دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عید نوروز

هر روز ما نوروز است.
عید نوروز
عید نوروز

عید نوروز

قال علی(ع): «نَیروزُنا کُلُّ یومٍ» الفقیه؛ ج3، ص300

نوروز در نگاه معصومین علیهم‌السلام

با فرا رسیدن بهار و سرآغاز سال جدید همه در تکاپویند و همسان با طبیعت که از زمستان در آمده و لباس حیات بر تن می‌نماید خود را آماده شروع سال نو می‌کنند. شاید به ذهن عده ای خطور کند چرا چنین روزی را عید می‌گیریم؟ نظر ائمه اطهار(ع) در این باره چیست؟ و چندین سؤال مشابه که به طور مختصر در ذیل توضیح داده می‌شود.

چرا عید نوروز را عید می‌گویند؟

عید را از آن جهت عید گویند که هر سال با فرح و شادی تکرار می‌شود (عود می‌کند)[1] یکى از پیغمبران بنام «ازقیل» (علی نبینا و آله و علیه السلام) به وادیی رسید که اهل آن مرده بودند. ازقیل(ع) عرض کرد خداوندا اینها را چگونه زنده خواهى نمود؟ امر شد که مقدارى آب بر روى خاکهاى آنها بریز و بخواه تا زنده شوند. ازقیل مقدارى آب ریخت و از خداوند تقاضاى اعاده حیات آنها را نمود فورا همگى زنده شدند و بین سى سال تا هفتاد سال دوباره زندگى نمودند. این قضیه در روز اوّل فروردین یعنى روز اوّل بهار واقع شده به این خاطر روز اوّل فروردین را عید می‌گویند.[2]

فضیلت نوروز

معلّى بن خنیس که در نوروز نزد امام صادق علیه السّلام رفتم، فرمود: امروز را می‌شناسى؟ گفتم روزی است که عجمها بزرگش دارند و به هم هدیه دهند قربانت، فرمود: به کعبه‌اى که در مکّه است، این شیوه براى امری دیرین است که برایت تفسیرش می‌کنم تا بدانی، گفتم: اى آقایم، آن را از شما بدانم دوست‌تر است نزد من از اینکه مرده‌هایم زنده شوند و دشمنانم بمیرند، فرمود:

در نوروز بود که خدا از بنده‌هایش پیمان گرفت او را بپرستند و شریک با او نیاورند، و به رسولان و حججش بگروند، و به ائمّه علیهم السلام ایمان آرند.

[نوروز] اولین روزی است که خورشید تابیده، باد وزیده، گل در زمین شکفته، روزى [است] که کشتى نوح بر [کوه]جودى استوار شده، روزى [است] که خدا در آن هزاران [انسان] که از ترس مرگ گریخته و مرده بودند را زنده کرد، روزى [است] که جبرئیل(ع) به پیغمبر(ص) فرود آمد، روزى که پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام را به دوش گرفت تا بتهاى قریش را از فراز کعبه افکنده آنها را خرد کرد، و همچنین بود ابراهیم علیه السّلام. [نوروز] روزى [است] که پیغمبر(ص) فرمود تا اصحابش با أمیرالمؤمنین(ع) بیعت کردند، روزى [است] که پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام را به وادى پریان فرستاد تا از آنها بیعت گیرد، روزى [است] که دوباره مردم با على علیه السّلام بیعت کردند، روزى [است] که [امیرالمؤمنین علیه السلام] بر خوارج نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را کشت، روزى [است] که قائم(عج) ظهور کند و روزى [است] که [وی] به دجّال پیروز شود و او را در زباله‌دان کوفه بدار زند.

نوروزى نیاید جز اینکه ما توقع فرج داریم زیرا از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است، حججش نگه‌داشتند و شما آن را گم کردید.

[و همچنین] فرمود: یکى از پیغمبران (ازقیل نبی(ع)) از پروردگارش پرسید چگونه اینها که [از دنیا] برون شدند زنده کنى؟ خدا در این روز به او وحى کرد آب بر مرقدشان بپاشد که نخستین روز سال پارسیان است و آنان که 30 هزار بودند زنده شدند، و آب پاشیدن در آن روز سنّت شد.[3]

آداب نوروز

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:

«و کُلُّ یومٍ لا یعصى اللّه ُ فیهِ فهُوَ عید»[4]

و هر روزی که در آن از خدا نافرمانی نشود آن روز عید است

معیار هر مسلمان برای عید بودن ایام باید بر مبنای گناه نکردن باشد. هرگاه اطاعت خدا را به‌جا آورد و از عصیان و نافرمانی پروردگار اجتناب کرد آن روز بر او عید حقیقی خواهد شد. به‌همین جهت بسیار باید مواظب رفتار و گفتار خود باشیم تا با رعایت آداب دینی، ایام نوروز را علاوه‌بر عید سنتی-ملی، تبدیل به عید حقیقی دینی کنیم تا به قول حضرت امیرالمؤمنین(ع) هر روزمان نوروز شود:

«نَیروزُنا کُلُّ یومٍ»

هر روز برای ما نوروز است.[5]

چون مؤمن خود را در محضر پروردگار می‌بیند و از معصیت خدا پروا می‌کند از رضایت پروردگار خویش راضی وخشنود می‌شود و چه عیدی بالاتر از این می‌تواند باشد!

معلى بن خنیس از امام صادق علیه السّلام در باب آداب روز نوروز آورده که آن حضرت(ع) فرموده‌اند: [در این روز] غسل کن، پاک‌ترین جامه خود را بپوش، عطر بزن و آن روز را روزه باش.[6]

در نوروز، هدیه‌ای خدمت امام علی علیه السلام آوردند. حضرت پرسید: این چیست؟ عرض کردند: ای امیر المؤمنین! امروز نوروز است. امام علیه السلام فرمود: هر روز برای ما نوروز است.[7]

«... واتی علی(ع) بهدیه النیروز، قال ما هذا؟ فقالوا یا امیر المومنین الیوم النیروز فقال (ع) اصنعوا لنا کل یوم نیروزا»

هدیه گرفتن در نوروز

روای می‌گوید، از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: مردی مالک آبادی بزرگی است و چون روز [جشن] مهرگان یا نوروز می‌شود برزگران او هدایایی به او تقدیم می‌کنند که البته مکلّف به این کار نیستند، بلکه می‌خواهند با این کار خودشان را به او نزدیک کنند [این هدایا چه حکمی دارد؟] حضرت فرمود: مگر نه اینکه آنان (کشاورزان) نماز گزارند؟ عرض کردم: چرا! فرمود: پس هدیه آنان را بپذیرد و متقابلاً به آنان هدیه‌ای بدهد؛ چراکه رسول خدا صلی‌الله علیه وآله فرمود: اگر [مسلمانی] حتی پاچه گوسفندی برایم هدیه بیاورد، می‌پذیرم و این کار جزء دین است و اگر کافری یا منافقی یک بار شتر هم به من هدیه دهد، نمی‌پذیرم و این جزء دین است. خداوند عزّوجلّ برای من رضا نداده است که عطای مشرکان و منافقان و خوراک آنان را بپذیرم.[8]

از بیان امام(ع) مشخص می‌شود که روش پیامبر(ص) چنین بوده است که اگر هدیه، شائبه دیگری نمی‌نداشت، آن‌را قبول می‌کردند.

بنابراین نوروز علاوه‌بر سنت ملی، یک سابقه دینی هم دارد و اگر آن سابقه دینی لحاظ گردیده و مورد تأکید رسانه ها و مردم قرار گیرد نشاط در این روز تبدیل به نشاط از عبادت شده و عید حقیقی خواهد شد. از لوازم چنین امری انجام دستورات دینی و تقید به آداب شرعی آن است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS