دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مالکیت فکری چه آثار حقوقی در پی خواهد داشت؟

مالکیت یا حقوق فکری و معنوی، به حقوقی گفته می‌شود که به صاحبان آن حق بهره‌وری از فعالیت‌های فکری و ابتکاری انسان را می‌دهد و ارزش اقتصادی و قابلیت داد و ستد دارد اما موضوع آن شیء معین مادی نیست.
مالکیت فکری چه آثار حقوقی در پی خواهد داشت؟
مالکیت فکری چه آثار حقوقی در پی خواهد داشت؟

دانستنی های حقوقی؛

مالکیت یا حقوق فکری و معنوی، به حقوقی گفته می‌شود که به صاحبان آن حق بهره‌وری از فعالیت‌های فکری و ابتکاری انسان را می‌دهد و ارزش اقتصادی و قابلیت داد و ستد دارد اما موضوع آن شیء معین مادی نیست.

مطمئناً در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «مالکیت فکری» را بررسی کنیم.

حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی یا هنری یا مالکیت ادبی و هنری معروف به حق مؤلف یا حق تکثیر، حق اختراع، حقوق صنعتگران نسبت به نام، علایم تجارتی و صنعتی و اسرار تجاری معروف به مالکیت تجارتی و صنعتی، از انواع مالکیت‌های فکری محسوب می‌شود.

زمانی که از عبارت «مالکیت» استفاده می‌شود، نخستین مفهومی که به ذهن متبادر می‌شود، نمودهای عینی و فیزیکی آن مثل پول و زمین است.

این موضوع در حالی است که در عصر دانایی‌ محوری به سر می‌بریم و در قوانین کشورهای مختلف دنیا، گونه‌ای از مالکیت، مورد شناسایی قرار گرفته است که الزاماً نمود عینی و خارجی ندارد بلکه غیرملموس است اما به مالک اثر حق می‌دهد که از آثار مالی و معنوی آن بهره‌مند شود.

حق مالکیت نتیجه مستقیم کار فکری انسان است و در اثر مصرف از بین نمی‌رود و به راحتی عرضه می‌شود و قابل تکثیر است. این حق به دلیل برخورداری از خصایص ویژه، باید در قالب ویژه‌ای تعریف شود و مورد حمایت قانونگذاران قرار گیرد.

نخستین بار در سال 1690 جان لاک، در دو رساله خود، مالکیت یک اثر هنری را به مؤلف آن نسبت داد، و با پیشرفت صنعت چاپ و حمایت از مؤلفان در مقابل چاپ غیرمجاز، نخستین قانون به نام قانون «The Statute Anne» در سال 1710 میلادی در پارلمان انگلیس وضع شد و نخستین بار، اصطلاح مالکیت فکری intellectual property در اکتبر سال 1845 در دادگاه ماساچوست در مورد قضیه ثبت اختراعات Davoll Brown و شرکایش به کار برده شد و به صورت عملی مورد حمایت قانونگذار قرار گرفت.

در نهایت پس از انتقال اتحادیه بین‌المللی حمایت از مالکیت فکری از برن به ژنو در سال 1967، طی یک معاهده، این اتحادیه به یکی از نمایندگی‌های زیرمجموعه سازمان ملل متحد تبدیل شد و به سازمان حمایت از مالکیت فکری تغییر نام داد.

این موضوع که یک حق چه زمانی ایجاد می‌شود و از چه زمانی مورد حمایت قانونگذار قرار می‌گیرد، دو مقوله جداگانه است چون پس از ایجاد شدن حق، آثاری بر آن مترتب می‌شود اما برای اینکه در مقام اثبات این آثار برآییم، باید تشریفات قانونی مدنظر قانونگذار را رعایت کنیم.

در خصوص مالکیت فکری باید گفت که ابتدا، پدیده‌ای مانند یک قطعه شعر، یک قطعه موسیقی یا محتوای یک کتاب در ذهن صاحب آن خلق و سپس ارایه می‌شود. این پدیده، ارزش مادی ملموس ندارد بلکه عقلاً به آن اعتبار مالی داده‌اند و برای آن، ارزش داد و ستد قائل شده‌اند.

در عرف، یک پدیده فکری قبل از ثبت، معامله می‌شود، اگر قائل به این باشیم که تا زمانی که اختراع، ابداع، ابتکار و ... ثبت نشود، حق مالکیت محقق نمی‌شود، مشکلات زیادی در خصوص مشروعیت یا عدم مشروعیت معامله پدیده‌های فکری قبل از ثبت پیش می‌آید. همچنین قبل از ثبت توسط خالق اثر، امکان ارایه وجود دارد و شخص دیگری این امکان را می‌یابد که با کپی آن اثر، زودتر از خالق آن اقدام به ثبت کند و موجب تضییع حقوق صاحب آن اثر شود.

بنابراین به نظر می‌رسد باید قائل به این موضوع باشیم که پس از خلق، وجود یک اثر فکری محقق می‌شود اما تا زمانی که ثبت نشود، مورد حمایت قانونگذار قرار نمی‌گیرد که نمونه مشابه آن در قوانین جاری نیز موجود است.

به طور مثال قانون مدنی مقرر می‌دارد بیع با ایجاب و قبول محقق می‌شود و بنابراین، در صحت معامله با سند عادی شکی وجود ندارد اما مواد 10، 47 و 48 قانون ثبت مقرر می‌کند دولت کسی را مالک می‌شناسد که سند رسمی مالکیت به نام وی صادر شده باشد.

مالکیت فکری فقط شامل اختراع، ابتکار و ابداع نمی‌شود، و قانونگذار برای صاحبان برخی علایم، نشان‌ها و طرح‌ها نیز نوعی مالکیت معنوی در نظر گرفته است که به استفاده‌کننده از آن حق انحصاری می‌دهد. به طور مثال علامت‌های تجاری، طرح‌های صنعتی، نشان مبدأ جغرافیایی و مدل‌های مصرفی تحت حمایت قانونگذار هستند.

مالکیت فکری پدیده‌ای نو است که ارزش اقتصادی آن در بعضی از موضوعات، فراتر از اموال مادی است. به طور مثال 97 درصد سرمایه شرکت مایکروسافت مربوط به مالکیت فکری است و فقط سه درصد سرمایه آن از اموال مادی ناشی می‌شود.

با توجه به این موضوع و نظر به اینکه در عصر کنونی، آثار ناشی از افکار انسان‌ها، مهم تلقی شده و دارای ارزش اقتصادی و داد و ستد بوده، لذا نیاز است قانونگذار علاوه بر تصویب قانون، با تدوین آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های متعدد، به جزییات این مقوله بپردازد و از تشتت رویه قضایی و اداری پرهیز شود تا مردم با احساس امنیت و آرامش خاطر بیشتری، برای خلق آثار فکری، وقت صرف کنند.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: سه شنبه 23 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS