دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مدارا، کلید رستگاری

آنچه ذیلا بیان می‌شود بخشی از مواعظ و نصایح پیامبر اکرم (ص) به ابوذر غفاری است: «یا اباذر من لم یات یوم القیامه بثلاث فقد خسر. قلت: و ما الثلاث؟ فذاک ابی و امی.
مدارا، کلید رستگاری
مدارا، کلید رستگاری
نویسنده: رضا جاودان‌

 

آنچه ذیلا بیان می‌شود بخشی از مواعظ و نصایح پیامبر اکرم (ص) به ابوذر غفاری است: «یا اباذر من لم یات یوم القیامه بثلاث فقد خسر. قلت: و ما الثلاث؟ فذاک ابی و امی. قال: ورع یحجزه عما حرم الله عز و جل علیه و حلم یرد به جهل السفیه و خلق یداری به الناس؛ ای ابوذر هر کس در روز قیامت سه چیز همراه نداشته باشد زیانکار است. ابوذر می‌گوید: پدر و مادرم فدایت باد آن سه چیز چیست؟ پیامبر در جواب می‌فرماید: 1 - ورعی که او را از محرمات باز دارد. 2 - حلمی که با آن با نادانی سفیهان مقابله کند. 3 - اخلاق نیکو که با آن با مردم مدارا کند.

آنچه در این نوشتار مورد بحث است، فراز سوم موعظه رسول خدا(ص) است یعنی »مدارا با مردم«. مدارا به معنای نرمی، ملایمت در رفتار، حسن معاشرت با مردم و تحمل ناگواری و آزار آنهاست. روایات فراوانی در ستایش مدارا و فواید دنیوی و اخروی آن وجود دارد، از جمله فرموده پیامبر که: «المداراه نصف الایمان؛ مدارا با مردم نیمی از ایمان است«. در جای دیگر مدارا با مردم را در ردیف انجام واجبات و تکالیف می‌شمرند: »ما پیامبران مامور گشته ایم به مدارا با مردم چنانکه مامور گشته‌ایم به انجام واجبات و تکلیف».‌

همواره انسان با اشخاصی مواجه می‌شود که از روی اغراض و انگیزه های خاص رفتار ناشایستی از خود نشان می‌دهند. گاهی حسادت و صفات زشت دیگر، آنان را وا می‌دارد که در هنگام معاشرت با دیگران رفتاری را از خود نشان دهند که به انسان زیان می‌رساند. سخن در این است که در مواجهه با این افراد، انسان چه رویه‌ای را پیش گیرد؟ اگر در برابر کسی که در حق او دشمنی می‌کند و یا در حق او کوتاهی و بی ادبی می‌کند، بخواهد همانند او رفتار کند، کار به درگیری و برخورد می‌انجامد و درست با مشکلی مواجه می‌شود که انسان در برخورد با نابخردان و نادانان با آن مواجه می‌شود.

در چنین مواردی باید از برخورد و مقابله به مثل صرف نظر کند و خلق و خوی مدارا پیش گیرد. سعی کند با تمرین گذشت و چشم پوشی، با چنین افرادی مدارا کند و زود عکس العمل نشان ندهد. در برخی موارد خود را به تغافل بزند که گویی متوجه نشده دیگری چه کرده، یا چه گفته است. در برخی موارد انسان باید برخورد ناسالم دیگران را ندیده بگیرد و با اینکه در حق او دشمنی می‌کنند نه تنها او دشمنی نکند، بلکه به آنها خدمت کند. که اگر انسان در زندگی خویش از چنین خلق و خویی برخوردار بود که در برابر غرض ورزی و آزار و اذیت دیگران مدارا کرد، می‌تواند بارش را به منزل برساند. پس بهترین راه در مواجهه با این افراد مداراست، چرا که مدارا و نرمش با دیگران شیوه عاقلان و خردمندان و کلید درستی و رستگاری است: «علیک بالرفق فانه مفتاح الصواب و سجیه اولی الالباب؛ بر تو باد نرمش و مدارا با دیگران زیرا آن کلید دوستی و روش خردمندان است ».‌

باید توجه داشت که گاهی مدارا با مداهنه اشتباه می‌شود. مداهنه، سازش با منحرفان و مخالفان حق است، یعنی انسان در مقام بیان حقایق و تبلیغ و ترویج دین خداوند سستی کند و اگر انحرافی از دیگران مشاهده کرد دم فرو بندد و اعتراض نکند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: « به جان خودم سوگند، در جنگیدن با کسی که با حق مخالفت کرده، در راه ضلالت و گمراهی قدم نهاده است مسامحه و سستی نمی‌کنم ». در جای دیگر در شکایت از سست عنصران زمان خویش که سخن به حق نمی‌گفتند و راه عافیت پیش گرفته بودند می‌فرمایند: «خدا شما را بیامرزد، بدانید شما در زمانی زندگی می‌کنید که در آن گویای به حق اندک و زبان در راستگویی کند و حق جو خوار است. مردم بر نافرمانی آماده شده‌اند و بر مماشات و سازگاری با هم یار و همراه گشته‌اند».

چنانکه می‌نگریم حضرت از سازش و سستی و مماشات با کسانی که با حق به مخالفت برخاسته اند نکوهش می‌کنند و مداهنه را خصلتی پست و مذموم و عامل تباهی جامعه و فرو ریختن ارکان عزت و شکوه آن می‌دانند. بنابراین نباید آن را با مدارا و نرمش با دشمنان به معنای گذشت از حقوق و منافع شخصی در جهت حفظ مصالح اجتماعی و احیای دین خدا که خصلتی شایسته و سازنده است اشتباه بگیریم.‌

مقاله

نویسنده رضا جاودان‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS