دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ و منطق

در سه بخش پیشین اشاره کردیم که وقتی فرهنگ را از منظر« نظر» مورد توجه قرار بدهیم، سکوت را نیز در آن دارای جایگاه خواهیم یافت.
فرهنگ و منطق
فرهنگ و منطق
نویسنده: کریم فیضی

در سه بخش پیشین اشاره کردیم که وقتی فرهنگ را از منظر« نظر» مورد توجه قرار بدهیم، سکوت را نیز در آن دارای جایگاه خواهیم یافت. از این منظر فرهنگ صرفاً از گفته‌ها و نوشته‌ها و آنچه‌ که هست تشکیل نمی‌شود، بلکه ناگفته‌ها و نانوشته‌ها نیز در زمره فرهنگند. از اینجاست که پای آنچه می‌تواند باشد و آنچه باید باشد به متن فرهنگ گشوده می‌شود.

در واقع آنچه فرهنگ را فرهنگ می‌کند، صرفاً مواریث آن و احیاناً غنای تاریخی آن نیست، بلکه حرکت معنی‌دار این مواریث و نقش‌آفرینی هویت و غنای تاریخی در مسیری رو به بالندگی است. از اینجا می‌توانیم میان دو نوع فرهنگ تفکیک قائل شویم: فرهنگ‌های موزه‌ای و کم‌جان، و فرهنگ‌های زنده و جانبخش. فرق است میان فرهنگی که برای زنده ماندنش باید جان کند و تلاش کرد و مایه گذاشت و فرهنگی که خود زنده است و باعث زنده شدن فضایی وسیع و طیفی کثیر می‌گردد.

در بازگشت به موضوع اصلی این گفتار- که همان فرهنگ و نظر است- باید توجه داشته باشیم که تمام آنچه در این زمینه‌ها بیان می‌کنیم و صدها برابر بیش از این نیز می‌توان بیان کرد، تابع یک منطق است و آن نظری بودن فرهنگ است. حاصل تأملات و مطالعات و تتبعات جامع‌الاطراف می‌تواند پس از جمع‌بندی‌های ملاکمند، ما را به این نتیجه رهنمون شود که در فرهنگ و دنیای وسیع و ناشناخته آن، آنچه عمل آفرین است و روح زندگی و حیات را از ریگ ریگ گذشته فرهنگ و سطر سطر حال فرهنگ و لمحه لمحه آینده فرهنگ متساطع می‌کند، نظر درست به فرهنگ و داشتن تلقی صحیح و درست از ابعاد و جوانب آن است.

به دیگر سخن، برداشت صحیح و مطابق واقع( = واقعگرایانه) از فرهنگ اقلاً در وهله اول برای خیزش و رشد و جهش فرهنگ کفایت می‌کند. بعد از آن فرهنگ عملاً آغاز می‌شود و هویت بنیادین آن خودش را نشان می‌دهد. مفهوم مخالف این سخن، هم واضح است، هم قابل اثبات: فرهنگ تابع درک صحیح و درست از فرهنگ است و درک صحیح و معیارمند از فرهنگ سنگ‌بنای فرهنگ است. فرهنگ از تلقی درست در باب فرهنگ شروع می‌شود.

اگر به این سخن تعمیم ببخشیم، در واقع فرهنگ از فکر درست و درست فکر کردن شروع می‌شود. تا زمانی که درست نیندیشیم، نمی‌توانیم واقع‌بین باشیم و اگر واقع‌بین نباشیم، نمی‌توانیم درک منطقی و صحیح داشته باشیم و در درک ناصحیح و غیرمنطقی فرهنگی وجود ندارد. شاید شما نیز با این قلمزن هم‌آوا و هم‌داستان باشید که: غیرفرهنگی‌ترین انسانهایی که دیده‌ایم و می‌توانیم دید ـ و احیاناً خواهیم دید ـ کسانی هستند که نگاهشان غیرمعقولانه است و در نگاه و نظاره و سخن و کلام و فعل و رفتار آنها نشانی از منطق و معیار دیده نمی‌شود. کوتاه سخن اینکه: غیرمنطقی‌ها، بیرون از حوزه فرهنگند و غیرفرهنگی‌ها، بیرون از چارچوب منطق و معیار و میزان.

در «سرسخن»بعدی خواهیم گفت که مراد از غیرفرهنگی، کسانی نیست که شغل یا حرفه و پیشه و حتی صورت زندگی‌شان به حسب اصطلاح فرهنگی محسوب نمی‌شود، بلکه کسانی هستند که در کار و زندگی آنها، منطق حاکمیت ندارد.

مقاله

نویسنده کریم فیضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS