دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عکس العمل امام سجاد( علیه السلام) در مورد فاجعه حرّه

No image
عکس العمل امام سجاد( علیه السلام) در مورد فاجعه حرّه

كلمات كليدي : حرّه، امام سجاد، مسلم بن عقبه،يزيد، عبد الله بن حنظله

نویسنده:‌طیبه عطایی

عصر امامت امام زين‌العابدين (عليه‌السّلام)، يكي از ترسناك‌ترين دوره‌‌هاي تاريخ اسلام براي شيعيان به‌شمار مي‌آيد، يكي از اقدامات مهم امام سجاد (عليه‌السّلام) در راستاي رهبري هدايت شيعه موضع‌گيري‌هاي بجا و به موقع آن حضرت در برابر قيام‌ها و شورش‌ها و نيز مواضع آن بزرگوار در مقابل عملكرد حكّام اموي عصر خويش بود.[1]

يزيد بيش از سه سال و اندي حكومت كرد و در اين مدت كوتاه هولناك‌ترين فجايع را انجام داد كه رخداد كربلا و عاشورا اولين آن‌ها و فاجعه حرّه گسترده‌ترين آن‌ها بود. او به عنوان دومين خليفه اموي، صحت پيش‌بيني علي بن ابي‌طالب (عليه‌السّلام) در مورد ظلم امويان را آشكارتر ساخت، علي (عليه‌السّلام) سال‌ها قبل فرموده بود:

«الّا! اِنّ أخْوَفْ الفِتَن عنديِ بني‌ اميه، فانّها قتلّه عمياءٌ عظيمَةٌ ...»

«آگاه باشيد! ترسناك‌ترين فتنه و آشوب در نظر من، فتنۀ بني اميه است؛ فتنه‌اي كور و بس تاريك»[2]

همان‌گونه كه اشاره شد، يكي از جنايات يزيد در عصر امام سجاد (عليه‌السّلام)، كه به دست حاكمان جنايتكار اموي در مدينه صورت گرفت، واقعه حرّه است. اين حادثه به قيام مردم مدينه در 25 يا 27 ذي الحجه 63 هجري مربوط است.[3]

علت وقوع اين حادثه:

عبدا... بن زبير، برادرش عمرو بن زبير را كشت. در خطبه‌اي به يزيد ناسزا گفت و مردم را به فرماني از يزيد و جهاد با او فرا خواند. عبدا... بن مطيع از طرف زبير از مردم مدينه بيعت گرفت. يزيد از جريان اين ناآرامي در مدينه باخبر شد و از عثمان بن محمد كه كارگزار خود در مدينه بود، خواست كه گروهي از بزرگان مدينه را راهي دمشق كند تا از عطا و بخشش‌هاي او برخوردار شوند و دست از ناآرامي بردارند. گروهي از بزرگان شهر از فرزندان انصار و مهاجر به دمشق وارد شدند و در مدت اقامت علاوه بر دست و دلبازي‌هاي او، سبكسري‌ها و كارهاي زشت او را از نزديك مشاهده كردند. زماني كه اين گروه بازگشتند به‌ جاي تعريف و تمجيد از يزيد از وي بدگويي كردند و گفتند:

«ما از نزد مردي فاسق آمديم كه دين ندارد، شراب مي‌خورد، طنبور مي‌نوازد، بردگان نزد او مي‌خوانند و با سگان بازي مي‌كند».

در پي اين گزارش، مردم مدينه با عبدا... بن حنظله بيعت كردند و بني اميه را كه در خانه مروان حكم جمع شده بودند، به محاصره در آوردند. و خلع يزيد را اعلام كردند. جمعي از بني‌ اميه نامه‌اي به يزيد نوشتند، به اين مضمون؛

«بنام خداي رحمان رحيم، و امّا بعد، ما را در خانه مروان حكم محاصره كرده‌اند و آب از برداشته‌اند، كمك، كمك!.»[4]

يزيد كه انتظار اين كار را نداشت، بسيار خشمگين شد و مسلم بن عقبه بن رياح را كه در سنگدلي و قساوت مشهور بود، را انتخاب كرد و راهي مدينه كرد.

اين سپاه به فرماندهي مسلم بن عقبه، از جانب يزيد حركت كرد و يزيد به او گفت اگر حادثه‌اي براي تو رخ داد، حصين بن نمير را جانشين كن و به او گفت: مردم را تا سه روز دعوت كن، اگر پذيرفتند كه بهتر و گرنه با آن‌ها بجنگ و چون غلبه پيدا كردي مدينه را سه روز به سپاهيان واگذار و هر مال و برده، سلاح، خوردني كه در آن هست از آن سپاه باشد و چون سه روز تمام شد از مردم دست بردار، علي بن الحسين (عليه‌السّلام) را ببين و دست از او بردار و با وي نيكي كن و تقرب ده كه در كار دخالت نكرده نامه او نيز به ما رسيده»[5]

سپاه مسلم بن عقبه که دوازده هزار نفر بود، نخست شهر مدينه را محاصره كردند و پيام داد تا سه روز مهت داريد با يزيد بيعت كنيد و برده او شويد. مردم مدينه تسليم نشدند و جنگ صورت گرفت. سرانجام لشكريان يزيد بر آنان برتري يافتند. فرمانده سپاه از سپاهيان خواست در اين سه روز هر كاري كه مي‌خواهند در اموال و امكانات مردم شهر انجام دهند، كشتار زيادي صورت گرفت. جان و مال و ناموس مردم مدينه در چنگال لشكريان شام قرار گرفت. اين كشتار وسيع سبب گرديد كه از آن پس مسلم بن عقبه را «مسرف بن عقبه» ناميدند. كشته‌ شدگان واقعه حرّه سه هزار و سيصد نفر دانسته‌اند.

عوامل عدم تعرض سپاه اموي نسبت به امام سجاد (عليه‌السّلام):

أ) موضع‌گيري امام سجاد (عليه‌السّلام) و عدم شركت در اين قيام؛

ب) اجراي سياست تقيه از جانب امام:

اجرای این سیاست از سوی امام سجاد(ع) موجب شد يزيد سفارش كند كه متعرض امام سجاد (عليه‌السّلام) نشوند و اين گونه شد كه در جريان واقعه حرّه تنها كسي كه بدون قيد و شرط از گزنه سپاه اموي در امان ماندند و اقرار به بردگي نكردند. علي بن الحسين (عليه‌السّلام) و علي بن عبدا... بن عباس بودند[6]. مسلم با مردم مدينه بدين شرط بيعت كرد كه بنده يزيد باشند و كسي كه نمي‌پذيرفت گردن مي‌زند و تنها علي بن الحسين (عليه‌السّلام) و علي بن عبدا... را معاف كرد.

خط مشی حضرت سجاد (عليه‌السّلام) پس از رخداد عاشورا باعث شد كه جاسوسان و گزارشگران اموي كه در مدينه تعدادشان بي‌شمار بود و روابط و مسايل زندگي حضرت را زيرنظر گرفته بودند، نتوانند كوچكترين حركتي از ايشان برخلاف حكومت يزيد گزارش دهند و به همين جهت حضرت و پيروان ايشان از اين وقايع در امان ماندند و اهل بيت را كه در جريان كربلا به شدت مورد آزار قرار گرفته بودند، در واقعه حرّه مصون ماندند،

ج) مشيت الهي:

امام حجت خدا بر روي زمين است و خداوند وجود حجتش را از بلا حفظ مي‌كند.[7] در جريان واقعه حرّه، امام از ابتدا در قيام شركت نكرد و همراه خانواه خود از شهر خارج شد و در ینبوع اقامت نمود و چهارصد نفر از مردم مدينه را در ميان خانه و خاندانش پناه داد و تا زمان بازگشت سپاه و خروج آن از مدينه پذيراي آن‌ها بود.

مقاله

نویسنده ُطیبه عطائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS