دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضای تربیتی و امنیت اخلاقی

حکومتی که به ”حجاب“گیر می‌دهد، آدم‌ها را درست درک نکرده است.
No image
فضای تربیتی و امنیت اخلاقی

نویسنده: الهام نصرتی ، دکترحامد حاجی حیدری

”حجاب“...

حکومتی که به ”حجاب“گیر می‌دهد، آدم‌ها را درست درک نکرده است.

آنها را ماشین شهوت می‌بیند. این استدلال، زمانی میان زنان و دختران ”زیادی روشنفکر“ و بدحجاب در تهران، باب و رسم بود (پیش از آنکه استدلالات سخیفی مثل ”دلم می‌خواد باب بشود). آنها می‌گفتند: حکومتی که نگران حجاب زنان است، مردان و زنان سست ایمانی می‌سازد. ولی قرآن حکیم، زیادی روشنفکر نیست. روشن بین است. حکیم است. قرآن می‌فرماید: باید مواظب باشیم که به جامعه جو و فضای ناجور ندهیم. قرآن به همان اندازه که به هدایت افراد نظر دارد، به هدایت جمع و جماعت هم نظر دارد. فکر می‌کنم که یکی از دلایل این تاکید این باشد که جو و فضای جامعه در هدایت افراد موثر و حتی تعیین کننده است. اصلاً جامعه خود، موجودی است که هدایت و ضلالت می‌پذیرد. باید امر به معروف و نهی از منکر شود.

باید اصلاح شود.

جامعه یک موجود زنده است. کانَ النَّاسُ اُمَّةً واحِدَةً، فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ، وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ، لِیحْکُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا
بقره/213
قرآن کریم، علاوه بر افراد، برای جامعه هم وجودی و عمری و کتابی و حتی شعوری و فهمی و عملی و اطاعتی و معصیتی قائل است. مثلاً درباره عمر و اجل امت‌ها می‌فرماید: ”وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ فَإِذا جاءَ اَجَلُهُمْ لایسْتَاْخِرُونَ ساعَةً وَ لایسْتَقْدِمُونَ“ (اعراف/34). و درباره کتاب خاص به هر امتی می‌فرماید: ”کُلُّ اُمَّةٍ تُدْعی‌ إِلی‌ کِتابِهَا“ (جاثیه/28). و درباره درک و شعور هر امتی می‌فرماید: ”زَینَّا لِکُلِّ اُمَّةٍ عَمَلَهُمْ“ (انعام/108). و درباره عمل بعضی از امت‌ها فرموده: ”مِنْهُمْ اُمَّةٌ، مُقْتَصِدَةٌ“ (مائده/66). و در باره طاعت امت فرموده: ”اُمَّةٌ قائِمَةٌ یتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ“ (آل عمران/113). و در باره معصیت امت‌ها فرموده: ”وَ هَمَّتْ کُلُّ اُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ، لِیاْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِیدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَاَخَذْتُهُمْ فَکَیفَ کانَ عِقابِ“ (غافر/5)؛ یعنی هر امتی در صدد بر آمد تا رسول خود را دستگیر کنند و با باطل علیه حق مجادله کردند تا شاید به وسیله آن، حق را از بین ببرند، در نتیجه من آنها را به عذاب خود گرفتم و چه عقابی بود که بر سرشان آوردم. و نیز در باره خلاف کاری امت فرموده: ”وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِی بَینَهُمْ بِالْقِسْطِ“ (یونس/47). و از همین جا است که می‌بینم قرآن همان عنایتی را که به داستان اشخاص دارد، به داستان و تاریخ امت‌ها نیز دارد، بلکه اعتنایش به تواریخ امت‌ها بیشتر است.

در عصر نزول قرآن، آنچه از تاریخ بر سر زبان‌ها بود، تنها احوال پادشاهان و روسای امت‌ها بود و ناقلین تاریخ در صدد ضبط احوال امت‌ها و تواریخ جوامع نبودند، شرح حال جوامع، بعد از نزول قرآن در میان مسلمین باب شد، آن هم بعضی از مورخین مانند مسعودی و ابن خلدون متعرض آن شدند، تا آنکه تحول فکری اخیر در تاریخ‌نگاری پدیدار شد، و به جای پرداختن به شرح حال اشخاص، به شرح حال امت ها پرداختند.

خلاصه اینکه لازمه آنچه در این‌باره اشاره کردیم این است که هر جا قوا و خواص اجتماعی با قوا و خواص فردی معارضه کند، قوا و خواص اجتماعی به خاطر اینکه نیرومندتر است، بر قوا و خواص فردی غلبه کند.

علت شدت اهتمام اسلام به جامعه همین است؛ وقتی تربیت و رشد اخلاق و غرائز در یک فرد انسان که ریشه و مبدا تشکیل اجتماع است، موثر واقع می‌شود که جو جامعه با آن تربیت معارضه نکند و گرنه از آنجایی که گفتیم قدرت نیروی جامعه، فرد را در خود مستهلک می‌کند، اگر اخلاق و غرائز جامعه با این تربیت ضدیت کند، یا تربیت ما اصلاموثر واقع نمی‌شود، یا آن قدر ناچیز است که قابل قیاس و اندازه گیری نیست.

به همین جهت است که اسلام مهم‌ترین احکام و شرایع خود از قبیل حج و جهاد و نماز و انفاق را و خلاصه تقوای دینی را بر اساس اجتماع قرار داد؛ قوای حکومت اسلامی را حافظ و مراقب تمامی شعائر دینی و حدود آن کرده؛ فریضه دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از تمامی منکرات را بر عموم واجب نموده، برای حفظ وحدت اجتماعی هدف مشترکی برای جامعه اعلام نموده. معلوم است که کل جامعه هیچ گاه بی نیاز از هدف مشترک نیست، و آن هدف مشترک عبارت است از سعادت حقیقی (نه خیالی) و رسیدن به قرب و منزلت نزد خدا، و این، خود یک پلیس و مراقب باطنی است که همه نیت‌ها و اسرار باطنی انسان را کنترل می‌کند تا چه رسد به اعمال ظاهری.

پس، در حکومت اسلامی اگر مامورین حکومتی که موظف به دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکرند، اطلاعی از باطن افراد نداشته باشند، باطن‌ها بی‌پلیس و بدون مراقب نمانده‌اند، و به همین جهت گفتیم اهتمام به امر اجتماع در حکومت و نظام اسلامی بیش از هر نظام دیگر است.

یکی از علل اهتمام اسلام به اجتماع این است که وقتی تربیت و رشد اخلاق در یک انسان اجتماعی موثر واقع می‌شود که جو جامعه با آن تربیت معارضه نداشته باشد و گر نه قدرت نیروی جامعه و افراد، فرد را از ادامه راه و تاثیرپذیری از آن تربیت بازمی دارند. بر همین اساس است که اسلام مهم ترین شرایع خود را از قبیل حج، نماز، جهاد و انفاق را بر اساس همراهی جامعه بنا نهاده است و فریضه امر به معروف را بر همگان واجب گردانیده است. عدم اهتمام به ضرورت جو دینی در جامعه، جامعه، روابط اجتماعی، و فرد را به سوی وضعیت سکولار سوق می‌دهد.

    روزنامه رسالت، شماره 7147 به تاریخ 14/9/89، صفحه 2

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS