دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه حنابله Hanbal

No image
فرقه حنابله Hanbal

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : حنابله، حنبلي، احمدبن محمد بن حنبل، اهل حديث، ابو عبد الله الشيباني

حدوث و قدم از مهمترین مباحث در خدا شناسی است. با درک صحیح این مسأله، راه برای خدا شناسی و معرفت صحیح او گشوده می شود. خطا در این مسأله، انحراف از خدا شناسی را در پی دارد. قدم کلام خدا، یکی از عناوین اعتقادی فرقه حنابله است. این فرقه از اهل سنت در راه دفاع ازاین عقیده بسیار تلاش نمودند. سیاسی شدن این مسأله از عوامل مهم درگیری­­ها و شکنجه­ها و زندان رفتن­ها و قتل هاست.

اهل حدیث

اهل حدیث اصطلاحی است که به جمعی از تابعین گفته می­شود. این عده در برابر اصحاب رأی و قیاس بوده­اند. زیرا اصحاب رأی برخی روایات و آیات را با عقل تفسیر می کردند و معنی ظاهری روایت و آیه را به کمک عقل تفسیر می­کردند. این عده با افراط در عقل­گرائی به وادی خطرناک قیاس و اجتهاد به رأی لغزیدند. از سوی دیگر مخالفین قیاس و عقل­گرائی با جمود بر ظاهر روایات و آیات گرفتار تفریط شده و مخالفت خود را با قیاس و اجتهاد به رأی آشکار نمودند. این جمودگرایان همان اهل حدیث می­باشند.[1]

احمد بن محمد بن حنبل

أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد معروف به ابو عبد الله الشیبانی (164 – 241)[2] اصلیت او از مرو می­باشد. اما در کتاب طبقات الحنابله عربی الاصل معرفی شده است.[3] کشی او را از اولاد ذوالثدیه سردسته خوارج نهروان معرفی نموده است.[4] وقتی مادرش به او حامله بود از مرو خارج می شود و در ربیع الاول سال 164 ه. ق دربغداد او را به دنیا می آورد.[5] وی بزرگ شده بغداد است و تحصیلش را در بغداد شروع می­نماید و سپس برای کسب علم به کوفه، بصره، مکه، مدینه، یمن، شام و جزیره رفت.[6] او از شا گردان خاص شافعی بود ولی بعد از او جدا شد و در برابر مذهب شافعیه، مذهب حنابله را تأسیس نمود. او رئیس فرقه حنابله و نزد اهل سنت به امام اهل حدیث یا پیشوای محدثین شناخته شده است.[7] نویسندگان صحیحین اهل سنت یعنی محمد بن اسماعیل البخاری و مسلم بن الحجاج النیشابوری، از شا گردان او می­باشند.[8]

نام وی در روایات برخی کتب شیعه بخصوص در مناقب و فضائل اهل بیت علیهم السلام حضور دارد[9]. او گفته است که برای هیچ کس از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فضیلت، به مقدار فضائل علی علیه السلام نقل نشده است.[10]

شیخ طوسی او را در شمار راویان حضرت علی بن موسی علیه السلام جا داده است.[11] تخصص او در جمع آوری روایات بوده و در پی این کار توانست کتاب مسند و علل و فضائل الصحابه را به جامعه اهل سنت عرضه کند.[12]در اواخر عمر از دربار عباسی به شدت حمایت می­شد. وی در سال 241 ه.ق در بغداد درگذشت و در مقبره باب حرب(باب حرب منسوب به یکی از اصحاب منصور دوانقی به نام حرب بن عبد الله است) دفن شد.[13]

حنبلی به مردمی گفته می­شود که از اعتقادات احمد بن حنبل پیروی می­کنند[14] و در واقع مقلد او هستند.

اعتقادات و روایات حنابله و امام حنابله

1.کسی که گوشت شتر بخورد برای نماز وضوء واجب می­شود.[15]

2.کلام خدا که همان حروف و اصوات است قدیم می­باشند. [16]

3.خدا در جهت فوق است و روز قیامت دیده می­شود.[17]

4.خدا جسم است و بر عرش نشسته و از هر طرف عرش به مقدار شش وجب از وجبهای دست او زیاد آمده است. در هر شب جمعه بر الاغی سوار می­شود و تا صبح ندا می­کند: آیا توبه کننده­ای هست. آیا استغفار کننده­ای هست؟[18]

5. آیات متشابه را بر ظاهر خود حمل می­کنند بدون تأویل.[19]

6.او که امام اهل حدیث بود یزید (لعنه الله علیه) را لعنت نمی­کرد و فرزندش به وی استدلال بر لعنت یزید را با آیه­ای از قرآن برای وی ثابت نمود.

7. معتقد است که علماء کلام، زندیق (فرقه­ای از کفار) هستند و هرگز اهل کلام روی رستگاری را نمی­بینند.[20]

8. خدا جوارحی از دست و پا و چشم دارد و هر شب به آسمان می­آید.

9. افعال بندگان از خداست.[21]

10.کسی که معتقد باشد که محمد و علی (علیهما السلام) بهترین مردم هستند کافر است.

11.کسی که نظر رحمت به معاویه نداشته باشد گمراه و بدعت­گذار است.

12.در وضو ،مسح بر عمامه جایز است.

13.مسح سر با دست دیگری و یا با وسیله جایز است.

14.قتل قائلین به خلق قرآن واجب است.

15.کسی سنی نیست مگر اینکه کینه علی (علیه السلام) را داشته باشد و لو اندک.[22]

این مقداری از آراء سخیف سرسلسله حنابله است. برخی تلاش کرده­اند سخاوت قول او را توجیه کنند مانند ابن ابی الحدید که می­گوید: احمد بن حنبل از مشبهه نیست بلکه ظاهر آیات و روایات را تأویل نمی­کرده است.[23]

این عذرتراشی بدتر از اقوال سخیف اوست. زیرا تأویل صحیح آیات و روایات متشابه را باید ازاهل بیت علیهم السلام فرا می­گفتند اما این اشخاص با بی اعتنائی به رجوع به اهل بیت علیهم السلام بدعت جدیدی در اسلام وارد نمودند که آنهم ضرورت ایمان به ظواهر متشابهات بدون تأویل بود. برای آشنائی بیشتر با آراء سخیف این مکتب به عنوان اقاویل اهل الحدیث ازکتاب الایضاح، نوشته فضل بن شاذان مراجعه شود.

شخصیت متناقض

با اینکه او فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام را نقل می­کند اما نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام در حد انکار برخورد می­کند. به این قضیه توجه کنید:

ابوصلت هروی از اصحاب وفادار امام رضا علیه السلام روایتی را برای احمد بن محمد بن حنبل و محمد بن عبد الله بن طاهر و پدرش و اسحاق بن راهویه نقل می­کند:

علی بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش الحسین بن علی از پدرش علی علیهم السلام برایم نقل نمود که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ایمان قول و عمل است.

احمد بن محمد بن حنبل به عبد الله بن طاهر می­گوید: این چه اسنادی است؟

عبد الله بن طاهر (که می­داند این سخن از بغض احمد نسبت به اهل بیت علیهم السلام نشأت می­گیرد جواب دندان شکنی به او می­دهد) و می­گوید: این داروی سعوط است که اگر به دیوانه بدهند بهبود می­یابد.[24]

سؤالی که می­تواند ذهن را مشوش کند این است که چگونه احمد بن حنبل هم از فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام خبر نقل نموده ولی دشمنی و بغض شدیدی به اهل بیت علیهم السلام ابرازمی­کند؟

او یک شخصیت یکنواختی نداشته بلکه دوران بیش از هفتاد ساله عمر او نشان دهنده تغییر جهات فکری اوست. همانطور که شاگرد شافعی بود سپس به تأسیس مذهبی جدیدی بر ضد او اقدام نمود نسبت به امیرالمونین علی علیه السلام نیز احترام قائل بوده و نقل حدیث می­نموده ولی پس از اینکه مشاور متوکل عباسی (از شدیدترین دشمنان اهل بیت علیهم السلام )می­شود دیگر انتظاری جز این نیست که به دشمنی با اهل بیت علیهم السلام بپردازد.

پر واضح است که او وقتی موسس مکتب و فرقه­ای بدعت گذار در اسلام و در مقابل اهل بیت علیهم السلام شد نباید نسبت به اهل بیت علیهم السلام که امامان واقعی امت هستند رابطه خوبی داشته باشد. البته وی از نظر اهل بیت علیهم السلام در مورد بطلان قدم قرآن آگاه بوده و به همین دلیل به اهل بیت علیهم السلام بی توجهی می­کرده است.

قدم قرآن

یکی از مسائل اختلافی بین مسلمین مسأله قدم قرآن (عدم مخلوقیت قرآن) بود. در زمان امام صادق علیه السلام نیز بحث پیرامون این مسأله وجود داشته است.[25] کسانی که توحید را به خوبی ندانند به قدم قرآن معتقد می­شدند. زیرا قدم با مخلوقیت جمع نمی­شود. این مسأله شعار حنابله شد.

در سال 206 ه.ق مأمون عباسی، اسحاق بن ابراهیم خزاعی را والی بغداد می­کند. این شخص ماجراجوئی خاصی در مساله خلق قرآن به راه می­اندازد. وی زمان معتصم و واثق عباسی نیز والی بغداد بوده است. مأمون در سال 212 ه.ق اعتقاد به خلق قرآن را رسما اعلام می­کند. در سال 216ه.ق مسأله خلق قرآن را دنبال می­کند و از نظر علماء در این مسأله جستجو می­کند و مناظراتی تشکیل داده و مصیبتی از این فتنه حاصل می­نماید و قتل و تبعید و شکنجه بر سر این مسأله براه می­اندازد. در این زمان احمد حنبل را به بند می­کشند و به طرطوس می­فرستند. در سال 219 ه.ق معتصم عباسی، احمد حنبل را بخاطر عقیده­اش به قدم قرآن، شکنجه می­کند بطوریکه از شدت شکنجه بی­هوش می­شود.[26]

اما متوکل از خلفاء ستمکار عباسی، احمد بن حنبل را بر دیگر علماء مقدم داشت و او را به سمت مشاور خود درآورد. آری امام اهل حدیث (امام المحدثین) و رئیس حنابله، مشاور طاغوت عباسی شده است. متوکل از عقائد وی برای سرکوبی مخالفین استفاده نمود.

برخورد اهلبیت علیهم السلام با کژ اندیشی حنابله

امام هادی علیه السلام در نامه­ای به شیعیان عراق این مسأله را فتنه­ای معرفی نمودند که حنابله و حکومت جائر به راه انداخته است و از شیعیان خواستند که به این فتنه دامن نزنند و در ضمن به استدلال مخلوقیت قرآن و کلام خدا اشاره می­کنند تا در واقع با قدم قرآن مخالفت نموده باشند.[27]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS