دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غیرت

خداوند متعال بندگان غیرتمند خویش را دوست می دارد.
غیرت
غیرت

غیرت

قال رسول الله(ص): «إنّ اللّه َ تعالی یُحِبُّ مِن عِبادِهِ الغَیورَ» (میزان الحکمه، ج8، حدیث15668، ص577)

غیرت، یک شرافت انسانی و یک حساسیّت انسانی نسبت به پاکی و طهارت جامعه است. انسان غیور، همان‌طوری که به انحراف اطرافیان و نزدیکان خود راضی نمی‌شود، به انحراف و انحطاط ناموس دیگران نیز راضی نمی‌شود.[1] غیرت یک صفت و ارزش اخلاقی است که هرکسی که دارای آن باشد، شایسته احترام و تکریم است. در روایتی وارد شده که در یکی از جنگ‌ها تعدادی اسیر را خدمت پیامبر(ص) آوردند. پیامبر(ص) به‌دلیل موقعیت خاص جنگ، دستور دادند همه را به‌جز یک نفر، بکشند. آن مرد اسیر سؤال کرد، چرا مرا رها کردی؟ پیامبر(ص) در جواب آن مرد فرمودند: جبرئیل از طرف خداوند به من خبر داد که در تو پنج صفت نیکو وجود دارد، که خدا و رسولش، آنها را دوست دارند: غیرت شدید تو نسبت به خانواده‌ات، سخاوت، راست‌گویی، حسن خلق و شجاعت. وقتی آن مرد اینها را شنید، مسلمان شد و همواره با پیامبر بود تا اینکه به فیض شهادت نائل آمد.[2]

پاکدامنی و عفّت به قلمرو رفتار و گفتار فرد محدود نمی‌شود. انسان، زمانی در تلاش در زمینه تحصیل این صفت نیک، سربلند بیرون می‌آید که علاوه‌بر عفّت، در محدوده رفتار و گفتار، نزدیکان و اطرافیان خود را نیز در جهت پاکی و پاکدامنی سوق داده، آن‌ها را همچون وجود خود، از هرگونه ناپاکی و صفات زشت دیگر حفظ نماید. این تلاش، به کمک خوی پسندیده دیگری که غیرت نامیده می‌شود، امکان‌پذیر است. مؤمن، علاوه‌بر خصلت اخلاقی حیا و عفّت، باید از صفت غیرت برخوردار باشد؛ تا بتواند همسر و ناموس خود را به‌طور شایسته از نامحرمان محافظت نموده از هرگونه کج‌روی، معاشرت‌های ناهنجار و انحراف آنان به‌شدت جلوگیری نماید.[3]

انسان، هرچه در گرداب شهوات فرو رود و عفاف و تقوا و اراده اخلاقی را از دست بدهد، احساس غیرت در درونش ناتوان می‌شود؛ چنین شخصی دیگر از اینکه همسر و ناموسش با دیگران معاشرت داشته باشد، ناراحت نمی‌شود. در مقابل، کسانی که ارزش‌های انسانی و اخلاقی را پاس می‌دارند، نه تنها نسبت به همسر و ناموس خود غیرت به خرج می‌دهند؛ حتی نسبت به ناموس دیگران نیز وجدانشان اجازه نمی‌دهد، مورد تجاوز و آزار و اذیّت قرار گیرد. آری غیرت از چنان جایگاه عظیمی برخوردار است که در روایات کسی که غیرت ندارد، مورد لعنت واقع شده است. در روایتی نقل شده که وقتی به حضرت علی(ع) خبر دادند که زنان با مردان در کوچه و بازار با یکدیگر برخورد می‌کنند؛ به شدت ناراحت شده، فرمودند:

«یا أهل العراق نبّئتُ أنّ نساءَکُم یدافعن الرّجالَ فِی الطَّریقِ أما تَستَحیُونَ؟ و قَالَ لَعَنَ اللَّهَ مَن لا یُغَارُ»

ای مردم عراق! به من خبر رسیده است که زنان شما در بین راه با مردان برخورد کرده و آنان را کنار می‌زنند، آیا شرم نمی‌کنید؟! و فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.[4]

بنابراین انسان غیرتمند کسی است که علاوه‌بر اینکه از خانواده خود در برابر ناملایمات و انحرافات مراقبت می‌کند، نسبت به ناموس دیگران نیز بی‌تفاوت نیست. البته از این نکته نباید غافل شد که سخت‌گیری‌های بی‌مورد و بی‌جا نه تنها نشانه غیرتمندی نیست؛ بلکه مورد تأیید اسلام نیز نیست. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه در نامه‌ای خطاب به فرزندش امام حسن(ع) چنین می‌گوید:

«إیّاکَ وَ التَغایُرَ فِی غَیرِمَوضِعِ غَیرَهِ فإنّ ذلِکَ یَدعُو الصَّحِیحَةَ إلی السَّقَمِ و البَرِیئَهَ إلی الرَّیبِ»[5]

بپرهیز از غیرت نشان دادن بی‌جا که زن درستکار را به نادرستی و پاکدامن را به شک و تردید می‌کشاند.

    پی نوشت:
  • [1]. مطهری، مرتضی؛ مسأله حجاب، تهران، صدرا، 1386، ص64 و 65.
  • [2]. حر عاملی، وسائل‌الشیعه،  قم، آل‌البیت، 1409هق، ج20، ص155.
  • [3].اسماعیلی یزدی، عباس؛ فرهنگ صفات، قم، مسجد مقدس جمکران، 1386، چاپ اول، ص242.
  • [4]. صابر یزدی، علیرضا؛ الحکم الزاهرة، ترجمه محمدرضا انصاری محلاتی، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1375، ص529.
  • [5]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم، نامه 31، ص536.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS