دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معیشت و آرامش خاطر

No image
معیشت و آرامش خاطر

زهرا اجلال

مطالعه احادیث و استدلالات آیات قرآن بر این دلالت دارد که نوع نگاه اسلام به معیشت و زندگی انسان این آموزه را نشان می‌دهد که نگاه اسلام به اقتصاد اساساً متفاوت از نگاه موجود است.

اسلام در یک نگاه متفاوت به انسان ، نوع نگاه به اقتصاد را نیز متفاوت مطرح کرده است و این امر موجب شده که مسائل غیر مادی مثل صله رحم و نخوابیدن در بین‌ الطلوعین و ... را در گسترش فقر یا توسعه‌ رزق موثّر بداند و مطابق با بیان اسلامی‌که فطرت ام ‌المعارف است ، شاکله و بنای همه چیز بر اساس فطرت است ، لذا اقتصاد اسلامی‌نیز زمانی از انحرافات و آسیب‌ها مصون خواهد بود که به فطرت انسانی توجه داشته باشد. با این توصیفات معیشت انسان زمانی بسامان و در جهت کمال خواهد بود که از فطریات در زندگی انسانی تبعیت شود.

جایگاه تقدیر معیشت در رفتارسازی انسان

معیشت یکی از اصلی ‌ترین آموزه‌های دین مبین اسلام است که در ادبیات اقتصاد اسلامی، باید به آن به طور جدی توجه شود. حدیث شریف «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَهِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَهِ» [الکافی ، ج ‌1، ص 32] با ساختار مشابه ، بر این مطلب تأکید می‌کنند که یکی از سنجه‌‌های کمال یا معیار‌های کمال ، تقدیر معیشت است. حجم انبوه احادیث با چنین ساختاری، آن هم در کتب اربعه‌ ، ادعایی را که تقدیر معیشت یکی از جنبه‌‌های اصلی زندگی انسانی است تأیید می‌‌کند. آنچه از سخنان امام باقر (ع) و احادیث بسیاری که اساساً در ادبیات اسلامی‌- که به بسیاری از شئون زندگی انسان توجه می‌کند - بر‌می‌آید، توجه به امر معیشت و نحوه‌ زندگی انسان است ؛ تا حدی که در آیه‌ شریفه می‌فرماید: «مَن أعرَضَ عَن ذِكرِی فإنّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنكاً» (طه ، 124) علامه طباطبایی (ره) ، در کتاب شریف المیزان می‌‌فرمایند که «معیشت ضنک» به شکلی از زندگی گفته می‌‌شود که در آن ، فرد احساس آرامش نداشته باشد و مدام به دنبال افزایش ثروت و دارایی خود باشد. به عبارت دیگر ، ممکن است که فرد وضع مالی خوبی داشته باشد ، اما احساس آرامش و راحتی در صورتی است که به ذکر خدا توجه کند.

معیشت و آرامش خاطر

گاهی ما بین رفاه مادی و آرامش و رفاه در خانواده خلط موضوع می‌‌کنیم . قرآن در آیه 26 سوره مبارکه مریم می‌فرماید : «فَكُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیًّا.» داستان حضرت مریم (س) را همه می‌‌دانیم ؛ ایشان بعد از این که از عبادتگاه به حکم الهی خارج شد ، به مکان دوری رفت و مشکلات بسیار زیادی در این سفر برای ایشان پیش آمد. اولاً ایشان یک دختر تنها بود، ثانیاً متأهل نبود اما عیسی (ع) را در شکم داشت و ثالثاً آب و غذایی نداشت، در یک جای دور بود و مردم پشت سر ایشان حرف‌هایی می‌زدند. در این شرایط ندا آمد : مریم به درخت خرما تکیه بزن. ایشان اولین معجزه را همانجا دید به طوری که درخت خرمای خشکیده برای او خرمای تازه پایین فرستاد.

همانا ندای غیبی به او فرمود: بخور و بیاشام و آرامش دل داشته باش

در دستور بعدی فرمود وقتی با مردم ملاقات کردی سکوت کن ، لذا مریم (س) روزه سکوت گرفت.اما از آن سه دستور؛ خوردن و آشامیدن که مربوط به امور دنیوی است اما قَرِّی عَیْنًا به معنی آرامش دل و خاطر انسان از دغدغه‌‌ها و تشویش‌های زندگی است. قرآن این حکم را از حکم معیشت جدا کرده است و می‌فرماید : نباید بین معیشت و آرامش دل از تشویش و دغدغه خلط مبحث کنید. گاهی ما در خانواد‌ه‌‌های خود این اشتباه را می‌‌کنیم، فکر می‌کنیم اگر امکانات و رفاه مناسب در اختیار خانواده و همسر قرار دادیم پس به رسالت خود عمل کردیم در حالی که همسر و فرزند شما نیاز به محبت دارد، نیاز به این دارد که یک آرامشی داشته باشد. اگر مابین معیشت و ایجاد آرامش و محبت در خانواده خلط مبحث کنیم از یکی از فرامین الهی تخطی کرده‌ایم و با تخطی در این موضوعات ، در نهایت ثبات زندگی و آرامش را در زندگی خود از بین برده ایم. ما وظیفه ایجاد آرامش داریم تا دغدغه تشویش خاطر خانواده‌هایمان را مرتفع کنیم. نباید فقط به فکر معیشت خانواده و جامعه باشیم، بلکه باید ایجاد آرامش ، قرار دل و خروج آنها از تشویش را نیز در برنامه داشته باشیم. (به نقل از سخنرانی حجت ‌الاسلام سید‌ ابراهیم راد )

ریزه کاری‌های دخل و خرج

در دین اسلام ، بیان اصول حاکم بر روابط انسانی، جزئیات و موارد کاربردی ‌تر بر عهده خود مردم در زمان‌های مختلف و متناسب با اقتضائات زندگی آن‌‌ها می‌باشد. همچنین باید توجه کرد که تقدیر معیشت که به معنای اندازه‌گیری در زندگی است، دلالت بر این دارد که باید اندازه هر چیز مشخص باشد. حد مصرف از کالاهای مختلف ، میزان مصرف اعضای خانواده ، مدیریت مالی درآمد برای آنکه انسان به دیگران محتاج نشود و … ذیل این مفهوم قرار می‌گیرند. معیار «غنی از آنچه در دست مردم است» می‌‌باشد: و َبِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِی علیه السلام فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَه : برای تجارت اقدام کنید به درستی که در تجارت بی ‌نیازی از آنچه که در دست مردم است وجود دارد و خداوند پیشه ور امین را دوست دارد.) (اصول کافی، جلد پنجم کتاب المعیشه، ص ۷۳) با بررسی سایر احادیث می‌‌توان نتیجه گرفت که در زمینه مدیریت هزینه در خانواده ، معیار اسلامی‌«غنی عما فی ایدی الناس» است. یعنی انسان باید طوری کار کند و مصرف نماید که از مردم بی ‌نیاز باشد . از این رو اسلام از اجیر شدن نهی می‌کند ، امر به تجارت می‌کند تا از این طریق ، روزی انسان در‌‌ همان روز به او برسد و…. (مطابق حدیث مورد بحث ، فرد تاجر اگر در تجارت زیان کند ، اگر چه ، اجری ندارد و ستایش نمی‌‌شود اما خداوند او را دوست دارد. لذا اگر کسی که محبوب خداست (فرد تاجر) ضرر کند ، حتما خداوند برای او جبران خواهد کرد و نمی‌‌گذارد که محتاج مردم بشود . اما این شرطی دارد و آن این است که فرد باید امین باشد. عدم صداقت و خیانت در امانت سبب می‌شود که انسان از امداد الهی دور بماند و از آن منتفع نشود.) کسی که توکلش با خداست ، حتی اگر در فعالیتش زیان ببیند ، خداوند از راهی دیگر ضرر او را جبران خواهد کرد.در طرف دیگر زندگی که معطوف به مخارج است؛ رعایت الگوی مصرف صحیح، مدیریت اموال و استفاده بهینه از آن‌ها و تناسب میان دخل و خرج نیز باید مورد توجه قرار گیرد و با تناسب میان داشته‌ها و خواسته مصرف کرد و اصول آن را رعایت کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS