»؛ (اعراف 147) و کساني که آيات، و ديدار رستاخيز را تکذيب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مي گردد، آيا جز آنچه را عمل مي‌کردند پاداش داده مي‌شوند؟!» .

5- بی احترامی نسبت به پيامبر(ص)

از جمله عوامل احباط بي احترامي نسبت به شأن و مقام پيامبر است که از مظاهر آن با صداي بلند در مقابل حضرت سخن گفتن است، يعني در برابر پيامبر ادب را رعايت ننموده و چون سايرين با ايشان برخورد کنند. قرآن فرمود: «اي افراد با ايمان! صداهاي خود را فراتر از صداي پيامبر نبريد و براي او داد و فرياد نکنيد، آن گونه که برخي از شما با برخي ديگر سخن مي گويد و فرياد مي زند؛ مبادا اعمال شما باطل شود و خود توجه نداشته باشيد». (حجرات 2)

روزنامه كيهان، شماره 21540 به تاريخ 30/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS