دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غروب ستاره زندگانی حضرت خدیجه(س)

خورشید به طرف مغرب می‌خرامید و از حرارت شن‌های داغ‌ کاسته‌ می‌شد، تا جایی که در سایه خانه کعبه می‌شد نشست و گفتگو کرد.
غروب ستاره زندگانی حضرت خدیجه(س)
غروب ستاره زندگانی حضرت خدیجه(س)

غروب ستاره زندگانی حضرت خدیجه(س)

خورشید به طرف مغرب می‌خرامید و از حرارت شن‌های داغ‌ کاسته‌ می‌شد، تا جایی که در سایه خانه کعبه می‌شد نشست و گفتگو کرد. آن زمان صحن مسجد‌الحرام، غیر از طواف کعبه و زیارت، مرکز اجتماع قبایل مختلف، ملاقا‌ت‌ها، اطلاع‌رسانی و گفت‌های متفاوت مربوط به مسایل فردی و اجتماعی زندگی بود. یعنی افراد قوم و خویش و قبایل مختلف عرب، جلسات و حلقه‌هایی تشکیل می‌دادند و علاوه بر خبرگیری و اطلاع‌رسانی، راجع به مسایل کاری و تجاری، قول و قرارها و تصمیم‌گیری‌ها صورت می‌دادند.

در یک روز «عید» که گروهی از زنان قریش نزدیک کعبه دورهم نشسته و گفتگوهای شادمان زنانه داشتند و خدیجه(س) نیز در جمع آنان حضور یافته بود، یک مرد یهودی، که از عالمان و دانایان به برخی از مطالب کتاب «تورات» بود، در حالی که از کنار آنان می‌گذشت، خطاب به آنان گفت:‌ به زودی از میان شما مردمان مکه، پیامبری به نام «احمد» مبعوث خواهد شد، این نکته را به خاطر بسپارید و هر کس از شما می‌تواند، خودرا به همسری او درآورد، زیرا این افتخار بزرگی است، که برای همیشه جاویدان خواهد بود!

زنان حاضر، این سخن را بی‌پایه پنداشتند و به جای دقت در آن، هر یک با پرتاب یک مشت ریگ به سوی آن عالم دینی او را از کنار خویش دور ساختند! ولی خدیجه(س) که زن فهیم و خردمندی بود، این سخن را جدی گرفت و به خاطر سپرد، تا….۱

پرده دوم

خدیجه(س) که بانوی دانشمند، ثروتمند و با شخصیتی بود و به هنگام خواستگاری رجال معروف مکه به آنان جواب مثبت نداده بود، وقتی جناب ابوطالب (عبدمناف) عموی پیامبر(ص) برای تأمین مسایل مالی آن حضرت، پیشنهاد شراکت تجاری به صورت «مضاربه» با خدیجه(س) را به او داد،‌ وی پذیرفت و با همراهی «میسره» کارگزار خدیجه(س) با کاروان تجارتی به سوی سرزمین «شام» حرکت کردند. البته، این دومین سفر محمد(ص) به شام بود، زیرا وقتی آن حضرت هشت ساله‌بود، ابوطالب عمو و سرپرست وی به خاطر علاقه شدیدی که به او داشت، آن حضرت را در یک سفر تجاری هرماه خویش به آن سرزمین برده بود و در آن سفر، قضایای فوق‌العاده‌ای هم رخ داده بود…۲

اما، این‌بار، خدیجه(س) محمد(ص) را به خاطر درایت، روح امانتداری و مهارت زیاد به سرپرستی کاروان تجاری خویش به شام اعزام داشته، و آن حضرت با سود سرشار، راه بازگشت به مکه را پیش‌ گرفته است آری، خدیجه(س) هر روز عصر، در ایوان بالا خانه خویش می‌نشیند و چشم به دره ورود کاروان می‌دوزد، که انتظار به پایان می‌رسد، و از میان گرد و غبار درّه، سروکله شترها پیدا می‌شود و زنگ خوش‌نوای آنان، گوش خدیجه‌(س) را نوازش و قلب نازنین او را آرامش می‌دهد.

پرده سوم

اصالت و شرافت خانوادگی خدیجه(س) با قوم و خویشی با ابوطالب و محمد(ص) و اینکه آن بزرگوار به ۲۵ سالگی رسیده و نیاز به همسری شایسته دارد، موجب می‌گردد که ابوطالب پس از اعلام موافقت آن حضرت، با تعدادی از اعضای خانواده و گروهی از مردان قریش به خواستگاری خدیجه(س) به خانه «وَرقة‌بن‌نوفل» یا عموی دیگر آن بانو «عمروبن اسد» رهسپار گردند و پس از تعارف‌های مرسوم، خواستگاری رسمی را مطرح کند، و خدیجه‌(س) که در انتظار چنین روزی بود، با احترام به عموی خویش و بزرگان دیگر قبیله، اعلام رضایت کرد. آن گاه ابوطالب، پس از ستایش پروردگار کعبه و بیان اصالت خانوادگی و امتیازات پیامبر(ص) و اشاره به عظمت حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) بیان منزلت کعبه و حاکمیت آنان بر مردم آن سرزمین مقدس، خواستگاری از خدیجه(س) به عمل آورد، خطبه خواند و در میان شادی و شعف حاضران، پیوند ازدواج برقرار گردید.۳ سپس، با سرودخوانی و شادمانی و دادن ولیمه و غذای مفصل، جشن عروسی برگزار گردید و زندگی مشترک خدیجه(س) و محمد(ص) آغاز شد.۴

پرده چهارم

این زندگی مشترک، که به شادمانی فراوان آغاز شده بود، و مدت آن حدود ۲۵ سال ادامه یافت، از همان روزها، به خاطر حسادت‌ها، آزارها و کارشکنی‌های افرادی از قریش چون: ابوجهل و ابولهب و سایر کافران قریش، با سختی‌های دردناکی دست به گریبان گردید، تا جایی که هنگام زایمان خدیجه(س) زنان قریش اعتصاب کردند و به یاری او نیامدند و پس از آن هم، کینهتوزان سبک مغز با سنگ پرانی به خانه خدیجه(س) حتی در محل سکونت هم، از آن بانوی بزرگ سلب آسایش می‌کردند و رعب و وحشت به وجود می‌آوردند.۵ اما حضرت خدیجه(س) که همه دارایی و ثروت خویش را برای ترویج مکتب و کمک به نیازمندان در اختیار پیامبر(ص) گذاشته بود، در پرتو ایمان استوار و اعتقاد عمیق به هدف آن حضرت، با کمال شجاعت و شهامت، تلخی سختی‌ها را به جان می‌خرید، پیامبر(ص) را یاری می‌کرد و حتی به دلداری و آرامش بخشی پیامبر(ص) نیز می‌پرداخت.۶

طبق معروف‌ترین روایات و متون تاریخی، حضرت خدیجه(س) برای پیامبر(ص) دو فرزند پسر، به نام‌های: قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های: زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه(س) به دنیا آورد، که فرزندان پسر در کودکی زندگی را در مکه بدرود گفتند، دختران نیز هر کدام سرگذشتی دارند، ولی فاطمه(س) که ۵ سال پس از بعثت در مکه چشم به جهان گشوده بود.۷ معروف‌ترین و با عظمت‌ترین فرزند حضرت خدیجه(س) و پیامبر(ص) است، که نسل آنان و استمرار مکتب پیامبر(ص) به وسیله این بانوی بزرگ، استمرار و گسترش یافته است.

پرده پنجم

از میان سختی‌ها و تلخی‌هایی که در زندگی مشترک با پیامبر(ص) بر جان و پیکر حضرت خدیجه(س) وارد شد، «محاصره در شعب ابوطالب»یا «شعب بنی‌هاشم» بود. یعنی وضع آزارها و کارشکنی‌های مخالفان و دشمنان به جایی رسید، که حضرت خدیجه(س)، و زنان و مردان دیگری که اسلام آورده و گرد پیامبر(ص) جمع شده بودند، نتوانستند در مکه بمانند و برای حفظ عقیده و آرمان بلند خویش ناچار شدند، سر به بیابان و تن به آوارگی دهند و در دره‌ای بیرون مکه، بدون آب و غذای لازم و بستر و سایبان مناسب، زیر آفتاب سوزان مکه، زندگی‌ای را، که مدت آن بیش از سه سال طول کشید، با سختی زیاد سپری کردند!۸ وضع محاصره شدگان در آن شعب، که خدیجه(س) نیز در کنار پیامبر(ص) حضور داشت، چنان سخت و مشقت بار بود و هرگونه ارتباط و معاشرت، دادو ستد آنان با مردم و بالعکس چنان دردناک بود، که ناله و شیون کودکان آنان از گرسنگی از بیرون شعب شنیده می‌شد و گاهی شبانه اندکی خواروبار و موادغذایی به وسیله برخی از بستگان به آنان می‌رسید۹ آری، برای خدیجه(س) به عنوان یک زن ثروتمند، که در خانه بزرگ و رفاه زندگی به سر برده بود و خانه او محل مراجعه و مأمن درماندگان و نیازمندان بود و خدم و حشم داشت، محاصره شدن در «شعب ابوطالب» که از اول محرم سال ششم بعثت تا اوایل ماه رجب سال دهم بعثت طول کشید۱۰ با توجه به این که از سن وی بیش از شصت‌سال می‌گذشت، این مدت بسیار درناک و رنج‌بار و غمناک و طاقت‌فرسا بود، که بالاخره سپری شد و محاصره پایان یافت!

پرده ششم

پس از پایان محاصره در «شعب‌ ابوطالب» از آلام و رنج‌ها اندکی کاسته شد، رفاه نسبی به وجود آمد و خدیجه(س) بهتر و بیشتر می‌توانست پیامبر(ص) را برای ترویج و تبلیغ آیین مقدّس اسلام یاری رساند، که عمر پر برکت آن اول بانوی مجاهد اسلام به ۶۵ سالگی رسیده بود و در بستر بیماری قرار گرفت و در حدود دو ماه پس از خروج بنی‌هاشم از «شعب» و سه سال پیش از هجرت، وفات ابوطالب و سپس به فاصله سه روز، وفات خدیجه(س) در حالی از عمر رسول خدا(ص) ۴۹ سال و هشت ماه می‌گذشت،‌ سوم یا دهم ماه رمضان سال دهم بعثت، در خانه خویش،‌که نزدیک مسجدالحرام قرار داشت،‌ چشم از جهان فرو بست و پیامبر(ص) پیکرهای ابوطالب و خدیجه(س) را در قبرستان «حَجون» که بیرون مکه و در جانب شرقی مسجدالحرام واقع شده بود، با عزّت و عظمت به آغوش خاک سپرد.۱۱و بدین‌سان، ستاره زندگی خدیجه(س) غروب کرد. پیامبر(ص) به خاطر مصیبت از دست دادن ابوطالب و خدیجه(س) همسر خویش، که دو پشتیبان نیرومند بودند، آن سال را«عام‌الحزن» یعنی سال غم و اندوه نامید و می‌فرمود: تا ابوطالب زنده بود، قریش کم‌تر مرا آزار می‌دادند.۱۲

سلام و درود ما و همه فرشتگان و اهل ایمان، نثار آنان باد.

پی‌نویس:

۱ـ الاصابه، ابن حجر عسقلانی، ج ۴، ص 282.

۲ـ ابن حشام، السیرة‌النبویة، ج ۱، ص ۱۹۱.

۳ـ کلینی، کافی، ج ۵، ص ۳۷۴، ح ۵.

۴ـ همان، ص ۳۷۵ و مجلسی، بحار‌الانوار، ج ۱۶، ص ۱۶‌ـ 15.

۵ـ ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج ۲، ص ۲۵۵ـ۲۵۴.

۶ـ عمرابوالنصر، زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص ۱۸.

۷ـ احمد صادقی اردستانی، فاطمه الگوی زن مسلمان، ص ۷۴.

۸ و ۹ـ آیتی بیرجندی، تاریخ پیامبر اسلام، ص ۷۲ و ۱۶۸.

۱۰ـ رک، همان،‌ ص ۱۵۵ و ۱۶۸.

۱۱ـ ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج ۴، ص ۲۸۳.

۱۲ـ محمدباقرمجلسی، بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۲۵ و ج ۲۲، ص ۵۳۰: و رک، حضرت خدیجه(س) اولین زن مسلمان، ص ۱۷۸.

شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷

روزنامه اطلاعات

مقاله

نویسنده احمد صادقی اردستانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS