دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن کتاب زندگی

ما خود، ذکر (قرآن) را نازل کرده و خود نیز نگاهبان آن هستیم.
قرآن کتاب زندگی
قرآن کتاب زندگی

قرآن کتاب زندگی

قال الله تعالی: «إنّا نحنُ نَزّلنا الذِّکرَ و انّا له لَحافِظون» (حجر / 9)

25 بهمن ماه سال‌روز فتوای تاریخی امام خمینی(ره) پیرامون ارتداد سلمان رشدی است. مهمترین مسئله‌ای که سلمان رشدی در کتاب آیات شیطانی به آن پرداخت، تمسخر شریعت مقدس اسلامی و مهمتر از آن ادعای تحریف قرآن بود. زمانی‌که سلمان رشدی می‌خواست ادعای تحریف قرآن کند، شاید به ذهنش خطور نمی‌کرد که تا آخر عمر، خود را اسیر زندان توهمات خویش ساخته است. قرآن کریم کتاب و معجزه الهی حضرت رسول اکرم(ص) است که التزام به آن بر هر مسلمانی یک فریضه واجب است. پذیرش اسلام از سوی هر مسلمانی مشروط به پذیرش کتاب قرآن از سوی آن فرد است. پس کوچک‌ترین خلل و تحریفی در قرآن باعث از بین رفتن پشتوانه حقانیت آموزه های دین اسلام خواهد شد.

دلایل عدم تحریف قرآن

قرآن به دلایل متعددی دچار دگرگونی و تحریف نشده است. برخی از دلایل عدم تحریف قرآن:

1) آیات

الف) تصریح خداوند بر حفظ قرآن:

«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[1]

ما خود، ذکر (قرآن) را به‌تدریج نازل کردیم و خود برای آن نگهبانیم.

ب) آیه عدم اتیان باطل:

«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ * لا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینْ‌ِ یدَیهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِید»[2]

همانا کسانی به ذکر (قرآن‌) (هنگامی که به‌سوی آنها آمد) کفر ورزیدند و حال آن‌که (آن ذکر) کتابی شکست‌ناپذیر است * که از هیچ راهی، باطل به آن راه ندارد؛ که به‌تدریج از جانب خداوند دانای ستوده شده نازل شده است.

ج) آیه شریفه

«إنّ علینا جمعه و قرآنه»[3]

همانا گردآوردن و خواندن آن بر عهده ماست

2)احادیث:

الف ) حدیث ثقلین؛

«انّی تارک فیکم الثّقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی و انّهما لن یفترقا حتی یردا علی‌الحوض»[4]

من در میان شما دو یادگار گران‌بها باقی می‌گذارم، کتاب الهی و عترتم که اهل بیت من است و آن‌دو از همدیگر جدایی‌ناپذیرند تا در آخرت در کنار حوض کوثر به نزد من بازآیند.

کتاب خدا باید سالم و مصون از تحریف باقی بماند تا در کوثر بر پیامبر(ص) وارد شود. اگر تحریف شود دیگر کتاب‌الله نیست موضوعیت این حدیث فقط با مصون ماندن قرآن از تحریف صادق است.

ب) احادیث عرضه احادیث بر قرآن؛ احادیث صحیحه‌ای هستند که قائل به عرضه احادیث متعارض بر قرآن کریم و اخذ موافق قرآن و طرد مخالف قرآن هستند و معلوم است زمانی می توان صدور چنین دستوری ازسوی ائمه معصومین درست باشد که قرآن خودش، مصون از تحریف باشد.

ج) احادیث وارده از ائمه(علیهم‌السلام)؛ در باب اینکه آنچه در دست مردم است، همان قرآن نازل شده از سوی خداوند است.

3)اجماع فریقین؛ بزرگـان شیعه از شیخ صدوق تا فقهای معاصر قائل به عدم تحریف قرآن بوده‌اند.

4)معجزه بودن قرآن؛ با تحریف الفاظ، معانی آیات قرآن مختل می‌گردد و حال آنکه معجزه بودن قرآن (که مورد تحدی قرآن است) منوط به صحت آیات و صحت استناد آنها به خداست. اگر قرآن کریم دستخوش تحریف واقع شود تحدی موضوعا منتفی می‌شود.

5)سوره کامل در نماز؛ در رکعات اول و دوم هر نماز، باید سوره کامل خواند که حاکی اعتقاد به این است، که چیزی از قرآن نیفتاده است.

6)تواتر در نقل آیات قرآن؛ تمام آیات قرآن، به‌طور متواتر نقل شده و حال آنکه ادعاهای قائلین به تحریف، واحد است که قابل پذیرش نیست.

7)اهتمام خارق‌العاده پیامبر(ص) و صحابه در حفظ و جمع قرآن.

8)جمع آوری قرآن در زمان پـیامبر(ص) (هرچند که مدون بین‌الدفتین نبود).

9)اگر قرآن کریم، دست‌خوش تحریف شده چرا ائمه(ع) نه تذکر داده‌اند و نه به مقابله با آن پرداخته‌اند.

قرآن و انسان

اکنون که به صدق متن قرآن و استواری معنای آن پی بردیم باید در پی استفاده از این منبع وحیانی باشیم و خود را در معرض این نسیم جان افزا و سعادت بخش قرار دهیم:

1) ضرورت سکوت و گوش سپردن به قرآن:

«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف204)

و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرادهید و خاموش باشید، باشد که مشمول رحمت شوید.

2) پناه بردن از شیطان به خدا:

«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» (نحل98)

پس هنگامی که قرآن می‌خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه بر.

3) تبعیت از قرآن و پروای از خدا:

«و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه و اتقوا لعلکم ترحمون» (انعام6)

و این کتابی است پربرکت که ما آن را فرو فرستادیم، پس از آن پیروی کنید و پروا پیشه سازید، شاید مشمول رحمت گردید

4) تدبر در قرآن:

«أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها» (محمد24)

پس آیا در این قرآن تدبر و اندیشه نمی‌کنند یا بر دل‌هایی قفل‌های (عناد و قساوت و شقاوت) آن نهاده شده است؟!

5) عبرت‌آموزی:

«لَقَدْ کانَ فی‌ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یفْتَری‌ وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَینَ یدَیهِ وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَی‌ءٍ وَ هُدی وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ»(یوسف111)

به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است. سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایی‌] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و برای مردمی که ایمان می‌آورند رهنمود و رحمتی است.

6) شفای مؤمنین و خسران ظالمین؛‌

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا»(اسراء82)

و ما از قرآن آنچه را که برای مؤمنان مایه درمان و رحمت است نازل می‌کنیم و حال آنکه ستمگران را جز زیان نمی‌افزاید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS