دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مدعیان بابیت در عصر امامت

No image
مدعیان بابیت در عصر امامت

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : بابيت، وكالت، نيابت، غيبت صغري، غيبت كبري

با ظهور اسلام مکتب انتظار منجی نیز تبیین می­شود؛ چنانکه در ادیان گذشته مکتب انتظار به عنوان معرفتی نهائی و غائی اعلام می­شد. با استمرار مکتب اسلام و رسیدن امامت به مهدی(عج) این عقیده وارد مرحله جدیدی در عرصه اجتماع شد. ارتباط آن حضرت با مردم از جمله مسائل مهمی بود که به صورتهای مختلف انجام می­پذیرفت؛ اما صورت موثر آن، ارتباط با واسطه وکلائی خاص و تعیین شده از سوی آن حضرت با عموم مردم بود که خلاء نبود ارتباط بی­واسطه را پر می­کرد. اما آسیبهائی که عده­ای بی­دین به این رویه وارد می­کردند باعث شد تا آن حضرت به شیعیان هشدار دهد تا از دام­ گسترده شیادان در این راه مطلع شوند و این آسیب را کنترل کنند. در این مقاله به مدعیان ارتباط و بابیت با آن حضرت اشاره می­کنیم.

بابیت نسبت به ائمه(ع)

ادعای بابیت منحصر به زمان غیبت صغری نسبت به امام زمان(ع) نیست بلکه بعد از غیبت صغری و قبل از آن نسبت به ائمه(ع) سابقه داشته و معمولا این افراد از جمله گزافه­گویان و غالیان بوده­اند که معتقد به الوهیت ائمه(ع) می­شدند. از جمله این افراد علی بن حسکه است که خود را باب و نائب و فرستاده امام هادی(ع) معرفی می­کرد و معتقد به الوهیت آن حضرت بود.[1]

همچنین حسن بن محمد بابای قمی با نمیری فعالیتهای خود را انجام می­داد. به همین دلیل امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) نمیری و حسن بن محمد بن بابای قمی را لعنت نمودند و به افشای سود جوئی ایشان از نام و مقام اهل­بیت(ع) پرداختند.[2] او از شاگردان علی بن حسکه است و مدعی بود که باب و نائب امام حسن عسگری(ع) است.[3]

مدعیان بابیت در عصر غیبت صغری

در زمان غیبت صغری نائبان حضرت ولی عصر(عج) توسط آن حضرت تعیین می­شدند که در طول این دوران چهار نفر مسئولیت نیابت خاص آن حضرت را به عهده داشتند که عبارتند از: عثمان بن سعید العمری، محمد بن عثمان العمری، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. وجود نواب خاص قطعا در میان شیعیان باعث خنثی شدن بسیاری از فتنه­ها و روشن شدن وظیفه شیعیان می­شد؛ اما مقبولیت نیابت در جامعه شیعه با آسیبهایی روبرو بود، به همین دلیل در دوران این نواب عده­ای سودجو ادعای نیابت از طرف حضرت حجت(عج) داشتند و خود را در ارتباط و ملاقات با امام عصر(عج) معرفی می­کردند که علاوه بر انحراف مردم از مسیر حقیقی مهدویت و نیابت خاصه باعث خروج مسأله مهدویت از یک رکن دینی به یک مسأله عرفی شدند تا جائی که حتی برخی صوفیه چون حسین بن منصور حلاج برای پیشبرد اهداف خود ادعای نیابت می­نمود. وجود نائبان خاص و فقهاء و علماء در این دوران آسیب رسانی مدعیان دروغین را به حداقل می­رساند و دفع می­کرد. اکنون به ذکر مدعیان دروغین نیابت خاصه در دوران غیبت می­پردازیم که عبارتند از :

1.ابومحمد حسن شریعی

او را از اصحاب امام­هادی(ع) و امام­حسن عسگری معرفی کرده­اند.[4] او اولین کسی است که خود را به دروغ نائب امام عصر(ع) معرفی کرده. او در این راه به خداوند و اولیاءش دروغ بست و به آنها نسبتهائی داد که از آن بیزارند. سپس دچار کفر و الحادشد.[5] شیعه بعد از اینکه او چنین مقام و عقایدی را اظهار نمود از او رویگردان شد و توقیعی از جانب امام(عج) در بیزاری از او صادر شد.[6]

2. محمد بن نصیر نمیری

محمد بن نصیر از اصحاب امام حسن عسگری(ع) بود و بعد از شهادت آن حضرت و بعد از شریعی ادعای مقام نیابت نمود. ابوجعفرمحمد بن عثمان بعد از ادعای محمد بن نصیر با او به مخالفت پرداخت و نمیری برای عذرخواهی و یا توجیه نزد محمد بن عثمان می­رود ولی او نمیری را نمی­پذیرد و نمیری مجبور می­شود که با ورشکستی بازگردد.[7] نمیری بعد از این مدعی نبوت شد و در حق امام هادی(ع) غلو نمود. او همچنین به اباحه­گری و فحشاء روی آورد.[8]

3. ابوطاهر محمد بن علی بن بلال

ابوطاهر نیز در زمان محمد بن عثمان ادعی نیابت نمود و اموالی که شیعیان به عنوان وجوهات برای او فرستاده بودند تا به نزد محمد بن عثمان ببرد را مصادره کرد. عده­ای چون برادرش ابوطیب و ابن­حرز و... همکار و همپیمان او بودند. روزی محمد بن عثمان عمری نزد او و اطرافیانش می­رود و در حضور آنان می­گوید: تو را به خدا قسم، آیا امام­زمان (عج) به تو دستور نداد اموال را به من تحویل دهی؟ گفت: بله. سپس محمد بن عثمان از نزد او خارج شد در حالی که حاضران همه سکوت کرده بودند. برادر ابوطاهر گفت: کجا امام­زمان(عج) را دیدی؟ ابوطاهر گفت: محمد بن عثمان من را به خانه­ای برد و امام­زمان(عج) از بالای آن خانه ظاهر شد و به من امر فرمود که اموال را به محمد بن عثمان تحویل دهم. برادر ابوطاهر گفت: ازکجا فهمیدی او امام­زمان(عج) است. گفت: چنان هیبتی از دیدار او بر من واقع شد که ترسیده بودم.[9]

4. احمد بن هلال کرخی

احمد بن هلال از اصحاب امام­حسن عسگری(ع) بوده و شیعیان بعد از عثمان بن سعید، به فرزندش محمد بن عثمان رجوع کردند و دلیلشان این بود که امام حسن(ع) او را به وکالت خودش منصوب نموده (همچنین امام عصر نیز(عج) او را به وکالت معین نمودند) اما احمد بن هلال با افرادی فتنه نمودند و منکر نیابت محمد بن عثمان شدند و خود مدعی نیابت شد. بعد از این حوادث در زمان نائب سوم (حسین بن روح نوبختی) نیز توقیعی از جانب امام عصر(ع) مبنی بر برائت از احمد کرخی صادر شد.[10]

5. حسین بن منصور حلاج

ابوعبدالله حسین بن منصور فارسی ملقب به حلاج از اهالی بیضاء فارس بوده و در یکی از روستاهای این دیار به نام طور در سال 244 هـ­ق به دنیا آمد.[11] جد او از مجوسیان(زردشتی) بوده[12] و گفته شده که علت ملقب شدن او به حلاج، پنبه زنی او بوده و یا اینکه فاش نمودن اسرار مردم اشتغال وی بوده­است.[13] او برای پیش برد اهداف خود رو به حیله و نیرنگ و جادو آورده بود و این امور را از سفر به هند آموخته بود. از جمله حیله­های وی برای شیعیان این بود که خود را نایب خاص امام­زمان(ع) اعلام می­کرد و از علماء درخواست می­کرد تا با وی در این زمینه مساعدت کنند. حلاج این مطلب را از عالم شیعی علی بن بابویه خواستار شد. علی بن بابویه با شناسائی او و رد درخواست بی­جای وی او را چنان با غیرت از قم بیرون می­کند که دیگر گذرش به قم نمی­افتد.[14] اما از طرف امام(عج) نیز در لعن افرادی که به دروغ خود را به عنوان نایب ایشان معرفی می­کردند توقیعی صادر شد. این توقیع برای هدایت مردم از ضلالت افراد فرصت­طلب است که به دست نایب خاص ایشان ابی­القاسم حسین بن روح نوبختی به شیعیان رسید. از جمله این افراد حسین بن منصور حلاج است.[15]

6.محمد بن علی شلمغانی

ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابن ابی­العزاقر از شلمغان یکی از روستاهای واسط برخاست.[16] ابتداء نزد شیعه معتبر و مقامی بلند داشت. گفته شده که وی نزد شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی نیز جایگاه خاصی داشته است. او در واقع واسطه بین مردم و حسین بن روح بود. حوائج شیعیان را مکتوب می­نمود و آنها را به نوبختی می­رساند.[17] در ایامی که هنوز به غلو کشیده نشده بود، مورد اطمینان بوده و به همین دلیل ،اصحاب از او روایات متعددی نقل می­نمودند.[18] همچنین او یکی از نویسندگان و مؤلفین شیعه امامیه بود. مؤلفات وی مورد رجوع و استفاده گسترده امامیه واقع می­شد.[19] بعد از ضلالت نیز به نوشتن کتب اشتغال داشت. فتنه و ادعای او به خاطر حسادتی بود که نسبت به مقام حسین بن روح نوبختی داشت.[20] ادعای وی چنان بود که حسین بن روح نوبختی را دعوت به مباهله نمود و ادعا می­نمود که خود مقام نیابت را دارد و اکنون مأمور به اظهار چنین مقامی شده­است.[21]

او برای رسیدن به مقام، دعاوی خود را از درون دربار خلیفه شروع ­کرد؛ زیرا از مشاهیر و متنفذین کسانی­که به وی گرویدند؛ حسین بن القاسم وزیر مقتدر خلیفه، ابو جعفر بن بسطام و ابوعلی بن بسطام و إبراهیم بن أبی­عون و ابن­شبیب الزیّات و أحمد بن محمّد بن عبدوس و أبی­عمران إبراهیم بن محمد بن المنجم که از کاتبان و درباریان خلیفه عباسی بودند.[22] ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی در تاریخ ذیحجه سال 312 هـ­ق توقیع شریف حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف را در لعن و برائت از ابن ابی العزاقر و کسانی­که از او تبعیت کنند و راضی به گفته­های او باشند و... را ظاهر نمود.[23] او در سال 323 اعدام شد.[24]

7.ابوبکر بغدادی

وی محمد بن احمد بن عثمان بن سعید است. نوه و براردرزاده دوتن از نائبان خاص حضرت حجت(عج) است. محمد بن عثمان (ره) او را می­شناخت و شیعیان را از او برحذر می­داشت و او را از شیعیان نمی­دانست.[25] او در ابتدا با احتیاط ادعای نیابت نمود و این را برای طرفدارانش اعلام می­کرد و وقتی شیعیان از اخبار ادعای او باخبر شدند منکر می­شد. استاد شیخ صدوق یعنی محمد بن الحسن بن ولید، فرزندش و عده­ای از شیعیان را به نزد ابوبکر بغدادی فرستاد تا از او در مورد ادعای نیابت سوال کنند که او در این جلسه منکر نیابت شد. سپس در بغداد به اطرافیان خود افزود و علنا اعلام نیابت نمود در حالی که بعد از وفات علی بن محمد سمری(ره) بود و این خود دلیلی بر ضلات اوست.[26]

8.ابودلف کاتب مجنون

این شخص در ابتدا از فرقه مخمسه بوده زیرا اهل کرخ چنین اعتقادی داشتند و به واسطه افرادی با شیعه آشنا می­شود.[27] ابن قولویه از علماء بزرگ شیعه می­گوید ما ابودلف را به عقاید الحادی می­شناختیم، سپس غلو را اظهار نمود و کفر می­گفت. وی مدعی نیابت بود در حالی که شیعه مدعیان نیابت بعد از علی بن محمد سمری را درغگو می­دانستند.[28]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS