دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه انتظار

رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «افضل العباده انتظار الفرج» یعنی بهترین عبادت‌ها، انتظار فرج حضرت مهدی(عج) است.
فلسفه انتظار
فلسفه انتظار

رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «افضل العباده انتظار الفرج» یعنی بهترین عبادت‌ها، انتظار فرج حضرت مهدی(عج) است. همچنین امام علی(ع) فرموده‌اند: «محبوب ترین کارها در نزد خدا انتظار فرج است.» یا امام صادق(ع) فرموده: «المنتظر للثانی عشر کالشاهر سیفه بین یدی رسول الله یذب عنه» یعنی کسی که در انتظار امام دوازدهم حضرت مهدی(عج) است، مانند کسی است که شمشیرش را کشیده و در پیشاپیش رسول خدا(ص) با دشمن می‌جنگد و از آن حضرت دفاع می‌نماید. اما معنی انتظار در این روایات چیست و شرایط انتظار کدامند؟ و منتظر واقعی کیست؟

انتظار به معنی امید به آینده زیبا و آمادگی برای آینده بهتر است. لذا انتظار متشکل از دو بخش است: 1- نفی وضع نامطلوب موجود 2- جایگزینی وضع مطلوب. بنابراین انتظار صحیح مشتمل بر دو حرکت است: حرکت سلبی و حرکت ایجابی. بدین معنا که شخص منتظر از یک سو در برابر همه ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌ها می‌ایستد و موضع مخالف می‌گیرد (حرکت سلبی) و از سوی دیگر در جهت گسترش عدالتخواهی، حقیقت جویی و اشاعه معنویت و انسانیت در جهان تلاش می‌کند (حرکت ایجابی). در مکتب تشیع، انتظار، حالتی است که انسان ضمن پیراستن وجود خویش از بدی‌ها و آراستن آن به خوبی‌ها در ارتباطی مستمر با امام و حجت زمان خویش همه همتش را صرف زمینه سازی ظهور مصلح جهانی نموده و در جهت تحقق وعده الهی نسبت به برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام با تمام وجود تلاش می‌کند. به تعبیر ادبیات عرفانی، انتظار، از یک طرف معلول تخلیه و پیراستن وجود خود از بدی‌ها و تباهی‌ها و از طرف دیگر نتیجه تحلیه و آراستن خود به خوبی‌ها و کمالات است. بر همین اساس «انتظار»، بر دو نوع است: 1- انتظار مخرب و منفی 2- انتظار سازنده و مثبت. انتظار منفی، ویرانگر، اسارت بخش و فلج کننده است و انتظار مثبت، سازنده، نگهدارنده، تعهدآور و نیروبخش است. مراد از انتظار منفی، تن دادن به وضعیت نامطلوب در حالت بی تحرکی کامل، انفعال محض و تسلیم در برابر بدی‌ها و تباهی‌ها و به عبارت بهتر یعنی امید ذهنی و توجه صرف به جنبه آرمانی انتظار و اکتفا کردن به دعا، سخنرانی، برگزاری جشن ها، شب شعر، مقاله، فیلم و... البته این موارد شرط لازم انتظار محسوب می‌شود و نه شرط کافی. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در سخنرانی خود به مناسبت نیمه شعبان در مصلای تهران در تاریخ 30/7/1381 در این باره می‌فرمایند: «درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشن‌های نیمه شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ارواحنا له الفداء یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست اما نباید مسئله را فقط به جنبه آرمانی آن ختم کرد یعنی به عنوان یک آرزو در دل یا حداکثر در زبان یا به صورت جشن، نه؛ این آرمانی است که عمل باید به دنبال آن بیاید. انتظاری که از آن سخن گفته اند فقط نشستن و اشک ریختن نیست.» اما انتظار مثبت هم یک اصل فطری وجدانی است و هم یک اصل سازنده اجتماعی. این انتظار است که در ماثورات اسلامی ما افضل اعمال و نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شده است و منظور از آن یعنی آماده باش کامل و پاکسازی محیط از آلودگی‌ها و زمینه سازی برای تشکیل انقلاب و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج). مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در ادامه همان سخنرانی به تبیین انتظار مثبت می‌پردازند و می‌فرمایند: «انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم. سربازی امام زمان(عج) کار آسانی نیست. سربازی منجی بزرگی که می‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین المللی مبارزه کند احتیاج به خودسازی، آگاهی و روشن بینی دارد.» از این منظر ظهور موعود حلقه ای است از حلقه‌های مبارزه گروه حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی جبهه حق منجر می‌شود و انسان زمانی در این سعادت سهیم و شریک است که عملاً در جبهه و گروه حق باشد.

مهم ترین عناصر و عوامل انتظار مسئولانه و حرکت آفرین عبارتند از: 1- تقویت ایمان: تا مردم از شک و تردیدها و وحشت در توفان حوادث و فتنه‌های آخرالزمان رها شوند و با شجاعت و قاطعیت و استقامت در مسیر تفکر اسلام راستین یعنی تشیع باقی بمانند. 2- ایجاد آمادگی در خود و جامعه: انتظار سازنده باید در همه ابعاد اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، اخلاقی و... ساری و جاری باشد.

3- پیوند با مقام ولایت: ولایت مهم ترین پایه اسلام است و تشکیل حکومت اسلامی به رهبری ولایت فقیه در عصر غیبت علاوه بر این که یک ضرورت عقلانی و لازمه نظم اجتماعی و سیاسی است، زمینه عبودیت و معنویت و عدالت و تجدید حیات فضائل انسانی و کرامت‌های انسانی را فراهم می‌سازد. 4- اتحاد و وحدت مسلمانان و پدید آمدن روح جمعی و جهانی برای اصلاح و برقراری عدالت، اخلاق و معنویت. 5- دعا برای ظهور امام عصر(عج)، شناخت ایشان، تقویت محبت و دوستی. (اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده و اکحل ناظری بنظره منی الیه و عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه و اسلک بی محجته. خدایا به من بنمایان آن جمال رشید و چهره ستوده را و با نگاهی از من به او دیده ام را نورانی کن و در گشایش امرش تعجیل فرما و خروجش را (از غیبت) آسان گردان. راهش را وسعت بخش و مرا به راهش در آور).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS