دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن و خاتمیت حجج توسط رسل

کلام در بررسی شبهاتی درخصوص ناسازگاری امامت با اصل خاتمیت بود.
قرآن و خاتمیت حجج توسط رسل
قرآن و خاتمیت حجج توسط رسل
نویسنده: مهدی امینیان

کلام در بررسی شبهاتی درخصوص ناسازگاری امامت با اصل خاتمیت بود. شبهه‌ای از بُرقعی و تمسک به ادله نقلی در تقریر شبهه: در ضمن مطالعه آثار طراحان شبهه تعارض حجت انگاری امامان با اصل خاتمیت به دو دلیل قرآنی و روایتی آنان برخورد می‌شود که به نقل و نقد آنها اشاره می‌شود:

الف- دلالت قرآن بر خاتمیت حجت الهی؟!

یکی از طراحان شبهه با فحص زیاد توانسته است یک آیه پیدا کند که در آن به زعم خود بر نفی حجت بعد از پیامبران اشاره دارد که عبارتست از: «رسل المبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل»(نساء،165) مستشکل، آیه را چنین ترجمه و معنی می‌کند: «پس از رسولان الهی کسی را خدا حجت قرار نداده است... در دین اسلام به حکم آیه، پس از انبیا کس دیگر حجت نیست و جز انبیا به کسی وحی نمی‌شود ولی در مذهب، هر امامی حجت و هر ملایی حجت الاسلام و قول هر قطب و پیشوا حجت است». (ابوالفضل برقعی، تضاد مفاتیح با قرآن، صص 15-196 و 25) نقد و بررسی: از توضیحات پیشین، سستی دلیل مزبور روشن می‌شود، اما از باب ضرورت به نکاتی اشاره می‌شود.

1- آیه فوق در مقام بیان و تبیین فلسفه بعثت پیامبران است، به این معنی برخی گمان برده‌اند که با وجود عقل به نبوت آسمانی نیازی نیست یا اینکه ممکن بود برخی در قیامت دلیل عدم ایمان خود به خدا و آخرت را عدم اتمام حجت الهی در حق خودشان توجیه کنند، آیه شریفه ضرورت بعثت انبیا را چنین بازگو می‌کند که خداوند در طول تاریخ پیامبرانی با دو صفت بشارت و انذار دهنده فرستاد تا اینکه بهانه و توجیهی به نفع مردم «للناس» -لام برای نفع است- بر علیه خداوند «علی الله» وجود نداشته باشد، البته سلب توجیه ملحدان «بعد الرسل» یعنی بعد از فرستادن پیامبران تحقق می‌یابد.(تفسیر المیزان،ج5، ص143) خواننده مشاهده می‌کند، اصلا آیه در مقام بحث خاتمیت پیامبران و حجتهای آسمانی نیست تا از آن به عنوان پایان دوره تحقق حجت الهی تلقی شود.

2- از نکته پیشین روشن می‌شود حجت در آیه شریفه به معنای دلیل و مستمسک ملحدان اراده و قصد شده است و بر انسانهای برگزیده الهی اعم از پیامبر یا امام، ناظر نیست.

3- آیه شریفه فوق نهایت بر خاتمیت و پایان ظهور «الرسل» دلالات می‌کند و این ادعا مورد اتفاق است.

ب- کلام امام علی(ع) در خاتمیت حجت الهی؟!

دلیل دوم طراح شبهه استناد به یک فراز نهج البلاغه است که حضرت علی(ع) فرمود: «تمت بنینا محمد حجته».(فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه90،ش48،ص262) همو در معنای کلام حضرت می‌گوید: «حجت خدایی با آمدن محمد تمام شد و کسی پس از او حجت نیست».(ابوالفضل برقعی، تضاد مفاتیح با قرآن، صص 15 و 25 و196) نقد و بررسی: در نقد این دلیل نیز به نکاتی چند اشاره می‌شود:

1- طراحان چنین شبهاتی در همه جا همه روایاتی که از ائمه اطهار که توسط محدثان نقل و گزارش شده است را به هر بهانه‌ای مورد انکار قرار می‌دادند، مثلامی گفتند چنین روایاتی جعل خود محدثان است یا شان و منزلت امام و امامت را نباید با روایات خود امام(ع) اثبات نمود، ظاهرا مستشکل در این موضوع چون حسب زعم خود ظاهر روایت و خطبه حضرت علی(ع) را به نفع ادعای خویش توهم کرده است، از اشکال مبنایی خود صرف نظر نموده است. لکن بحث اخلاقی و منطقی مقتضی است که انسان در همه زمینه‌ها بر مبنای خود ملتزم باشد.

2- ظاهر خطبه حضرت بر مدعای شبهه ناسازگاری حجت انگاری امام با اصل خاتمیت نیز دلالت ندارد، چراکه مدعی ناسازگاری فراز کامل خطبه را نیاورده و خواسته با تقطیع به مراد خود برسد، خطبه حضرت چنین است: «بل تعاهدهم بالحجج علی السن الخیره من انبیائه و متحملی ودائع رسالته قرنا فقرنا حتی تمت نبینا محمد حجته و بلغ المقطع عذره و نذره». خواننده عزیز چنانکه ملاحظه می‌کند حضرت در توصیف برانگیختن پیامبران الهی در هر قرن و زمانی است که خداوند برای راهنمایی مردم، پیامبران متعددی فرستاده است، حضرت تاکید می‌کند این سیر و برانگیختن بدون نقطه پایان نیست، بلکه نقطه پایانی به نام اصل خاتمیت وجود دارد که با ظهور کاملترین پیامبران یعنی حضرت محمد(ص) اصل بعثت انبیا به کمال خود رسیده و دیگر ما شاهد ظهور پیامبر آسمانی نخواهیم بود. مقصود حضرت از حجت در کلام شریفش «تمت...حجته» حجت آسمانی یعنی ظهور پیامبر آسمانی است که بر آن کلام پیشین (که بر بعثت انبیا در هر قرنی ناظر بود) و کلام پسین حضرت (پایان و قطع عذر مردم) دلالت می‌کند، مقصود از حجت همان دلیل و مستمسک است که خداوند با ارسال آخرین پیامبر خود حجت و احتجاج خود بر مردم را تمام کرد که این حجت در قالب ظهور پیامبر اسلام اتفاق افتاد. چراکه ذیل روایت دلالت داردکه با ظهور پیامبر اسلام(ص) عذر و بهانه مردم تمام شد، شارح معروف نهج البلاغه یعنی ابن ابی الحدید معتزلی فراز فوق نهج البلاغه را بر همین معنا (ختم نبوت و نه حجت) تفسیر نموده است: «ای لم یبلغ بعده رسول ینتظر؛ بعد از پیامبر(ص)، رسول و پیامبر دیگری که انتظار کشیده شود، ظهور نخواهد کرد».(شرح نهج البلاغه، ج7،ص6)اینکه بعد از پیامبر(ص) دیگر پیشوای دینی برگزیده الهی در غیر مقام نبوت و شریعت مثلا مقام امامت ظاهر نخواهد شد، از فراز فوق نهج البلاغه بر نمی‌آید. نهایت می‌توان گفت از این حیث مجمل و متشابه است و حکم آن رجوع به نصوص دیگر حضرت است.

3- دلیل دیگر بر اینکه مقصود از اتمام حجت اتمام نبوت و نه حجت الهی است، ادله نقلی منقول از پیامبر اسلام(ص) و خود حضرت امیر است که بر استمرار حجت الهی دلالت دارند. چنانکه پیامبر(ص) خود و حضرت امیر المومنین(ع) را حجت خداوند وصف می‌کند: «یا انس! انا و هذا حجه الله علی خلقه». حضرت امیر(ع) نیز خود را حجت الهی توصیف می‌کند: «الاو انی علیکم من الله الحجه البالغه فلاتتولوا قوما غضب الله علیهم».(التوحید، ص93) حضرت امیر در جای دیگر به صورت مطلق بر عدم خلو زمین از حجت الهی تاکید و تصریح می‌کند. علاوه بر آن یادآور می‌شود این حجت الهی ممکن است ظاهر مثل یازده امام معصوم یا غائب مثل حضرت حجت(عج) گردد: «اللهم بلی لاتخلوا الارض من قائم بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلاتبطل حجج الله».(نهج البلاغه، حکمت 139،ص1158) حضرت در اولین خطبه از نهج البلاغه نیز بر عدم خلو خلق از پیامبر و حجت تاکید می‌کند: «و لم یخل الله سبحانه خلقه من نبی مرسل او کتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه».(همان، خطبه اول) در این خطبه حضرت حجت را در ردیف و عرض «نبی مرسل» قرار داده و از آن بر می‌آید که آن دو متفاوت‌اند. روشن است که اگر اصل خاتمیت بر خاتمیت حجت الهی به صورت مطلق دلالت می‌کرد، به هیچ وجه پیامبر اسلام(ص) و خود حضرت علی(ع) بر استمرار آن تاکید نمی‌کردند، چراکه آن دو بزرگوار خود مبین و شارح حقیقی دین و عالم واقعی به مقصود قرآن ازجمله آیه مورد استناد طراح شبهه می‌باشند.

مقاله

نویسنده مهدی امینیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS