دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فیض الهی

اگر کریمانه کوشیدی تا بین تو و خدایت کسی فاصله و واسطه نباشد تا به وسیله او، روزی به دست تو برسد، این کار را بکن. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
فیض الهی
فیض الهی

قال علی علیه السلام :

وإن استَطَعتَ ألاّ یکونَ بینک وبین الله ذو نعمةٍ فافعل

(نهج‌البلاغه/ نامه 31/ بند 88)

ترجمه:

اگر کریمانه کوشیدی تا بین تو و خدایت کسی فاصله و واسطه نباشد تا به وسیله او، روزی به دست تو برسد، این کار را بکن.

    (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

فیض الهی

قرآن کریم تزکیه را در عین حال که لازم می‌داند، دسترسی به آن را محصول فیض خدا شمرده، می‌فرماید: کسی که توفیق تهذیب روح پیدا کرد، باید بداند که نعمت الهی نصیبش شده و باید حقّ و قدر این نعمت را با استمرار مجاهده با شیطان درون، حفظ کند. در سوره مبارکه «نور» می‌فرماید: ﴿لَولاَ فضل الله علیکم ورحمتُهُ ما زَکی منکُم مِن أحَدٍ أبداً﴾[1]؛ اگر فضل و لطف الهی نبود، هیچ یک از شما به نزاهت روح راه نمی‌یافتید. گرایشی که در دل پیدا می‌شود، فیض خداست.

گرچه غیر از انبیا و اولیای الهی (علیهم السلام) دیگران هرچه دارند فیض «با واسطه» است، ولی راه نزدیکی را علی (علیه السلام) ارائه کرده و به ما فرموده است: شما کریمانه زندگی کنید؛ هرگز دستتان به جیب و کیف کسی نباشد. انسان همان طور که می‌تواند مستقیماً روزی خود را از خدا دریافت کند، می‌تواند تهذیب روح، معرفت و «عزوف»[2] شدن نفس را نیز از خدا دریافت کند. کسی که همواره سعی می‌کند شاگرد دیگران باشد همیشه صدقه خور این و آن است! انسان باید به جایی برسد که نیازی به استاد و کتاب نداشته باشد. کسی که در محضر درس دیگری یا در کنار کتاب مصنّفی قرار می‌گیرد در حقیقت، مهمان فکر اوست؛ ولی اگر کوشید این فیض علمی را بی‌واسطه یا با واسطه کمتری از ذات اقدس خداوند دریافت کند، علم او کریمانه است.
بیان نورانی علی (علیه السلام) که فرمود: «وإن استَطَعتَ ألاّ یکونَ بینک وبین الله ذو نعمةٍ فافعل»[3]ناظر به همین است، یعنی اگر کریمانه کوشیدی تا بین تو و خدایت کسی فاصله و واسطه نباشد تا به وسیله او، روزی به دست تو برسد، این کار را بکن. چون خدا با شما از همه ما سِوا نزدیکتر است.

پس هر تزکیه‌ای فیض الهی است. کسی که این راهها را پیمود، در مصاف با شیطان شرکت و بر اثر مخالفت با او پیروزمندانه و سرافراز از صحنه جهاد اکبر بیرون آمد و در نتیجه به تعبیر امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام)، عقل عارف و نفس عزوف پیدا کرده: «لا یزکو عندالله سبحانه إلا عقل عارف ونفس عزوف»[4]، باید این راه را ادامه بدهد. مبادا بگوید: من آنم که زحمت کشیدم و خود را مهذّب کردم؛ زیرا این تفاخر مذموم، مایه سقوط اوست.

شیطان همین که گفت: ﴿أنَاخیرٌ مِنه﴾، خداوند به او فرمود: ﴿فاهبِطْ منها فَما یکون لک أن تتکبّر فیها﴾[5]؛ این منزلت، منزلت تکبّر نیست؛ پایین برو. این اصل برای همیشه هست. شیطانی که سالیان متمادی عبادت کرد و منزلتی یافت، خودستایی و غرور، مایه هبوط او شد و دیگران نیز مانند او خواهند بود؛ زیرا در نظام کلی هیچ فرقی بین انسان و غیر انسان نیست. در این نظام، سنّتهای الهی حاکم است، نه سنّتهای قبیله‌ای و نژادی و روابط قوم و خویشی.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: خداوند بهشت را جای پاکان قرار داده و کسی را که اندک لغزشی داشته از بهشت بیرون کرده است پس دیگر، اهل لغزش را به بهشت راه نمی‌دهند. چون بهشت جای لغزشکار نیست. اگر لغزشکار در بهشت جایی می‌داشت، پس چرا آدم را بیرون کردند؟ خدایی که لغزشکار را از بهشت می‌راند، هرگز لغزشکار را به آن‌جا راه نمی‌دهد و این اصلی کلّی است: «ما کان الله سبحان لیُدخل الجنّة بشراً بأمرٍ أخرج به منها مَلَکاً. إنّ حکمه فی أهل السّماء والأرض لواحد»[6]. کسی که تلاش و کوشش علمی یا عملی کرده و مهذّب شده است، اگر خودستایی کند از همان جا سقوط می‌کند.

    منبع : برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص99-100
    پی نوشت :
  •  .[1] سوره نور، آیه 21.
  • [2] .بازداشتن نفس ازدنیا
  •  .[3] نهج‌البلاغه، نامه 31، بند 88.
  • [4] . شرح غررالحکم، ج 6، ص 427.
  • [5] . سوره اعراف، آیات 12 ـ 13.
  • [6] نهج‌البلاغه، خطبه 192، بند 11.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS