دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غزوه ودان (أبواء)

No image
غزوه ودان (أبواء)

كلمات كليدي : تاريخ، غزوه، ودان، أبواء، ماه صفر، قريش، بني ضمره، صلح

نویسنده : علي محمد تاج الدين

رسول گرامی اسلام در طول ده سالی که در مدینه إقامت داشتند، غزوات[1] و سریه‌های متعددی را با مشرکان و غیر مشرکان به منظور مطیع ساختن و یا جلوگیری از توطئه آنها انجام دادند، به طوری که طبری به نقل از ابن اسحاق می‌گوید: «غزوات پیامبر(ص) به عدد 26 می‌رسد و اولین غزوه‌ای که پیامبر(ص) در طول این سال‌ها انجام دادند، غزوه «ودان» بود.»

علت نامگذاری

این غزوه در محلی به نام «ودان» در مدینه و در نزدیکی منطقه «أبواء» رخ داد. ودان نیز بین جحفه(محلی در جنوب شرقی ودان) و أبواء قرار دارد. از آنجا که بین ودان و أبواء شش میل فاصله است[2] و در نزدیکی هم قرار دارند؛ لذا در منابع به هر دو نام آمده است.[3]

اصل ماجرا

در ماه صفر که دوازدهمین ماه از هجرت به مدینه بود، رسول گرامی اسلام(ص) تصمیم گرفت، اولین غزوه را آغاز نماید؛ به این صورت که ایشان به منظور گرفتن کاروانی از قریش و نیز جنگ با «قبیله بنی‌ضمره بن بکر کنانی» مدینه را به قصد أبواء ترک نمود و کسی از انصار در این جنگ نبود. پیامبر(ص) قبل از خروج از مدینه، "سعد بن عباده" را برای رسیدگی به امور در مدینه به جای خود منصوب نمود.[4]

چون به ودان رسید، در آنجا بنى‌ضمره براى آشتى و صلح به حضور پیامبر(ص) آمدند و کسى که از سوى ایشان قرارداد صلح را امضا نمود، "مخشى بن عمرو ضمری" بود که در آن زمان ریاست قبیله مذکور را به عهده داشت.[5] مدت غیبت پیامبر(ص) در مدینه پانزده شب بود.[6]

مفاد صلح‌نامه

در این قرارداد صلح مقرر شد که:

1. آنها علیه پیامبر(ص) دسته‌بندى نکنند و نیز پیامبر(ص) علیه آنان.

2. کسى را به این منظور یارى ندهند.

سپس میان خود عهدنامه‌ای نوشتند و پیامبر(ص) به مدینه بازگشتند.[7]

وقایع بعدی

پیامبر(ص) بعد از این جریان به مدینه بازگشت و وقتی متوجه شد که مکر و کیدى از سوى ایشان در کار نیست، بقیه ماه صفر و چند روزى ازربیع‌الاول که گذشت، «عبیدة بن حارث بن عبدالمطلب» را با شصت سوار که همه از مهاجران بودند و هیچ کس از انصار همراهشان نبود به جنگ اعزام فرمود و پرچمى که براى او بسته شد، نخستین پرچمى است که در اسلام بسته شده است. در همین هنگام پیامبر "حمزة بن عبدالمطلب" را هم همراه سى سوار از مهاجران به ناحیه «سیف‌البحر» که از بخش‌هاى «عیص» است، روانه فرمود. عبیده در ناحیه «ثنیة‌المرّة» کنار آبى که نامش «أحیا» بود، با مشرکان برخورد کرد و هر دو طرف شروع به تیراندازى نمودند، در حالی که فرمانده مشرکان ابوسفیان بود. نخستین کس از مسلمانان که در راه خدا تیراندازى نمود، «سعد بن ابی وقاص» بود. آنگاه پراکنده شدند و از هر طرف بعضى به طرف دیگر پیوستند که از جمله "مقداد بن اسود" و "عتبة بن غزوانگ به مسلمانان پیوستند.

حمزة نیز همراه همان سى نفر، خود را کنار دریا رساند و "ابوجهل" که همراه سیصد سوار بود، ایشان را دید؛ امّا "مجدى بن عمرو جهنى" که هم‌پیمان هر دو گروه بود، وساطت کرد و حمزه بازگشت و میان آن دو گروه جنگى صورت نگرفت.[8]

مردم درباره چگونگى پرچم عبیده و حمزه روایات مختلف نقل کرده‌اند. "بیهقی" به نقل از "ابن اسحاق" می‌گوید: «گروهى مى‌گویند نخست پرچم حمزه بسته شد و گروه دیگر مى‌گویند، نخست پرچم عبیده بوده است و به هر حال پیامبر(ص) هر دو را بدرقه فرمود و چون هر دو عده با هم بودند، نقل مطالب براى مردم پیچیده شده است.»[9]

آنگاه در ماه ربیع‌الاول پیامبر(ص) به عزم جنگ با قریش از مدینه به سمت بواط(غزوه بواط) بیرون آمدند.[10]

مقاله

نویسنده علي محمد تاج الدين

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS