دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت

کسی که به آنچه خداوند روزیش کرده، قانع باشد، او از بی نیازترین مردم است.
قناعت
قناعت

قناعت

قال السجادُ(ع): «مَن قَنَعَ بمَا قَسَمَ اللهُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَی النّاسِ» (بحار الانوار، ج75، ص158، باب21)

یکی از چیزهایی که مورد تأکید فراوان روایات قرار گرفته، این است که انسان در زندگی، همواره به آنچه خداوند روزیش کرده، قانع باشد. انسانی که قانع است، به اندازه نیاز و ضرورت اکتفا می‌کند و در به‌دست آوردن مال بیشتر، خود را به‌زحمت نمی‌اندازد؛ این صفت، از جمله فضائلی است که همه فضائل انسانی به آن بستگی دارد؛[1] به‌طوری‌که قناعت، یکی از ویژگی‌های افراد باایمان و بافضیلت شمرده شده است. افراد خودساخته، دارای روحیه قناعت و عزّت هستند و در سایه این روحیه عالی، هیچ‌گاه چشمِ طمع به مال و ثروت دیگران ندوخته و برای کسب مال، ثروت و مقام، شخصیّت والای انسانی خویش را خرد و ذلیل نمی‌کنند.[2]

انسان قانع، به‌خاطر قناعتش، نه تنها به همان مقداری که خداوند به او روزی داده، راضی، بلکه بالاتر از آن خوشحال بوده و لب به ناله و کفران باز نمی‌کند، او به‌طور طبیعی از بسیاری از رذائل اخلاقی، مانند حرص، طمع، حسد، دنیاطلبی، و ... به‌دور است؛ ضمن اینکه به‌واسطه همین قناعتش، اجمالاً از بسیاری از گرفتاری‌های دنیا آسوده است و با فراغ بال بیشتری می‌تواند در راه سعادت آخرت گام بردارد.[3]

حضرت علی(ع) روزی از جلوی مغازه قصابی عبور می‌کردند، قصاب رو به امیرالمؤمنین کرد و گفت: گوشت فربهی است آن را بخرید. امام در جواب فرمودند: پولش حاضر نیست. مرد قصاب گفت: یا امیرالمؤمنین صبر می‌کنم. امام پاسخ دادند: من از خوردن گوشت صبر می‌کنم. خداوند پنج چیز را در پنج چیز قرار داده است: عزّت را در طاعت و بندگی، ذلت و خواری را در نافرمانی، حکمت را در شکم خالی، هیبت را در نماز شب، و بی‌نیازی را در قناعت.[4]

آری کسی که در زندگی خود قناعت را سرمشق و الگوی خود قرار بدهد، در سایه قناعتش، از دیگران بی‌نیاز خواهد بود؛ چنین شخصی فقط باید رنج ناداری و مشکلات زندگی خود را تحمّل کند و نه بیشتر. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: بی‌نیازترین بی‌نیازی‌ها، قناعت، تحمّل و صبر در ناداری است.[5]

روزى سلمان ابوذر را به مهمانى دعوت کرد؛ پاره‌هاى نان خشکى که در منزل داشت، نزد او آورد و از آب کوزه‌اش آن‌ها را تر کرد؛ پس ابوذر گفت: این نان بسیار نیکو است، اگر با آن نمکى بود، پس سلمان برخاست و از خانه بیرون رفت و کوزه خود را در مقابل نمکى که خریدارى نمود، گرو گذارد و نمک را نزد ابوذر آورد؛ پس ابوذر از آن نان می‌خورد و از آن نمک بر نان‌ها می‌پاشید و می‌گفت: حمد و سپاس مختص آن خدایی است که این درجه از قناعت را روزى ما گردانید و بما عطا فرمود، پس سلمان گفت: اگر قناعتى بود کوزه من به گرو نمی‌رفت.‌[6]

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص302.
  • [2]. مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص636.
  • [3]. اسماعیلی یزدی، عباس؛ فرهنگ صفات، قم، مسجد مقدس جمکران، 1386، چاپ اول، ص219.
  • [4]. همان، ص220، به‌نقل از: ینابیع‌الحکمه، ص453، حدیث20.
  • [5]. آمدی، عبدالواحد؛ غررالحکم و دررالکلم، سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1388، چاپ یازدهم، ج2، حدیث8278/34، ص326.
  • [6]. آشتیانی، میرزا احمد؛ طرائف‌الحکم یا اندرزهاى ممتاز، تهران، کتابخانه صدوق، چاپ سوم، 1362، ‌ج‌2، ص346.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS