دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مدرس؛ مبارز خستگی ناپذیر

دین - مدرس، مردی از سلاله پاکان و مبارزی وارسته و نستوه در عصر ظلمت و استبداد‌ است؛ بزرگمردی که اندیشه و عملش پرده زمان و مکان را دریده و از حصار زمان فراتر رفته و مرد روزگاران نام گرفته است‌. مردی که زینت و زیبایی دنیا را با همه گستردگی به چشم حقارت می‌نگریست، انسانی که به‌عنوان شاخص‌ترین نماینده مجلس پس از انقلاب مشروطه در مدت 5 دوره حضور در مجلس توانست نقشی گرانقدر ایفا کند‌...
No image
مدرس؛ مبارز خستگی ناپذیر
مدرس؛ مبارز خستگی ناپذیر دین - مدرس، مردی از سلاله پاکان و مبارزی وارسته و نستوه در عصر ظلمت و استبداد‌ است؛ بزرگمردی که اندیشه و عملش پرده زمان و مکان را دریده و از حصار زمان فراتر رفته و مرد روزگاران نام گرفته است‌. مردی که زینت و زیبایی دنیا را با همه گستردگی به چشم حقارت می‌نگریست، انسانی که به‌عنوان شاخص‌ترین نماینده مجلس پس از انقلاب مشروطه در مدت 5 دوره حضور در مجلس توانست نقشی گرانقدر ایفا کند‌. او در صحنه فعالیت سیاسی از هوشیاری و زیرکی خاصی برخوردار بود و به همین جهت بود که هیچ‌گاه فریب مکرهای مکاران را نخـورد‌. مطلب حاضر، چکیده‌ای از زندگینامه این مبارز خستگی ناپذیر که عمر با برکت خویش را صرف اسلام و ملت آزاده ایران کرد به همت مجتمع فرهنگی شهید آیت‌الله مدرس که امروز تولیت آستان این شهید بزرگوار را برعهده دارد و به برکت این شهید منشا برکات بسیاری بوده، تهیه و تنظیم شده است. آیت‌الله مدرس بر حسب نسب نامه‌ای که حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی تنظیم کرده‌اند از سادات طباطبایی بود و نسبشان پس از 31 پشت به امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می‌رسد. وی در دهکده ییلاقی سرابه از توابع اردستان استان اصفهان در سال 1287 هجری قمری (1249 هـ.ش ) در خانواده‌ای دیده به دنیا گشود که چشمه ایمان در آن جاری بود و جان و دلش از چنین روحانیتی تغذیه می‌شد. اهتمام سید اسماعیل پدر سید حسن بر این بود که فرزندش به صورت انسانی صالح و فرزانه و به دور از تعلقات دنیوی تربیت شود‌. از این‌رو تربیت وی را به جدش سید عبد الباقی که در قمشه ساکن بود سپرد؛ سید حسن آموختن علوم اسلام را از 6 سالگی نزد جد خود آغاز کرد‌. در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیل از قمشه به اصفهان مهاجرت کرد و در آن شهر از محضر استادانی همچون میرزا عبد العلی هرندی‌، ملا محمد کاشانی‌، میرزا جهانگیر خان قشقایی و‌... بهره برد‌. بعد از 13‌سال تحصیل در اصفهان‌، عازم عتبات عالیات شد‌. مدت 7‌سال و در محضر استادان بزرگوار از جمله محمد کاظم خراسانی و سید کاظم طباطبایی یزدی کسب فیض کرد‌ و با کسب اجتهاد از طرف علمای بزرگ عصر خود، عازم ایران شد. سید حسن در طول دوران تحصیل در اصفهان و نجف روزهای پنجشنبه و جمعه برای کار به روستاها و محله‌های اطراف شهر می‌رفت و هزینه تحصیل خود را تأمین می‌کرد. در ایران ابتدا تدریس را در مدرسه جده کوچک و بزرگ در شهر اصفهان شروع کرده و روزهای پنجشنبه نهج‌البلاغه را تدریس می‌کردند‌. ایشان اولین کسی بود که تدریس نهج‌البلاغه را در حوزه‌های علمیه رسمی و آن‌را جزء متون درسی طلاب قرار داد و به‌خاطر تسلط بر بحث و تدریس در اصفهان به مدرس مشهور شد‌. در کنار تدریس، فعالیت‌های سیاسی خود را در اصفهان از مبارزه با متنفذین‌، ملاکین بزرگ و مستبدان از جمله ظل السلطان حاکم اصفهان و بعد از آن صمصام السلطنه بختیاری آغاز کرد‌. در سال 1328 هـ‌..ق همزمان با دوره دوم مجلس شورای ملی از طرف علمای نجف به‌عنوان عالم طراز اول برای نظارت بر مصوبات مجلس و تطبیق قوانین با شرع انتخاب شد و به مجلس راه یافت و تا پایان دوره ششم مجلس از طرف مردم تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد‌. اولین باری که ایشان در مجلس به ایراد نطق پرداخت روز دو شنبه، 19 محرم 1329 در جلسه شماره 200 مجلس بود‌. مجلس دوم در حقیقت گشایش میدان مبارزه پارلمانی و سیاسی مدرس بود‌. از مهم‌ترین اقدامات ایشان در دوره دوم، مخالفت با التیماتوم دولت روس مبنی بر اخراج مورگان شوستر بود. از حوادث مهم دوره سوم، شروع جنگ جهانی اول و مهاجرت نمایندگان از جمله آیت‌الله مدرس و تشکیل کابینه مهاجرت درکرمانشاه که وی وزارت عدلیه کابینه را عهده دارشدند، بود. مبارزه مدرس با قرار‌داد ننگین 1919 وثوق الدوله و انگلیس از دیگر حوادث زندگی سیاسی ایشان است. با کودتای سیاه در سال 1299 شمسی توسط رضا خان و سید ضیاء الدین طباطبایی به مدت 3 ماه به قزوین تبعید می‌شود‌. بعد از آزادی به‌عنوان نماینده مردم تهران به مجلس چهارم راه می‌یابد و نایب رئیس اول مجلس می‌شود. در دوره پنجم نیز به‌عنوان نماینده مردم تهران انتخاب و در این دوره مبارزه با جمهوریخواهی رضا خان را رهبری می‌کند و توسط شخصی به‌نام بهرامی سیلی می‌خورد که این سیلی شکست جمهوریخواهان و بد‌نامی ابدی را برای طرفداران جمهوری به‌دنبال داشت‌. این دوره مصادف با تغییر رژیم از قاجار به پهلوی است و مدرس در مبارزه با این جریان به‌خاطر تنهایی نتوانست جلو این اقدام غیرقانونی را بگیرد‌. دوره ششم نیز نماینده مردم تهران بود. ترور وی در 7 آبان 1305 در این دوره صورت گرفت. در بیمارستان در جواب احوالپرسی رضا خان گفت: به کوری چشم دشمنان، مدرس نمرده است‌ و روی تخت عمل جراحی گفت: انگلیسی‌ها اشتباه می‌کنند آنان نمی‌دانند جنایت سبب فتح و موفقیت نمی‌شود‌. مدرس در ضمن نمایندگی مجلس، در مدرسه سپهسالار نیز تدریس می‌کرد و چندی نیز تولیت مدرسه را بر عهده داشت. در دوره هفتم با نیرنگ رضا خان و طرفدارانش آیت‌الله مدرس از ورود به مجلس بازماند. در 16 مهر 1307 این ابر مرد مبارز دوران سیاه استبداد قاجار و پهلوی توسط درگاهی، رئیس شهربانی تهران و با تحریک رضا خان شبانه از تهران به خواف تبعید و مدت 9 سال در داخل قلعه‌ای ساکن شد و سر انجام در مهر ماه 1316 به کاشمر منتقل شد و در 10 آذر 1316 در شب 27 رمضان به شهادت رسید‌. ظرایفی از زندگی روزی طلبه‌ای نزد مدرس آمد‌، او در نامه‌ای نوشته بود: اجازه بفرمایید در وزارت معارف به‌عنوان معلم استخدام شوم‌. مدرس روی یک قطعه کاغذ نوشت: آقای وزیر معارف‌، حامل نامه یکی از دزدان است و قصد همکاری با شما را دارد‌. گردنه‌ای به وی واگذار کنید‌. طلبه نامه را گرفت و رفت‌. پس از چند لحظه خجالت‌زده بازگشت و از مدرس پرسید که چرا در نامه او را دزد خوانده است؟ مدرس گفت: اگر بگویم که تو شخص فاضل و متدینی هستی‌، تو را راه نمی‌دهد‌. برو نامه را ببر‌. او نامه را برد و فردای آن روز خدمت مدرس رسید و گفت: آقا استخدام شدم و مدیریت یک مدرسه را هم به من دادند‌. جیب بی‌ته: یک روز در مجلس شورا رضا خان با شوخی و مزاح دست روی جیب مرحوم مدرس گذاشت و گفت: آقا ؛ عجب جیب بزرگی دارید‌. مدرس در حالی که متبسم بود گفت:درست است که جیب من بزرگ است، ولی ته دارد‌. این جیب شماست که ته ندارد. صفای باطن مدرس به‌دلیل وارستگی و پرهیزگاری و شایستگی در رفتار و اعمال و نیز عبادت و ارتباط با خداوند از قدرت روحی و معنوی برخوردار بود و به خاطر این کمالات روحانی صفای باطن داشت‌. یک روز قبل از شهادتش به پاسبانش می‌گوید: تو را از اینجا عوض می‌کنند‌. پاسبان می‌گوید: مگر از من خلافی دیده‌اید یا از رفتارم ناراضی هستید؟ مدرس با حالتی عاطفی پاسخ می‌دهد: خدا نکند، این‌طور نیست‌. تو مأموری و به تو دستور می‌دهند‌، ولی وقتی مجدداً به اینجا مراجعت می‌کنی‌، دیگر من را زنده نخواهی یافت. این پیش‌بینی مدرس که از کمال معنوی وی نشأت می‌گرفت، درست از آب در‌آمد و صبح آن روزی که بنا بود مدرس را به شهادت برسانند آن پاسبان را عوض می‌کنند‌، به‌طوری که در پرونده این فاجعه منعکس است‌، پاسی از شب گذشته همان روز‌، پاسبان مزبور را بر سر جنازه مدرس می‌آورند.
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS