دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مال و ثروت

No image
مال و ثروت

کلمات کلیدی :

نویسنده :احمد صمصامی

مال و ثروت

مسائل اقتصادی در تمام عصرها و در میان همه نسلها مطرح بوده و مورد توجه ادیان آسمانی قرار گرفته است مخصوصاً اسلام به این مسئله توجه زیادی دارد.

اسلام با مسائل اقتصادی دو نوع رابطه دارد:

1- الزامات اقتصادی: در عقود و معاملات شرعی مثل شرکت، جعاله، اجاره، رهن که برای هر یک از آن‌ها مسائل خاصی را بیان کرده است.

2- دستورات اصلاحی: از طریق اخلاق که مردم را به امانت، عفت، عدالت، احسان و ایثار فرا می‌خواند و از خبائث، غصب و سرقت برحذر می‌دارد.

آموزه‌های اسلامینیروی مادی و قدرت مالی را از امدادهای الهی معرفی می‌کند:

«وَنُمددکم باموال وبنین»

«شما را دارایی‌ها و فرزندان یاری می‌رساند»

و آن را مایه تقویت و استواری دین می‌داند که بدون آن جامعه سامان نمی‌یابد .

امام صادق (ع) می‌فرماید:

«احتفظ بما لک فانه قوام دینک»

«مالت را به خوبی نگهدار چرا که قوام و پایه دین تو است»[1]

مبارزه با ثروت‌اندوزی در اسلام

اسلام با تکاثر مال و ثروت اندوزی مخالف است. اگر جمع مال هدف اصلی قرار گیرد انسان خود در خدمت ثروت قرار خواهد گرفت و ماهیت انسانی‌اش را از دست خواهد داد.

و این موجب انحراف فکری گشته، انسان را در بی‌خبری و غفلت نگه می‌دارد و جهان را در بُعد مادی و ظاهری آن خلاصه می‌کند:

« یَعْمَلُونَ ظاهراً من الحیاة الدینا و هم عن الاخرة هم غافلون»

«آنان به ظاهری از زندگای دنیا آگاهند و از آخرت بی‌خبرند»

اینان اگر چه گاهی عبادت کنند، ولی از عبادات خود لذت نمی‌برند و به باطن و اسرار آن دست نمی‌یابند.

حضرت عیسی (ع) می‌فرماید:

«همان گونه که بیمار به غذا می‌نگرد اما نمی‌تواند از آن بخورد و لذت ببرد اهل دنیا نیز با رسیدن به لذائذ دنیا لذت و شیرینی عبادت را درک نمی‌کنند»[2]

از این روایات و آیات روشن می‌شود که مال و ثروت دنیا اگر همراه با محبت و عشق به آن باشد و این عشق و علاقه باعث غفلت از خدا و آخرت بشود مورد نکوهش شده خسران و زیان آدمی می‌شود.

اما اگر تلاش و کوشش انسان در تأمین مادیات برای آسایش خانواده خود و بی‌نیازی از دیگران یا برای عمران و آبادی باشد نه تنها نکوهش نشده بلکه مورد تشویق هم قرار گرفته است:

پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:

«الکادّ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله»

«هر کس برای رفاه و آسایش خانواده‌اش رنج و زحمت بکشد همانند کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند»[3]

حضرت علی (ع) نیز فرمود:

«تعرّضوا التجارات فانّ لکم فیها غنیً عما فی ایدی الناس»[4]

«به تجارت بپردازید، تا از آنچه که مردم در اختیار دارند بی‌نیاز شوید»

ثروت وسیله امتحان آدمی

چگونگی کسب مال و مصرف آن میزان علاقه باطنی به آن، و عکس العمل انسان به هنگام از بین رفته آن همه میدان امتحان بشر است، چه بسا افرادی که هنگام کسب مال، حق و عدالت را فراموش می‌کنند:

« وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُکُمْ وَأَوْلَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ‌و أَجْرٌ عَظِیمٌ »[5]

«بدانید که دارائی‌ها و فرزندان شما وسیلۀ آزمایش هستند و پاداش بزرگ نزد خدا است»

از سوی دیگر خداوند گاه سببی برای بنده‌اش ایجاد می‌کند تا حقیقت ایمان او را آشکار کند مانند فقر یا توانگری؛ چنان چه آدمی نسبت به فقر صبر داشت و در موقع بی‌نیازی و توان‌گری شکرگذار گردید مستحق ثواب خواهد بود. اگر با به دست آوردن ثروت طغیان کرد و یا با پیدایش فقر کفر ورزید مستحق نکوهش و عذاب خواهد بود.

امام صادق (ع) می‌فرماید:

«چنین خیال می‌کنی که خداوند به کسی مال می‌دهد که دوستش دارد و محبتش به وی زیاد است؟ و کسی را از مال و ثروت محروم می‌دارد که بر او خشمگین باشد؟ هرگز چنین نیست. مال، مال خدا است مقداری از آن را در نزد کسی به امانت می‌گزارد و به آنان اجازه می‌دهد که با رعایت اعتدال از آن بخورند، بپوشند ازدواج کنند، مرکب تهیه کنند و از آن چه باقی ماند به فقرای مؤمن رسیدگی و اختلافشان را حلّ و فصل کنند. هر کس چنین کند، خوردن، آشامیدن، مرکب و ازدواج وی حلال است، و الاّ آن مال بر او حرام است»[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS