دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مطْلاق

No image
مطْلاق

كلمات كليدي : امام حسن، مِطْلاق

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.

نمونه‌هایی از این اخبار و روایات:

1- مردی خدمت حضرت علی (ع) آمد و عرض کرد: آمده‌ام با تو دربارۀ دخترم مشورت کنم، چرا که فرزندانت: حسن و حسین (ع) و نیز عبدالله بن جعفر به خواستگاری او آمده‌اند. امام علی (ع) فرمود: بدان که حسن همسران خویش را طلاق می‌دهد، دخترت را به ازدواج حسین درآور که برای دخترت بهتر است.

2- علی (ع) از ازدواج‌های امام حسن (ع) دلتنگ می‌شد و در سخنرانی خود فرمود: فرزندم حسن، زنان خویش را طلاق می‌دهد، به او زن ندهید، مردی از قبیله هَمدان گفت: به خدا قسم دختران خود را به او خواهیم داد چرا که او فرزند پیامبر (ص) است اگر خواست نگه دارد و اگر هم خواست طلاق دهد.

پاره‌ای روایات نیز به تعداد زنان آن حضرت اشاره کرده و به طور متفاوت بین 8 و 13 و شصت و چهار، هفتاد، نود، پنجاه و دویست و پنجاه، دویست و سیصد و چهار صد همسر برای آن حضرت ذکر کرده‌اند.

می‌دانیم که امام حسن مجتبی، در پاک‌ترین و برجسته‌ترین خاندان چشم به جهان گشود و تحت تربیت و پرورش امیرمؤمنان (ع) و فاطمۀ زهرا (س) بزرگ شد. آن حضرت از جهات مختلف شخصیتی برجسته‌ و صفاتی ممتاز داشت، یک مرد الهی بود که در طول عمر 25 بار به زیارت خانه خدا رفت.

هیچ کس به کثرت عبادت و نیایش و تضرع به خداوند به پایۀ آن حضرت نمی‌رسید. شخصی که آیه تطهیر (احزاب/33) و آیه مودت (شوری/23) دربارۀ او و خاندان او نازل شده و در موقع عیادت رنگش زرد می‌شد و از خوف خداوند لرزه بر اندامش می‌افتاد. با این اوصاف خصوصیات چگونه ممکن است آن حضرت مرتکب فعلی شود که با وجود حلال و بودنش انجام دهنده آن مورد غضب الهی واقع می‌شود. همان‌گونه که امام صادق (ع) می‌فرمایند:

خداوند از خانه‌ای که در آن طلاق صورت گیرد بیزار است.از کارهای حلال هیچ چیز بمانند طلاق مورد خشم خدا نیست و خداوند مرد طلاق دهندۀ هوسباز را دوست نمی‌دارد.

از سوی دیگر امام حسن مجتبی (ع) مردی کریم و بخشنده و بردبار بود و از این حیث نمونه دوران خود به حساب می‌آمد اما طلاق دادن زن، موجب دل شکستگی، خوار گشتن زنان می‌شود.

تمامی منابع تاریخی و روایی متفق هستند که امام حسن مجتبی (ع) غالب وقت خود را صرف تعبد و تهجد و اصلاح امور مسلمین می‌گذراند . با این وجود آن حضرت چنان وقت فراغت نداشتند که با سیصد یا چهار صد همسر معاشرت کنند.

نقد روایات

اخباری که در این مورد وارد شده است اغلب بدون سند می‌باشند و آنها که سند را آورده‌اند یا آن را به ابوالحسن مدائنی و یا محمد بن عمر واقدی و یا ابوطالب مکی رسانده‌اند، که در هر دو حال روایات دارای اشکال است. زیرا این سه شخص نزد علمای رجال ضعیف شمرده شده‌اند و یا اینکه این سه نفر روایت خود را از کسانی نقل کرده‌اند که هوادار بنی‌امیه بوده‌اند و یا مجهول و ضعیف هستند. مثلاً مدائنی از شخصی به‌نام «عوانه» نقل کرده است و عوانه به نفع بنی‌امیه جعل حدیث می‌کرد. و هم‌چنین به خاطر ضعف خود مدائنی در نقل روایت، مسلم در کتاب «صحیح» خود از وی روایت نقل نکرده است.

اما ابوطالب مکی همان کسی است که معتقد بود «لیس علی المخلوقین اضرّ من الخالق؛ کسی ضرر رساننده‌تر از خالق بر مخلوق نیست»

گویا وی حشیش بیشتر استفاده می‌کرد و آن قدر در سخنرانی‌های خود کلمات بی‌ربط می‌گفت که مردم مانع از سخنرانی وی می‌شدند.

هم‌چنین این سخنان بیشتر در قرون دوم و سوم هجری نقل شده‌اند و قرائن تاریخی نشان می‌دهند که تا پیش از روی کار آمدن عباسیان و خلافت منصور دوانیقی چنین مطالبی نه از سوی دوستان و نه از سوی دشمنان اهل بیت (ع) نقل نشده بود. تا اینکه منصور برای مقابله و خنثی‌سازی جنبش‌ها و قیام‌های ضد حکومتی سادات حسنی این اتهام‌ها را علیه امام حسن مجتبی پایه‌ریزی کرد. مسعودی در این باره می‌گوید: منصور در یکی از سخنرانی‌های خود در خراسان پس از دستگیری عبدالله بن حسن، در میان مردم اقدام به دشنام به علی (ع) و فرزندان آن حضرت کرد و گفت: پس از علی حسن به خلاقت برخاست ولی او در مقابل مال‌های عرضه شده از طرف معاویه خلافت را به معاویه واگذار کرد و از معاویه نیرنگ خورد و آنگاه به سوی زنان رو آورد و هر روز با یکی ازدواج می‌کرد و روز دیگر آن را طلاق داده و بار دیگری ازدواج می‌نمود و به همین منوال بود تا اینکه در بستر از دنیا رفت.

منصور علاوه بر دشنام به امام علی (ع) و فرزندان آن حضرت اتهاماتی نیز به امام حسن می‌زند و حتی شهادت آن حضرت را مرگ در بستر تعبیر می‌کند.

اگر امام زنان بیشتری داشت و وقت خود را صر خوش‌گذرانی با زنان می‌کرد در این صورت در جریان مجادلات با معاویه و هواداران بنی‌امیه حتماً به این امر در جهت تخریب و تضعیف موقعیت امام استناد می‌کردند. و منابع تاریخی نیز انها را نقل می‌کردند.

دیگر اینکه لازمۀ چنین ازدواج‌های زیاد وجود فرزندان متعدد است در حالی که تعداد فرزندان آن حضرت را برخی 15 و برخی 13 نفر ذکر می‌کنند. و برخی نیز 11 نفر ذکر می‌کنند.

صاحب کتاب المحبر (متوفای 245 ه‍ ( نیز فقط سه داماد برای امام حسن مجتبی ذکر می‌کند. یکی امام سجاد (ع) که ام عبدالله را تزویج کرد و دومی عبدالله بن زبیر است که ام الحسن را تزویج کرد و سومی عمروبن منذر شوهر ام سلمه است. اگر امام زنان بیشتری داشت لازمه‌اش وجود فرزندان دختر زیاد بود که به طبع آن امام، باید تعداد زیادی نیز داماد می‌داشتند.

روایاتی نیز در مورد تعداد زنان آن حضرت وارد شده که آنها را بین 8 الی 13 نفر نام می‌برند. برخی از این تعداد کنیز و ملک‌یمین بودند. و داشتن این تعداد زن در آن محیط امری عادی و طبیعی بود چنان چه خیلی از مردان در دوره امام حسن مجتبی (ع) بیش از این تعداد همسر در اختیار داشتند.

نام همسران امام حسن (ع) که در منابع به آنها اشاره شده است:

1-خوله فزاری، دختر منظور فزاری مادر حسن بن حسن (حسن مثنی)

2-جعده دختر اشعث بن قیس (همان زنی که امام مسموم کرد.)

3-عایشه خثعمی

4- ام کلثوم، دختر فضل بن عباس

5- ام اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله

6- ام بشیر دختر ابو مسعود انصاری

7-هند دختر عبدالرحمان بن ابوبکر

8-زنی از دختران عمروبن اهیم منتصری

9-زنی از قبیله ثقیف

10- زنی از دختران زراره

11- زنی از بنی شیبان بعد از اینکه معلوم شد از خوارج بوده امام او را طلاق دادند.

12-ام عبدالله دختر شلیل بن عبدالله

13-ام قاسم که کنیز بود.

این تعداد را غیر شماره 4 ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از مدائنی نقل می‌کند. ملاحظه می‌شود که آنها که تعداد زنان امام را خودشان با ارقام بالا ذکر می‌کنند در نوشتن نام بیش از سیزده و یا دوازده نفر را ذکر نمی‌کنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS