دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مركَب دل

No image
مركَب دل

نويسنده: محمدمهدي رشادتي*

امام محمدتقي(ع) فرمود: القصد الي الله تعالي بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال. يعني انساني که مي خواهد به سوي خدا روي آورد قطعاً با مرکب دل بهتر و سريع تر مقصد را طي مي کند نسبت به کسي که مي خواهد با اعمال خود سختي هايي را بر بدن خويش تحميل نمايد. (منتهي الامال، ج2، ص520)

دل بيمار و آفت زده، دلي که به انواع زشتي ها آلوده شده، مانند وابستگي به دنيا، حسد و کينه، غرور و خودپسندي، نفاق و دوروئي، شرک و کفر، گناه و فساد، مسلماً نمي تواند راکب خود را به سلامت به مقصد برساند. در وصيت امام علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) بيماري دل بدتر از بيماري بدن و فقر معرفي شده و در مقابل پرهيزکاري و پرواي دل و سلامت قلب از نعمت صحت بدن و فراواني مال، بالاتر و ارزشمندتر ذکر شده است. نقل شده وقتي موسي بن عمران(ع) اصحاب خود را موعظه مي کرد و در بين موعظه شخصي برخاست و پيراهن خود را چاک زد، از حق تعالي وحي آمد که اي موسي، بگو که پيراهن چاک مکن بلکه دل خود را براي من چاک کن.

از پيامبر(ص) نقل است که هرگاه دل، پاکيزه باشد، تمام بدن نيز پاکيزه است و هرگاه دل ناپاک شد، تمام بدن نيز آلوده خواهد شد. از امام باقر(ع) داريم که دل ها سه گونه اند: 1) دل کافر که نگون بخت بوده و هيچ خيري در آن پيدا نمي شود. 2) دل متغير که خير و شر هر دو در آن رفت و آمد مي کنند و هر کدام که قوي تر باشد غالب مي شود. 3) دل مؤمن که گشاده و فراخ است و در آن چراغي از انوار الهي قرار دارد که پيوسته نور مي افشاند و در قيامت نيز نورش برطرف نخواهد شد. (همان ص521-520)

از تن و نفس و عقل و جان بگذر

در ره او دل به دست آور

دل يکي منظري است رباني

خانه ديو را چه دل خواني

اين چنين پر خلل دلي که تو راست

دد و ديو با تو زين دل راست

از در نفس تا به کعبه دل

عاشقان را هزار و يک منزل (حکيم سنايي)

مرحوم مجتهدي تهراني مي گفتند: قلب اگر خراب شد خيلي مشکل است. مخصوصاً اگر همه قلب را سياهي بگيرد. اگر انسان گناه بکند و توبه نمايد، سياهي از بين مي رود. اما اگر توبه نکند و باز گناه نمايد، آن سياهي زياد مي شود، آنقدر زياد مي شود که همه قلب را سياه مي کند. آن وقت اين فرد ديگر قابل هدايت نيست. (طريق وصل، ص34)

راه درمان بيماري دل

براي درمان بيماري دل چه بايد کرد؟ علي(ع) راه علاج را نشان مي دهد: بينا کننده کوري دلهايتان، شفابخش بيماري جسم هايتان، اصلاح کننده تباهي سينه هايتان، پاک کننده آلودگي جانهايتان و زداينده نابينايي ديدگانتان و داروي درد قلب هايتان، همه و همه در يک کلمه است و آن تقوا و پرواي از خداست. (ميزان الحکمه، ج2، ص853) در روايت است که: اخي قلبک بالموعظه، قلبت را با موعظه زنده کن. گاهي قلب انسان مي ميرد. گناهان قلب آدمي را مي‌ميراند. با موعظه قلب مرده زنده مي شود. (طريق وصل، ص9)

مرحوم دولابي مي گفتند: دوست اهل بيت(ع) با دل و نيت کار مي کند. چون به همه کارهاي خوبي که در عالم انجام مي شود رغبت داشته و راضي است. لذا در همه آنها شريک است و سهم مي برد. هميشه سعي کنيد خيرخواه ديگران باشيد و براي بندگان خدا چيزي خوب بخواهيد. مؤمن بايد با دل خود به اهل آسمان ها و زمين خير برساند. با نيت خوب، با دعا کردن. مثلاً در روايت داريم که هر کس بر محمد و آل محمد(ص) صلوات فرستد، خيرش به همه موجودات عالم مي رسد.

يک شب حضرت صادق(ع) در سن 6 سالگي همراه پدرشان امام باقر(ع) در مسجدالحرام بودند. هنگام بازگشت امام صادق(ع) از پدر اجازه خواستند که تا صبح در مسجد بمانند. صبح فردا که امام باقر(ع) به مسجدالحرام بازگشتند، مشاهده کردند که فرزند گرامي شان چشمهايش فرو رفته و دماغش باريک شده و تيغ کشيده است. متوجه شدند که او تا صبح بيدار مانده و يک بند نماز خوانده است.

به ايشان فرمود: عزيزم، چرا اينقدر به خودت فشار آورده و خودت را اذيت کرده اي. گاهي خداوند به عمل کم و کوچک جزاي بزرگ و زياد مي دهد. يعني به عمل کوچک با خلوص نيت، پاداش بزرگ داده مي شود. پس لازم نيست با اعمال زياد انجام دادن، خود را به مشقت افکند، بلکه بايد به خالص کردن دل و نيت همت گمارد. خلوص يعني عبادت و طاعت بدون انتظار مزد و پاداش. (مصباح الهدي، ص213-212)

روزنامه كيهان، شماره 21593 به تاريخ 19/1/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS