دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مسافران راه راست ابديت

No image
مسافران راه راست ابديت

در اصطلاحات قرآني و اسلامي بارها اصطلاحاتي چون ساير الي الله، سير الي الله، سالک الي الله و سلوک تکرار مي شود تا اين گونه بر مسافر بودن انسان تأکيد شود. از جمله اميرمؤمنان (ع) از پيامبر(ص) نقل مي کند که مرگ انتقال از خانه اي به خانه اي ديگر است: «تَنْتَقِلونَ مِن دارٍ إلي دارٍ»( بحار الانوار، ج 37، ص146)؛ همچنين آن حضرت دنيا را گذرگاه و نه قرار گاه مي‌داند و مي فرمايد: الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ- رَجُلٌ بَاعَ فِيهَانَفْسَهُ فَاَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَاَعْتَقَهَا؛ دنيا خانه اي براي مرور و راه آخرت است نه خانه قرار؛ و مردم در آن دو دسته اند: يكي آن كه خود را به خواهش هاي نفساني فروخت و خويش را به تباهي و هلاکت انداخت و ديگري آن كه خود را به طاعت و بندگي خريد و از هلاکت آزاد ساخت. (شرح ابن ميثم، ج 5 ص 316؛ ترجمه و شرح نهج البلاغه، فيض الاسلام، ج 6، ص 1150؛ حکمت 128)

پس مسافر راه مستقيم ابديت بايد مقصد و مقصود را بشناسد و از حرکت در راه نيز آگاهي داشته باشد. شناخت نشانه ها و آثار حرکت درست در راه راست به انسان کمک مي کند که در هنگام محاسبه نفس بداند در کجاي مسير قرار دارد و تا مقصد و مقصود چه ميزان قرب و بعد دارد. از آنجا که اين حرکت، دروني و معنوي و باطني است هر کسي خود بهتر مي داند در کجاي کار و سفر است؛ زيرا «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَي نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَلَوْ اَلْقَي مَعَاذِيرَهُ؛ بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است، هر چند در ظاهر براي خود بهانه ها و عذرهايي بتراشد.» (قيامت، آيات 14 و ??)

از نظر قرآن، مقصود از اين مسافرت و حرکت دروني و باطني همان رسيدن به خدا و خدائي شدن است؛ زيرا اللّه، هدف نهايي صراط مستقيم است: وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْاَرْضِ اَلَا إِلَي اللَّهِ تَصِيرُ الْاُمُورُ ؛ و به راستي كه تو به خوبي به راه راست هدايت مي كني؛ راه همان خدايي كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست. هشدار كه همه كارها به خدا باز مي گردد. (شوري، آيات 52 و 53) پس صيرورت نفس انساني به سوي الله است. البته از آنجا که اين امر فطري است و انسان، جستجوگر صراط مستقيم براساس سرشت خويش است (زخرف، آيه 61) مي داند که بايد به کمال مطلقي برسد که همان خدا است و با خدائي شدن به اين مقصود دست مي يابد.(بقره، آيه 138؛ ال عمران، آيه 79)

کسي که در اين مسير قرار گيرد، آثار آن را مي يابد؛ زيرا کسي که در صراط مستقيم گام به راستي و درستي بر مي دارد به تقوايي مي رسد(انعام، آيه 153) که تعليم الهي را در پي داشته (بقره، آيات 21 و 282) و بصيرت مي يابد (طلاق، آيات 2 و 3) و از اغواگري دشمنان و شياطين در امان مي ماند.(حجر، آيات 39 و 41) آنگاه است که احساس سعادت مي کند و آرامش و آسايش را به عنوان دو مؤلفه سعادت و خوشبختي در خود مي يابد.(مريم، آيات 32 و 36)

از ويژگي هاي انسان هاي مسافر در راه راست و صراط مستقيم آن است که از استكبار دوري مي کنند(مريم، آيات 31 تا 36)، از اطاعت شيطان سرباز مي زنند(حجر، آيات 32 تا 42؛ مريم، آيات 43 و 44)، از هر گونه شرک و کفر و کفران دور هستند(انعام، آيات 78 و 79) و همچنين از فحشاء و منکرات(انعام، آيات 151 و 153)، فرزندکشي و سقط جنين(همان)، قتل بي گناهان(همان)، کم فروشي(همان)، خوردن مال يتيم و هر گونه کار زشت و منکر و گناه اجتناب مي کنند.

اينان اهل اخلاص(حجر، آيات 39 و 41)، احسان به والدين(انعام، آيات 151 تا 153؛ مريم، آيات 31 تا 36)، بهره مند از اسلام و معارف و احکام قرآن و شريعت(تکوير، آيات 27 و 28؛ ملک، آيه 22؛ انعام، آيه 161) اطاعت خدا و ايمان به آخرت(يس، آيه 61؛ مؤمنون، آيه 74)، اهل اقامه نماز و زکات(مريم، آيات 31 تا 36)، عدالت (انعام، آيات 151 تا 153)، وفاي به عهد(همان)، شرح صدر(همان) و هر کار نيک و خيري هستند که موجب عبادت و تقواي الهي است.

روزنامه كيهان، شماره 21593 به تاريخ 19/1/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS