دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محاکات

No image
محاکات

كلمات كليدي : محاكات، ميمسيس، تقليد از طبيعت، تقليد، تخييل، افلاطون، عالم مُثُل، ارسطو، فن شعر، مكتب كلاسيسيم

نویسنده : سمیه شیخ‌زاده

محاکات، در لغت به معنای با هم حکایت کردن، حکایت کردن قول یا فعل کسی بی‌زیادت و نقصان، بازگو کردن، عین گفته کسی را نقل کردن و مشابه کسی یا چیزی شدن می‌باشد.[1]

محاکات در کاربرد هنری به معنی «تقلید» به کار می‌رود. در واقع محاکات نظریه‌ای است که همه هنرها به ویژه شعر را تقلیدی از طبیعت می‌داند.[2]

این واژه در یونانی به شکل (mimesis) کاربرد داشته و معادل انگلیسی آن (imitation) است. در عربی معادل محاکات برای آن برگزیده شده است که در فارسی نیز کاربرد دارد. حکمای اسلامی نظیر ابن‌سینا، ‌فارابی و خواجه‌نصیرالدین‌طوسی از آن به تخییل تعبیر نموده‌اند. ظاهراً این واژه مناسب‌ترین معادل برای میمسیس می‌باشد؛ چرا که محاکات در معنای تقلید نمی‌تواند وسعت معنایی این کلمه را پوشش دهد.

یکی از معانی خیال، تصویر است. تخییل نیز به معنای تصویر و خیال چیزی را در ذهن دیگری ایجاد کردن است که این معنا می‌تواند تا حدی مفهوم میمسیس را دربرگیرد. امروزه در زبان انگلیسی برای این واژه معادل دیگری به کار برده می‌شود که عبارت است از Representation به معنای بازنمایی؛ این اصطلاح واژه دقیق‌تری است که در ادامه به آن می‌پردازیم.[3]

نخستین بار، افلاطون (Ploto) – فیلسوف یونانی – واژه محاکات را در کتاب «جمهور» خود به کار برد. بنابر نظریه افلاطون، این جهان، جهان ظواهر است نه حقایق. حقیقت اشیاء در جهان دیگری به نام «عالم مُثُل» وجود دارد و محسوسات این دنیا تنها تصویر و سایه‌ای از آن حقیقت هستند. در واقع، آنچه در عالم مثل وجود دارد، نمونه اعلا و کاملی (idea) است که تصویر و سایه آن در این جهان بازتاب پیدا می‌کند. از سوی دیگر، افلاطون معتقد بود که آنچه هنرمند می‌آفریند، تقلیدی از طبیعت است و از آنجا که طبیعت خود انعکاس و تقلیدهایی از حقیقت مثلی است، بنابراین کار هنرمند و به ویژه شاعر ارزش چندانی نخواهد داشت، زیرا آنچه او به وجود می‌آورد، تقلیدی از تقلید است و از حقیقت چند مرحله فاصله دارد. افلاطون، شاعران را به سبب همین تقلید از وارد شدن به مدینه فاضله (اتوپیا) منع می‌کند.[4]

پس از افلاطون، شاگردش ارسطو (Aristotle)، کوشید با نگاهی تازه به هنر، واژه محاکات را تعریف کند و به کار هنرمندان ارزش و اعتبار ببخشد. اگر چه او در کتاب «فن شعر» خود تعریفی برای محاکات ارائه نکرده و بیشتر به بیان انواع و ابزارهای آن پرداخته است؛ اما، از محتوای کلام او می‌توان این گونه نتیجه‌گیری کرد: ارسطو معتقد بود که کار هنرمند بی‌ارزش نیست؛ چرا که تقلید او از طبیعت، تقلیدی طوطی‌وار و سطحی نیست. هنرمند آنچه را که از طبیعت و جهان پیرامون خود درک می‌کند، با نیروی تخیل خود می‌آمیزد و اثری می‌آفریند که با نمونه اولیه تفاوت فراوان دارد. او روایت‌گر تاریخ یا گزارش مونیس نیست که جهان را آن گونه که هست در آثار خود ثبت نماید، بلکه او با دخالت دادن عواطف، احساسات و جهان‌بینی خود، جهان را آن گونه که می‌خواهد، ترسیم می‌نماید.[5]

به عبارت دیگر، محاکات از نظر ارسطو، عکس برداری و کپی برداری صرف از طبیعت نیست، بلکه تفکر و دریافت هنرمند از جهان بر اثر هنری او تاثیر می‌گذارد. او یا جهان را برتر از آنچه هست نشان می‌دهد و تراژدی می‌آفریند و یا پست‌تر از آنچه هست و کمدی خلق می‌کند.[6]

در واقع اثر هنرمند مثل آینه عمل می‌کند. آنچه در آینه دیده می‌شود، هم وجود دارد و هم وجود ندارد. این تصویر انعکاس از یک شیء است، ولی خود آن نیست. به همین سبب، در زبان انگلیسی معادل Representation یا بازنمایی و نمایش را برای واژه میمسیس به کار می‌برند که وسعت معنایی بیشتری دارد.

بنابراین تفاوتی اساسی میان نظریه افلاطون و ارسطو وجود دارد، زیرا در نظریه ارسطو – برخلاف افلاطون – هنرمند مقلدی صرف نیست. او دست به آفرینش می‌زند و از این آفرینش لذت می‌برد، خواجه نصیر الدین طوسی درکتاب «اساس‌الاقتباس» نیز محاکات را موجب لذت می‌داند؛ زیرا به کمک آن می‌توان چیزهایی را به وجود آورد که در جهان عادی امکان پذیر نیست و یا دست به کاری شگفت زد و سبب حیرت و تعجب دیگران شد.[7]

نظریه ارسطو در قرن هجدهم تبدیل به یکی از اساسی‌ترین اصول مکتب کلاسیسیم گردید. در قرن نوزدهم، رمانتیک‌ها این نظریه را رد کردند؛ زیرا آنها شعر را تنها بیان احساسات و شکوفایی تخیل شاعر می‌دانستند و عقیده‌ای به تقلید نداشتند. این نظریه بار دیگر به وسیله رئالیست‌ها جان گرفت. مارکیست‌ها نیز تا حدی به آن باور داشتند.[8]

لازم به یادآوری است که ارسطو، وزن، سخن و آهنگ را ابزارهای لازم محاکات در شعر می‌داند که به کمک آنها می‌توان تصویر آنچه را که در ذهن است، در ذهن مخاطب ایجاد کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS