دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضیلت ماه شعبان‌

این ماه از ماههاى بسیار شریف و با فضیلت و منسوب به پیامبر اعظم است. آن حضرت فرمود: ماه شعبان، ماه من است. هر کس یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد از نعمت‌هاى بهشتى بهره‌مند مى‌شود. از امام صادق (ع) روایت شده است: امام سجاد (ع) در ابتداى ماه شعبان، به یارانش فرمود: این ماه شعبان است. رسول خدا (ص) مى‌فرمود: شعبان ماه من است پس این ماه را با حُبّ به رسول خدا (ص) و تقرب الى اللَّه روزه بگیرید.
No image
فضیلت ماه شعبان‌
اعمال ماه شعبان اعمال این ماه دو قسم است؛ یک قسم مشترک بین همه روزها و شب‌هاى ماه است و قسم دوم اختصاص به روزهاى معینى از ماه دارد. اعمال مشترکِ شب‌ها و روزهاى ماه شعبان‌ 1. روزه داشتن. روزه گرفتن هر اندازه ممکن باشد، در این ماه مطلوب است. در روایات، از روزه این ماه به «کفّاره گناهان بزرگ» تعبیر شده است. 2. استغفار هر روز، هفتاد مرتبه: «اَسْتَغْفِرُاللَّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود. 3. صدقه دادن‌ از امام صادق (ع) نقل شده است که خداوند، صدقه این ماه را پرورش مى‌دهد و در روز قیامت، آن صدقه به اندازه کوه اُحُد دیده مى‌شود. 4. معاشرت نیکو با مردم 5. امر به معروف و نهى از منکر 6. هزار بار گفتن ذکر«لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاَّ اِیَّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ». 7. خواندن مناجات شعبانیه در هر روز 8. صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت‌ امام صادق (ع) فرمود: در ماه شعبان بر پیامبر و اهل بیت او زیاد صلوات بفرستید. 9. دعاى صلوات این دعا از امام سجاد (ع) روایت شده است و در هنگام زوال ظهر هر روز خوانده شود. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها وَیَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْکَهْفِ الْحَصینِ وَغِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ‌وَ مَلْجَأِ الْهارِبینَ وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً وَلِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى‌بِطاعَتِکَ وَلا تُخْزِنى‌ بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنى‌ مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ وَاَحْیَیْتَنى‌ تَحْتَ ظِلِّکَ وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبانُ الَّذى‌ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى‌ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه‌ وَسَلَّمَ یَدْاَبُ فى‌ صِیامِهِ وَقِیامِهِ فى‌ لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فى‌ اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى‌ مَحَلِّ حِمامِهِ اَللّهُمَّ فَاَعِنَّا عَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى‌ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى‌ لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى‌ اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى‌ راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى‌ غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى‌ مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَاَنْزَلْتَنى‌ دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ بار خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، شجره نبوّت و موضع رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و اهل بیت وحى. خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، کشتى روان در گرداب‌هاى بى‌پایان که در امان است هر که سوار آن است، و غرقه گردد هر که آن را وانهد. هر که بر آنها پیش افتد، از دین جَسته باشد و هر که از آنها پَس افتد، نابود است و همراه آنها به حقّ رسد. بار خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، پناهگاه محکم و دادرس بیچارگان، پناه گریختگان و نگهدار وابستگان. بار خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، رحمت بسیار که براى آنها رضایتبخش باشد و حقّ محمّد و آل محمّد را ادا بُوَد، به حول تو و قوّت تو اى پروردگار عالمیان. خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و پاکان و خوش کرداران و نیکان آنان که واجب کرده‌اى حقوق آنها را، و فرض کرده‌اى طاعت و دوستى ایشان را. خدایا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، و آباد کن دلم را به طاعت خود، و رسوا مکن به معصیت خود، و روزى کن مرا همدردى با کسى که تنگ گرفته‌اى بر او از روزى، براى آن‌که بر من، وسعت رزق دادى از فضل خود، و منتشر کردى بر من از عدلت، و زنده کردى مرا در زیر سایه‌ات؛ و این ماه پیغمبر تو و سیّد رسولان است و این، شعبانى است که آکندى آن را به رحمت و رضوان خود که شیوه رسول خدا بود - که درود خدا بر او و آلش باد - که آن را روزه مى‌داشت و شب زنده‌دارى مى‌کرد براى تواضع به تو در اکرام و گرامى داشت آن، و به همین حال بود تا هنگام مرگش. بار خدایا! ما را یارى کن در پیروى روشش در این ماه و رسیدن به شفاعت او. بار خدایا! بگر دانش براى ما شفیعى پذیرا شده و راهى مستقیم به سوى خودت، و مرا پیرو او بگردان تا ملاقات کنم تو را روز قیامت و از من راضى باشى و از گناهانم چشم پوشى، و ثبت کرده باشى برایم از طرف خودت رحمت و رضوان، و فرود آورى مرا در دارالقرار و جایگاه مردانِ خوش رفتار. 10. انجام اعمال آخرین جمعه ماه شعبان‌ اباصلت مى‌گوید که در آخرین جمعه شعبان، خدمت حضرت رضا(ع) رسیدم. فرمود: اباصلت! بیش‌تر ماه شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است. کوتاهى‌هاى گذشته را در آن جبران نما، به کارهاى سودمند بپرداز. دعا، استغفار و خواندن قرآن را بیش‌تر کن، از گناهانت توبه نما تا با خلوص از ماه خدا (رمضان) استقبال کنى. در باقى‌مانده این ماه، این ذکر را فراوان بگو: اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى‌ مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ! بار خدایا! اگر در گذشته ماه شعبان مرا نیامرزیده‌اى، در باقیمانده این ماه، مرا بیامرز.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS