دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاعده سبق

No image
قاعده سبق

كلمات كليدي : سبق، مباحات اصليه، منافع مشتركه

نویسنده : قادر غديري

سبق در لغت به معنای تقدم و پیش افتادن می‌باشد.[1] و در اصطلاح به معنای ثبوت حقّ با سبقت گرفتن به مباحات اصلیه بدون قصد تملک و یا سبقت گرفتن به منافع مشترکه مانند راه‌ها و مساجد وقف‌های عامه می‌باشد.

تبیین قاعده:

اگر کسی برای استفاده کردن از منافع مشترکه (که راجع به عموم مردم می‌باشد) و یا مباحات اصلیه مثل آب دریاها و زمین بیابان‌ها از دیگران زودتر اقدام کند بدون این که قصد مالکیت داشته باشد سزاوارتر به تصرف در این امور می‌باشد چون پیشی گرفتن باعث ایجاد حقی برایش شده که دیگران حق مزاحمت او را ندارند.

فرق این قاعده با قاعده حیازت و احیاء موات:

قاعده حیازت مختص به مباحات اصلیه است و به مجرد حیازت (جمع‌آوری) موجب مالکیت است و قاعده مختص به زمین و مثل آن می‌باشد. احیاء موجب مالکیت می‌شود ولی بعد از احیاء کردن زمین و مانند آن و مجرد قصد کافی نیست. ولی قاعده سبق موجب ملکیت نیست و فقط موجب اولویت است و موردش نیز اعم از مباحات اصلیه و منافع عامه می‌باشد.

مستندات

1. سنت:

طلحة بن زید عن الامام الصادق (ع) قال:‌«قال امیرالمؤمنین (ع) سوق المسلمین کمسجدهم فمن سبق الی مکان فهو احق به الی اللیل».

طلحة بن زید از امام صادق (ع) نقل کرده که ایشان فرمودند امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: بازار مسلمانان مانند مسجدشان است پس هر کس به مکانی (برای نشستن و پهن بساط خود) سبقت گیرد و تا شب سزاوارتر (از دیگران) به آن مکان می‌باشد. [2]

2. اجماع:

در جواهر الکلام فرموده: هیچ اشکال و اختلافی نیست که اگر کسی به مکانی از مسجد سبقت بگیرد مادامی که آنجا نشسته سزاوارتر به آن مکان می‌باشد بلکه می‌توان راجع به آن ادعای اجماع یا ضرورت کرد.[3]

و نیز فرموده: هر کس به معادن سبقت گیرد. بدون هیچ اختلافی و اشکالی می‌تواند نیازش را از آن جا بردارد.[4]

وسیر عاملی نیز در مفتاح الکرامة ادعای اجماع محصل کرده است.[5]

3. سیر متشرعه و عقلائیه:

هیچ کسی شک ندارد که اهل شریعت بلکه همگی عقلاء قبول دارند که اگر کسی در چیزی از مباحات و منافع عمومی سابق‌تر از دیگران باشد سزاوارتر به آنها می‌باشد. و هر کس که مزاحم او شود ظالم می‌شمرند و شارع نیز از این سیره منعی نکرده پس حجت می‌باشد.[6]

چند تطبیق:

1. در کتاب شرائع آمده: هر کس قبل از دیگران در مکانی از مسجد بنشیند سزاوار تا زمانی که نشسته حق اولویت نسبت به آن مکان دارد... و اما در مدرسه‌ها و کاروان‌ سراها هر کس در منزلی سکونت گزیند اولی از دیگران نسبت به سکونت در آن منزل می‌شود گرچه مدت زیادی هم بماند.[7]

2. شهید ثانی فرموده: مردم در استفاده از آب چشمه‌ها و چاه‌ها و باران‌ها و نهرهای بزرگ مانند فرات مساوی هستند و هر کس به برداشتن آب از دیگران سبقت بگیرد اولی از دیگران می‌شود.[8]

استثناءات:

1. واقف مدت خاصی را تعیین کرده باشد، مثلاً شرط کرده در این زائرسرائی که وقف می‌کنم هر کس فقط دو ماه می‌تواند بنشیند.

2. واقف شرط خاصی کرده باشد و آن شرط در فرد سابق از بین برود محقق حلی فرموده: اگر واقف شرط مشغول شدن به علم را در سکونت منزل شرط کند و فرد ساکن علم را ترک کند مجبور به خروج می‌شود.[9]

3. اگر قصد انتفاع در بین بنا نباشد، مثلاً شخصی به زائرسرائی وارد شده ولی قصد اقامت در آنجا را ندارد و محل دیگری برای اقامت خود – مثل هتل – برگزیده است.

4. تقدم نماز بر غیرنماز در مسجد:

امام خمینی (ره) فرموده: برای هیچ کس جائز نیست در مسجد مزاحم کس دیگری شود مگر این که سابق از دیگری باشد ولی ظاهراً نماز بر غیر نماز مقدم است. پس اگر کسی بخواهد نماز جماعت یا فردای بخواند کس دیگری (که نمی‌خواهد نماز بخواند) نمی‌تواند مزاحم او شود گرچه سابق هم باشد.[10]

اولویت، حکم وضعی است یا تکلیفی:

مشهور اولی است گرچه به دومی نیز قائلین وجود دارد، چون سیره عقلائیه که از دلائل مهم این قاعده است – دلالت بر حکم وضعی بودن آن دارد زیرا: عقلاء برای شخص سابق در مسبوق حقّی قائلند که اگر کسی به زور او را کنار بزند غاصبش می‌دانند نه این که فقها گناهکار بدانند.

مقاله

نویسنده قادر غديري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS