دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه شریعیه Shryyh

No image
فرقه شریعیه Shryyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : شريعيه، نميريه، غاليه، رافضه، شيعه

بحث از مکاتب و مذاهب منحصر در فرق سیاسی نیست بلکه بسیاری از فرق به علت عقیده و اعتقادات آنها مورد کنکاش قرار می‌گیرند. در این صورت، بحث از اندیشه غلات و غالیان سامان می‌یابد؛ زیرا این عده انحرافی فقط به واسطه عقیده افراطی مورد توجه قرار می‌گرفتند و بعد از این که توانستند وجهه دینی خود را در غالب عقیده‌ای مستهجن مستحکم کنند؛ به کارهای سیاسی نیز مشغول می‌شدند اما عمدتا در مرحله سیاست، اندیشمندان و یا حیله گران غالی، راه به جائی نبردند و با شکست سیاسی سنگین به فرقه‌ای سرّی ودرونی، به عقائد افراطی خود می‌پردازند به امید اینکه شاید زمانی ابراز آن باعث جلب نظر عوام شود و از این راه به مقاصد شوم ریاست طلبی و رهبری دنیایی برسند. یکی از شاخه های گروه غلات، فرقه شریعیه است که در این مقاله با بخشی از عقاید آنها آشنا می‌شویم.

موقعیت حساس

زمان امام هادی و امام حسن عسگری علیهما السلام به دلیل فشار دشمن بر امامت شیعه و تشیع تا حد زیادی ارتباط بین امام و شیعیان و مردم قطع شد و دسترسی به امام (ع) آسان نبود و این در حالی بود که زمان ولادت منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) نزدیک می شد و دشمنان می دانستند که او از امامان معصوم (ع) خواهد بود و برای کنترل این قضیه، به شدت این دو امام بزرگوار را زیرنظر داشتند و این امر موجب تضعیف ارتباط مستقیم بین امامت و شیعه شد. از سوئی امام برای ارتباط با شیعیان خویش؛ وکلا و نائبانی از اشخاص مورد اطمینان انتخاب می‌کردند تا از این طریق با آنها در ارتباط باشند. این امر موجب شد تا عده‌ای فرصت طلب و بی ایمان به فکر شیادی بیفتند و خود را با جا زدن به عنوان وکیل امام (ع) به ریاست برسانند. این دوران تا ابتدای غیبت کبری به شدت مورد توجه فرصت طلبان بود. شریعی و نمیری و شلمغانی و حسین بن منصور حلاج و احمد بن هلال کرخی و ابوطاهر محمد بن علی بلالی از این قبیل افراد هستند.

شریعی

ابومحمد حسن شریعی سردمدار فرقه شریعیه است. او در ابتدا در بین شیعیان بوده و در بین اصحاب امام هادی و امام حسن عسگری (علیهما السلام) قرار داشته است. او اولین کسی است که ادعای مقامی را از جانب حضرت حجه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمود، در حالی که لیاقت چنان مقامی را نیز دارا نبود. به خداوند و حجتهای خداوند علیهم السلام دروغ بست و در مورد ایشان نسبتهائی غلو آمیز ابراز نمود و مقام آن بزرگواران را از آنچه خداوند به آنها داده بود برتر داشت و به عبارتی دیگر نسبت الوهیت به ایشان می داد و در این صورت بیزاری و لعنت از امام (ع) و شیعیان در مورد آن ملعون صادر شد.[1]

این حوادث و برخوردها در حالی بود که شریعی مستقیما به کفر و الحاد گرائید. در مورد او و امثالش گفته شده که ابتدا به دروغ اعلام کردند که از وکلا امام (ع) هستند و با این دروغ ضعفا را به طرف خود جذب می‌کردند سپس خود را بالاتر می‌بردند[2] و مدعی بابیت و سپس امامت ومهدویت و سپس الوهیت می‌شدند.

بعضی از عقائد شریعی

1. خداوند در اشخاص خمسه (محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (صلوات الله و سلامه علیه) حلول کرده است.

2. اشخاص خمسه را آلهه و خدا می‌پنداشت.

3. ادعای حلول خدا در خودش را نمود.[3]

4. عده‌ای از اصناف غالیه به نام ذمیه [4] که قائل به خداوندگاری علی (ع) بودند، نسبت به پیامبر اسلام (ص) جسارت می نمودند و ایشان را تکذیب می‌کردند. اما برخی دیگر از غالیان بر حضرت رسول (ص) چنین طعن و جسارتی نداشتند. کتب تاریخی، اصحاب فرقه شریعیه را از قسم دوم معرفی کرده است که نسبت به پیامبر اکرم طعن ندارند.[5]

5. نظریه اضداد؛ این فرقه قائل بود که اشخاص خمسه آلهه (محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله و سلامه علیهم) اضدادی دارند[6] که عبارتند از ابوبکر و عمر و عثمان معاویه و عمروبن عاص.[7] اما در اضداد اختلاف داشتند که آیا ایشان پسنیده هستند یا ناپسند. در این باره دو نظر آمده است: عده‌آی قائل‌ بودند که اضداد خمسه آلهه، محمود و پسندیده هستند و عده‌ای قائل به مذموم بودن این افراد می‌باشند.

دسته اول، علت پسندیده بودن اضداد را این گونه بیان می‌کردند: فضل و برتری اشخاص خمسه آلهه شناخته نمی‌شود، مگر با در نظر گرفتن اشخاص اضداد خمسه. پس به این اعتبار آن اضداد مذکور مورد پسند هستند ولو این که از غیر این جهت مذموم می‌باشند.

اما طرفداران نظر دوم، علت مذموم بودن اضداد بطور مطلق را این می دانستند که این افراد، حقیقتی جز ضدیت با اشخاص خمسه آلهه ندارند پس در هر حالی و به هر اعتباری که سنجیده شوند از مذمومیت و ضدیت خارج نمی‌شوند.[8]

تکفیر این فرقه

برای کافر دانستن معتقدان این فرقه و سایر غلات، چندین دلیل وجود دارد؛

1. لعن صادره از امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بر کفر این فرقه و دیگر غلات.

2. آراء فاسد دلیل دیگری بر کفر این فرقه است.

محققین نیز بر این مطلب آگاهی داشته و این فرقه را در غلات جای داده اند که در واقع خارج از اسلام می‌باشند. چنانکه بغدادی بعد از ذکر هشت فرقه غلات اظهار می‌دارد:

« این هشت فرقه از غلات رافضی، خارج از تمام فرق اسلام هستند زیرا غیر خدا را به جای خدا ثابت می‌کنند.[9]»

نکته مهم پایانی این است که در نسبت دادن فرقه ها به مذاهب باید دقت شود و نباید غفلتی صورت بگیرد. هر مذهب، با اصول و عقائد مشخصی که دارند نسبت به انتساب فرق گوناگون موضع مشخصی دارند به عنوان مثال شیعه با اصول و قواعد اعتقادی خود مانع از این می‌شود تا فرقه‌ای از غلات خود را به آن منسوب کند. هیچگاه فرقه علی الهی (اهل حق) با تشیع سازگار نیست. و خدا دانستن علی (ع) در اعتقادات شیعه بی معنا است. همچنانکه نسبت دادن دیگر غلات به شیعه معنی ندارد در حالی که این نسبت نادرست در کلمات محققین از فرق و مذاهب داده شده و باید این مطلب را به نقد علمی گذاشت گویا خلط بین زمینه با منشأ باعث چنین نسبت ناروایی است.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS