دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محاربه و افساد فی الارض

اشاره: «محاربه و افساد فی‌الارض» جزو جرایم و گناهانی است که دارای مجازات خاص و معین شرعی است و از این جهت، در حوزه حدود (مجازاتهایی که کمیت و کیفیت آنها در شرع مشخص شده است) جای می‌گیرد.
محاربه و افساد فی الارض
محاربه و افساد فی الارض
نویسنده: امیرشریفی خضارتی

 

اشاره: «محاربه و افساد فی‌الارض» جزو جرایم و گناهانی است که دارای مجازات خاص و معین شرعی است و از این جهت، در حوزه حدود (مجازاتهایی که کمیت و کیفیت آنها در شرع مشخص شده است) جای می‌گیرد. حکم محاربه و افساد فی‌الارض و مجازات آنها در آیه 33 سوره مائده بدین شکل بیان شده است: «همانا کیفر کسانی که به محاربه با خدا و رسولش بر می‌خیزند و در فساد روی زمین می‌کوشند، قتل یا مصلوب کردن یا بریدن دست‌ها و پاهایشان به صورت مخالف یا نفی بلد است. این مایة خواری و رسوایی آنها در این جهان است و در آخرت نیز عذاب بزرگی خواهند داشت.» «مرحوم علامه طباطبایی» در تفسیرالمیزان در باره این آیه می‌نویسند «محاربه با خدا دارای معنای وسیعی است که بر مخالفت با هر حکم از احکام الهی صدق می‌کند؛ اما اضافه شدن رسول(ص) به خداوند، دلالت دارد که منظور از محاربه، مخالفت با اموری است که وجود حضرتش در آن دخالت داشته است. پس تقریباً مشخص می‌شود که منظور، به هدر دادن و باطل کردن اثر امور مورد ولایت و حکومت پیامبر(ص) است. همچون اخلال در امنیت عمومی که توسط پیامبر(ص) در حیطه حکومتش ایجاد شده است.»

 

تعریف محاربه و افساد فی‌الارض

براساس تعریف قانون مجازات اسلامی هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به سلاح ببرد، محارب و مفسد فی‌الارض است و میان سلاح سرد همچون (چاقو، قمه، شمشیر، نیزه و...) و سلاح گرم (تفنگ، هفت‌تیر، مسلسل و...) تفاوتی نیست. البته کسی که به روی مردم‌ سلاح بکشد ولی بر اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست. همچنین اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفر مخصوص بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد، محارب محسوب نمی‌شود.

باید توجه داشت مفهوم محاربه از مفاهیمی است که بدون قصد تحقق پیدا نمی‌کند، اگر چه قتلی هم صورت گرفته باشد. همچنین محاربة محارب باید ظاهر و علنی باشد، زیرا در غیر این صورت عنوان محارب صدق نخواهد کرد. البته در صدق عنوان محاربه وقوع آن در شهر یا بیابان تأثیری ندارد؛ منتها باید سوء نیت (قصد مجرمانه) محارب ظهور و بروز پیدا کند تا عنوان محاربه صادق باشد. در اینکه سلاحی که محارب به کار می‌برد قدیم یا جدید باشد یا رایج یا غیر رایج باشد نیز تفاوتی وجود ندارد، حتی اگر ایجاد رعب و هراس با چوب دستی و سنگ هم حاصل شود، عنوان محاربه صادق است. نکته مهم این است که هر فرد یا گروهی که برای مبارزه با محاربان و از بین بردن فساد در زمین دست به سلاح برند، محارب نیستند. زیرا عمل این گروه جنبه فساد ندارد بلکه عنوان دفع فساد دارد. سارق مسلح و قطاع‌الطریق (راهزن) هرگاه با سلاح امنیت مردم یا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است.

در واقع این دو عمل از مصادیق بارز محاربه و افساد فی‌الارض هستند. هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند، مادام که مرکزیت آن باقی است، تمام اعضاء و هواداران آن که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند، محارب محسوب می‌شوند اگر چه در شاخة نظامی شرکت نداشته باشند.

همچنین هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور سلاح و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار، امکانات مالی مؤثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند، محارب و مفسد فی‌الارض هستند.

طرق اثبات محاربه و افساد فی‌الارض

محاربه و افساد فی‌الارض از راههای زیر ثابت می‌شود:

الف: با یک بار اقرار به شرط آنکه اقرارکننده بالغ و عاقل بوده و اقرار او با قصد و اختیار باشد.‌

 

ب: با شهادت فقط دو مرد عادل

البته شهادت مردمی که مورد تهاجم محاربان قرار گرفته‌اند به نفع همدیگر پذیرفته نیست منتها شهادت اشخاصی که مورد تهاجم قرار گرفته‌اند اگر به منظور اثبات محارب بودن مهاجمان باشد و شکایت شخصی محسوب نشود، پذیرفته است. همچنین هرگاه عده‌ای مورد تهاجم محاربان قرار گرفته باشند، شهادت اشخاصی که بگویند به ما آسیبی نرسیده است نسبت به دیگران پذیرفته خواهد شد، زیرا از این شهادت تهمت و اتهامی که مانع شهادت باشد ناشی نمی‌شود به عبارت دیگر در مسأله مفروض، تهمت عداوت همانند تهمت تبانی منتفی است، زیرا کسانی که به نفع آنها شهادت داده شده است به نفع شهود شهادت نداده‌اند.

نکته مهم این است که شهادت زنان در اثبات محاربه و افساد فی‌الارض قبول نیست چه اینکه شهادت زنان به تنهایی باشد و چه اینکه به انضمام شهادت مردان انجام گیرد.

 

مجازات محاربه و افساد فی‌الارض ‌

حد محاربه و افساد فی‌الارض یکی از چهار چیز زیر است:

1ـ قتل، 2ـ آویختنِ به دار، 3ـ اول قطع دست راست و سپس پای چپ، 4ـ نفی بلد.

البته انتخاب هر یک از این امور چهارگانه به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ یک از این کارها را انجام نداده باشد.

حد محاربه و افساد فی‌الارض با عفو صاحب حق ساقط نمی‌شود، زیرا محاربه از حقوق الله است و اگرچه ممکن است برخی اعمالی که از محارب صادر می‌شود جنبه حق‌الناسی داشته باشد و از این حیث قابل عفو و بخشش باشد، لیکن جنبه محارب بودن او جدای از این جنبه است.

محاربی که تبعید (نفی بلد) می‌شود باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت و مراوده نداشته باشد. مدت تبعید نیز در هر حال کمتر از یکسال نیست، اگر چه محارب بعد از دستگیری توبه کند در صورتی که توبه نکند همچنان در تبعید باقی خواهد ماند. «صاحب جواهر»(ره) یک روایت از امام رضا(ع) و یک روایت از امام صادق(ع) در رابطه با کیفیت نفی بلد نقل کرده است که در هر دو قید یکسان ذکر شده است.

اما مصلوب کردن مفسد فی‌الارض و محارب به صورت زیر انجام می‌گیرد:

الف: نحوه بستن موجب مرگ او نشود؛

ب: بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد می‌توان او را پایین آورد؛

ج: اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت.

بریدن دست راست و پای چپ مفسد فی‌الارض و محارب به این شکل که ابتدا چهار انگشت دست راست او از انتهای آن به طوری که انگشت شست و کف دست وی باقی بماند، بریده می‌شود و سپس پای چپ او از پایین برآمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند، قطع می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS