دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضيلت راستگویی

No image
فضيلت راستگویی

معمولاً همه مي‌گويند حرف زدن آسان و عمل كردن مشكل است، اما اگر دقت كنيم، حرف زدن هم به اين آساني نيست كه ما فكر مي‌كنيم، ولي چون براي ما به صورت عادتي درآمده، بسيار ساده و سهل جلوه مي‌كند؛ به عنوان مثال اينكه انسان بر زبان جاري كند كه شخص صادقي است كفايت نمي‌كند، بلكه داشتن زندگي‌اي به شيوه‌اي اصيل و بر پايه راستي را هم شامل مي‌گردد. منظور از صداقت داشتن و درستكاري چيزي بيش از گفتن حقيقت به ديگران است، منظور از آن نشان دادن خود حقيقي، مقاصد و تعهدات انسان به خود و ديگران به شيوه‌اي بي‌ريا و خالصانه است، و اين هم حرف و هم عمل انسان را توأم با هم فرا مي‌گيرد. راستگويي از چنان جايگاهي برخوردار است كه پياده كردن آن در زندگي چنان مزيت‌هايي براي انسان دارد كه آدمي‌را به آن وا مي‌دارد. در اين مجال بر آنيم كه چند پيامد اين فضيلت را بيان نماييم.

برطرف شدن اندوه‌

وجود صداقت در زندگي، انديشه، گفتار و كردار انسان‌ها، مبناي سامان يافتن امور، برطرف شدن اندوه‌ها و شدايد مي‌شود. امام علي (ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: اگر مردم هنگامى كه بلا بر آنان فرود‌ آيد، و نعمت ايشان راه زوال پيمايد، فرياد خواهند از پروردگار، با نيت درست و دل‌هايى از اندوه و بيم سرشار، هر رميده را به آنان بازگرداند و هر فاسد را اصلاح سازد، ابن ميثم در شرح سخن امام(ع) آورده است: «اين سخنان گوياى اين است كه با نيت راست و قلب مشتاق به خدا پناه بردن و از هر چه جز اوست گسستن، انسان را آماده مى‌كند كه خداوند خواسته‌هاى او را برآورد، خواه اينكه مطلوب او برگشت نعمت از دست رفته يا درخواست نعمتهايى تازه باشد يا خواهان اين باشد كه سختى و بدبختى از او دور شود، يا بخواهد اينها بر دشمنش فرود ‌آيد، مراد از ردّ شارد برگشت نعمت از دست رفته، و منظور از اصلاح فاسد، به صلاح آوردن ساير احوال است».

گشايش امور

راست‌كرداري و راست‌گفتاري اساس و پايه تحول و اصلاح گرفتاري‌ها و مشكلات انسان است. خداوند عنايت خاص و ويژه‌اي بر آنهايي دارد كه مبناي امور زندگي‌شان را بر اصل راست گفتاري و راست كرداري بگذارند و پيامد اين توانمندي در زندگي اساساً باب گشايش امداد‌هاي الهي است. امام علي (ع) رمز موفقيت مسلمانان در صدر اسلام را صداقتشان دانسته است. سنت الهي بر اين است كه هركه صداقت را در تمامي‌اعمالش جلوه‌گر باشد خداوند يار و مددكارش بوده و همواره از تمامي‌نعمات برخوردار است، زيرا در جود و بخشش الهي هيچ بخل و تنگي نيست و از جانب ذات اقدس الهي مانعي وجود ندارد و بخشش و الطاف خدا هر انسان مستعد رحمتي را فرا مي‌گيرد؛  انسان راستگو در مقابل مردم داراي اعتماد و محبت و احترام و ابهت خاصي است. امام علي (ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: مرد راست گفتار با راست گفتنش سه چيز را به دست مي‌آورد؛ خوبي اعتماد مردم را بر او و محبت را براي خودش و نيز شكوه و گرفتن مردم را از وي. آنچه مايه بالندگي و موفقيت آدمي‌در زندگي اين جهاني است صداقتي است كه در شئون مختلف زندگي حاكم باشد و همين اسباب سعادت، سربلندي و سرافرازي اخروي است.

نيكی به ديگران يا به خويش؟

وقتي مجموعه عالم هستي و نظام الهي حاكم بر آن، خدمت‌ها را بي‌پاسخ و پاداش نمي‌گذارد و خداوند، به اهل احسان و دستگيران از بينوايان پاداش عظيم و بي‌حساب مي‌بخشد، پس مي‌توان گفت، خدمت به مردم، نيكي به خويشتن است و چنين احسان‌ها و ياري‌هايي نه تنها گُم نمي‌شود كه به سوي خود نيكوكار برمي‌گردد. اين مضمون بلند، كه انگيزه‌آفرين و شوق‌انگيز است، در روايات متعددي مطرح شده است. امام علي (ع) مي‌فرمايد: منْ صنع معروفا فإنّما صنع الخير لنِفْسه و لا يطْلُبُ مِن غيرهِ شُكر ما اوْلاهُ لنِفْسِهِ. ‌‌ هر كس كار نيكي كند، به خودش نيكي كرده است و از ديگري پاداش و سپاس آن نيكي را كه به خود كرده است، نخواهد. بازگشت ثمره احسان به خويشتن، هم در دنياست و هم در آخرت. اما از آنجا كه آخرت سراي پاداش است، بيشترين رجوعِ ثمرات را بايد در آنجا جست. در سخن ديگري، حضرت امير (ع) از اين نكته، چنين ياد مي‌فرمايد: منْ علِم انّ ما صنع اِنّما صنع اِلي نفسِهِ لم يستبْطِ النّاس في شُكرِهم، ولمْ يستزِدْهُم في مودّتِهم، فلا تلْتمِسْ مِنْ غيرِك شُكر ما اتيْت اِلي نفْسِك و وقيْت بِهِ عِرضك. هر كس بداند كه آنکه نيكي مي‌كند به خودش مي‌كند، مردم را به تاخير در سپاس، نسبت نمي‌دهد و خواستار محبت ورزيدن بيشتر مردم نمي‌شود. پس از ديگري مخواه كه درباره آنچه به خودت نيكي كرده‌اي و آبروي خويش را حفظ كرده‌اي، سپاسگزاري‌ات كنند. كسي كه با اين ديد، به عملكردها بنگرد، هرگز نه انگيزه خدمت‌رساني خويش را از دست مي‌دهد، نه از ناسپاسي و قدرنشناسي ديگران سست مي‌شود و نه در پي آن است كه مردم از زحمات و خدماتش تقدير و تجليل كنند و بر او آفرين گويند و مراسم تكريم برايش برپا سازند. آنكه براي خدا، به خلق خدا خدمت مي‌كند، چشمداشت پاداش را هم تنها از خدا دارد و اين مهم‌ترين عامل انگيزه‌آفرين است. نبايد پنداشت كه زحمات هدر مي‌رود و خدمت‌ها مورد توجه قرار نمي‌گيرد، چرا كه آنكه بايد بداند و ارج نهد و پاداش بخشد، خداست و او كريم است و نيكي‌ها را پاداش مضاعف عطا مي‌كند. يكي از همسران پيامبر خدا (ص) نقل مي‌كند كه در خانه پیامبر (ص) گوسفندي ذبح شد و گوشت آن ميان فقرا و همسايگان تقسيم گشت. پيامبر (ص) پرسيدند: چه باقي مانده است؟ گفتم: چيزي باقي نمانده است، جز يك پاچه گوسفند. حضرت فرمودند: جز همين يك پاچه، بقيه‌اش مانده است. در واقع، آنچه براي مصرف شخصي و خانواده مانده است، رفتني است و آنچه كه به ديگران احسان شده است، در ذخيره الهي ماندگار است و در شديدترين روز نيازمنديِ انسان، به او بازمي‌گردد؛ با افزايشي چند برابر و اين وعده صادق الهي است. ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS