دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فاطمه زهرا (س) همتای قرآن کریم

قرآن صورت کتیبۀ انسان کامل و انسان کامل تجسم عینی و خارجی آن است. هر دو « کلمة الله »‌اند؛ یکی کلام تدوینی و دیگری کلام تکوینی خدای سبحان است. عترت طاهره، قرآن ناطق‌اند و در هیچ مرحله از مراحل علمی از قرآن جدا نیستند. چنان‌که همۀ کمالاتی را که قرآن فرموده است، دارند. چرا که در غیر این‌ صورت محذور انفکاک قرآن از عترت یا انفکاک عترت از قرآن لازم می‌آمد. قرآن و عترت دو تجلی از یک حقیقت واحدند که از هم انفکاک و جدایی ندارند. چنان‌که در حدیث ثقلین وجود مبارک نبی مکرم اسلام (ص) بر این حقیقت تأکید فرمودند.
No image
فاطمه زهرا (س) همتای قرآن کریم

کلمات کلیدی :

نویسنده :جواد نيري , حسين محمودي

فاطمه زهرا (س) همتای قرآن کریم

قرآن صورت کتیبۀ انسان کامل و انسان کامل تجسم عینی و خارجی آن است. هر دو « کلمة الله »‌ اند؛ یکی کلام تدوینی و دیگری کلام تکوینی خدای سبحان است. عترت طاهره، قرآن ناطق‌اند و در هیچ مرحله از مراحل علمی از قرآن جدا نیستند. چنان‌که همۀ کمالاتی را که قرآن فرموده است، دارند. چرا که در غیر این‌ صورت محذور انفکاک قرآن از عترت یا انفکاک عترت از قرآن لازم می‌آمد.

قرآن و عترت دو تجلی از یک حقیقت واحدند که از هم انفکاک و جدایی ندارند. چنان‌که در حدیث ثقلین وجود مبارک نبی مکرم اسلام (ص) بر این حقیقت تأکید فرمودند.

منشأ عظمت حضرت فاطمه زهرا (س)

خداوند مقام منیع حضرت زهرا (س) را – طبق برخی روایات – بر جمیع پیامبران برتری داده است. چنان‌که جابر از امام صادق (ع) روایت می‌کند: عرض کردم: چرا فاطمه زهرا را، زهرا نامیده‌اند؟ فرمودند:

« برای آن‌که خدای –عزوجل- ایشان را از نور عظمت خود آفرید، پس هنگامی که فاطمه پرتو افکند، آسمان و زمین به نور او روشن شد و دیدگان فرشتگان را فرا گرفت. فرشتگان برای خدا به سجده افتادند و گفتند: خدایا! این چه نوری است؟ پس خداوند به ایشان وحی نمود: این نوری از نور من است او را در آسمان مسکن دادم و از عظمتم او را آفریدم او را از صلب پیامبری از پیامبرانم خارج خواهم ساخت و بر تمامی أنبیا برتری خواهم بخشید و از آن نور امامانی خارج خواهم ساخت که به امر من قیام کنند و...»

هم‌چنین در برخی روایاتی که در ذیل آیه؛

«یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ» (آل‌عمران/42)

وارد شده است، حضرت فاطمه(س) بر تمامی زنان عالم برتری داده شده است؛

« فَقَالُواْ [الْمَلآئِکَةُ]: إِنَّ مَرْیَمَ کَانَتْ سَیِّدَةِ نِسَاءِ عالمها وَ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَکِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ عالمکِ وَعالمها و سَیِّدَةِ نِسَاءِ الأَوَّلِینَ وَ الْآخَرِینَ »

در عظمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) همین بس که امام زمان (عج) که عصارۀ‌ تمام أنبیا و اولیایی الهی است، حضرت را به عنوان الگوی خویش معرفی کرده است:

« فِی ابنة رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ لی حَسَنَةٌ »

سرّ عظمت فاطمه زهرا (س)

راز و رمز عظمت و بزرگواری این بانوی گرامی اسلام همان سیر ولایی و مقام ولایتی ایشان است.

انسانی که ولی‌اللهی می‌شود، گاه مانند انبیاء الهی و امامان معصوم به سمت‌های اجرایی و گاه همچون حضرت فاطمه زهرا و مریم عذراء (علیهماالسلام ) به امور غیر اجرایی مأمور می‌شود. بنابراین هر رسول و پیامبری، ولیّ نیز هست، لیکن هر ولییّ پیام‌آور تشریعی نیست.

وجوه همتایی فاطمۀ زهرا (س) با قرآن کریم

نکات ذیل را می‌توان به عنوان وجوه همتایی حضرت با قرآن کریم بیان کرد:

1)همتایی با قرآن در مقام حدوث و بقاء

الف) منشأ آسمانی داشتن

هم‌چنان که قرآن کریم منبعث از فکر و ذهن محدود بشری نیست و همه معارف آن مستقیماً از جهان غیب نازل شده است، طلیعه پیدایش وجود مبارک فاطمه زهرا نیز آسمانی است.

در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که فرمودند:

« ای مردم! آیا می‌دانید فاطمه چگونه آفریده شد؟ »

عرض کردند: خدا و رسول او داناترند.

حضرت فرمود:

«فاطمه حوریۀ انسیه خلق شده است؛ نه فقط انسان....»

آن‌گاه فرمودند:

«[در معراج] خدای متعال سیبی بهشتی به من هدیه کرد و جبرئیل آن را به من رسانید و گفت: خداوند این هدیه را از بهشت برای شما فرستاده است. من آن را گرفتم و بوسیدم و بر چشم و سینه‌ام گذاشتم. سپس گفت: ای محمد! سیب را تناول کن. گفتم: ای جبرئیل! آیا هدیه پروردگارم خورده می‌شود؟ جبرئیل گفت: بلی، شما مأمور هستید که آن را میل نمائید. و من چون آن را پاره کردم نوری از آن درخشید که ترسیدم. جبرئیل گفت: بخور و نترس! این نور کسی است که نام او منصوره و فاطمه است.»

ب) همراهی فاطمه (س) ‌با قرآن در نشئه دنیا

قرآن در طی 23 سال به تدریج نازل شد و در سال پنجم بعثت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا به دنیا آمد. این پنج سال را می‌توان مقدمه پیدایش آن حضرت دانست. این فاصله زمانی زمینه‌ای بود برای تحقق معراج پیامبر و افطار با سیب بهشتی و تکوّن آن حضرت با طلیعه آسمانی و بهشتی‌اش. فاطمه زهرا (س) پا به پای قرآن در مکّه با آیات مکّی و در مدینه با آیات مدنی رشد و نمو پیدا کرد. او در همه حال با قرآن در ارتباط بود گاه مستقیماً و گاهی غیر مستقیم از زبان پیامبر اکرم (ص) علی بن ابیطالب (ع) و حسن و حسین ( علیهما‌السلام ) کلام وحی را دریافت می‌نمود. این ارتباط تا اواخر عمر مبارک پیامبر اکرم (ص) و پایان نزول وحی ادامه داشت. فاطمه با قرآن نفس می‌کشید، با قرآن کامل می‌شد و با قرآن مأنوس بود و با اتمام نزول قرآن، فاطمه نیز از نشئه دنیا به عالم عقبی سفر نمود.

ج) ابدیت و زوال ناپذیری

هم‌چنان‌که قرآن مجید؛

«لا یاتیه الباطل مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ» (فصلت/ 42)

«از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی‌آید»

حضرت زهرا (س) نیز همانند قرآن ابدی و جاودانه است.

اگر به فرمودۀ علی (ع):

«العلماء باقون ما بقی الدهر»

که مصداق کامل و بالذات این علما خود معصومین‌اند؛ آن جا که فرمود:

«نحن العلماء وشیعتنا المتعلمون و سائر الناس غثاء»

و اگر هم علما شامل غیرمعصوم بشود بالعرض و بالتبع است.

تحلیل بخش پایانی سورۀ «کوثر» می‌تواند سند جاودانگی شخصیت فاطمۀ زهرا (س) قرار گیرد. آن‌جا که استمرار مکتب و نسل پیامبر به واسطۀ قرآن و حضرت زهرای مرضیّه و نیز فنا و نابودی دشمنان آن دو گوهر نایاب، مورد وعدۀ الهی قرار گرفت.

2) همتایی با قرآن در مراتب وجودی

در روایات معصومین آمده است که قرآن کریم دارای مراتبی است. مرتبه‌ای از آن برای توده مردم است و آن ظواهر والفاظ قرآن است. برتر از آن اشارات قرآن است که مخصوص خواص مؤمنان است. درجه والاتر لطایف قرآن است که ویژۀ اولیاء الهی است. و در نهایت قله قرآن حقایقی است که مختص انبیا الهی است.

صدیقه کبری (س) هم سیره و سنّتی دارد که بخشی از آن جزء ظواهر رفتار و گفتارش است که تودۀ مردم از آن بهره‌ می‌برند. بخشی از آن مربوط به اشارات سیره آن حضرت است که خواص استفاده می‌کنند و قسمتی هم مربوط به لطایف آن حضرت است که اولیاء الهی از آن باخبرند و بخشی مهمی نیز مربوط به حقایق فاطمیه است که تنها پیامبران الهی از آن آگاهی دارند و دیگران بی‌بهره‌اند.

3) همتایی در هدایتگری

الف) صراط مستقیم بودن قرآن و عترت

برای کسب معرفت و محبت خداوند، باید از مسیر قرآن و عترت که عین صراط مستقیم است حرکت کرد. در روایات «صراط مستقیم» به علی بن ابیطالب (ع) تعبیر شده است و از آن‌جائی که فاطمه (س) به شهادت روایات همتای علی (ع‌) است او نیز صراط مستقیم الهی خواهد بود.

ب) حبل الله بودن قرآن و عترت

قرآن کریم حبل الهی یعنی طناب ناگستنی از سوی خدای سبحان است. وجود مطهر فاطمه زهرا (س) همانند قرآن ریسمان ناگسستنی هدایت است که یک سوی آن در آسمان ملکوت و طرف دیگرش در ملک زمین است. نزول او مانند قرآن کریم است که در عین این‌که « لدی الله» است در میان مردم نیز ظهور و حضور دارد. این قرآن و عترت تار و پود یک «حبل متین»اند. دو حبل نیست تا کسی بگوید:

«حسبنا کتاب الله»

یا گمان برد که؛

«حسبنا العترة»

اگر ریسمانی جز قرآن و عترت وجود ندارد، برای ترقی و کمال به سوی معرفت الله چاره‌ای جز توسل و شفاعت این دو که دو جلوه از یک حقیقت‌اند باقی نخواهد ماند. در این باب قرآن کریم می‌فرماید:

« وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ » (مائده/35)

«به سوی خداوند وسیله فراهم کنید برای اینکه به خدا نزدیک شوید توسل بجوئید.»

در روایات معصومین نماز، روزه وعبادات و ولایت اهل بیت (ع) وسیله قرب به خدای سبحان معرفی شده است.

حضرت زهرا (س) نیز در این باره می‌فرمایند:

«وأحمدوا الله الذی ولعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والارض الیه الوسیله و نحن وسیلتهُ....و نحن حُجتُهُ فی غیبته و نحن ورثةُ انبیائه»

«خدا را حمد کنید که به عظمت و نور خداوند تمام موجودات آسمان و زمین به طرف او وسیله خواستند و ما وسیله‌ایم و ما حجت خدا و وارثان انبیا هستیم.»

4) همتایی در حجّیّت

به طور قطع عترت طاهرین همانند قرآن کریم حجت الهی بر مردمند.

اعتقاد ما بر این است که فاطمه زهرا (س) حجت خداوند بر ائمه است چرا که در حجّیت اللهی نبوّت، رسالت و یا امامت شرط نیست بلکه آن‌چه محور حجّیت است، عصمت است.

علاوه بر آن حضرت علی (ع) گاهی به سخنان فاطمه (س) استشهاد می‌نمود که در حقیقت استدلال به قول حجت الله است.

هم‌چنین تمامی امامان معصوم عالم به غیب هستند. و منابع آن را رسول اکرم (ص) باطن قرآن و گاهی مصحف فاطمه (س)‌ معرفی می‌فرمایند، آن‌جا که امام معصوم (ع) از غیب خبر می‌دهد و از او سوال می‌کنند که این خبر غیبی از کجاست؟ می‌فرمایند در مصحف مادرمان فاطمه چنین نوشته است.

مصحف فاطمه همان است که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) جبرئیل نازل می‌شد و این معارف را بر حضرتش القاء می‌فرمود و وجود مبارک فاطمه پس از تلقی، آن را به امیرمؤمنان (ع) املاء می‌فرمود و حضرت آن را می‌نوشت. استناد اهل بیت (ع)‌ به مصحف فاطمه (س)‌ برای آن است که آن بانوی عصمت، حجت الهی است. مسلّماً وحی تشریعی با رحلت پیامبر اکرم (ص) به پایان رسید امّا وحی تسدیدی و انبائی تا روز قیامت مخصوصاً در شب‌های قدر و شب‌های جمعه استمرار خواهد داشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS