دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مغیث بن حارث رومی

No image
مغیث بن حارث رومی

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، مغيث بن حارث رومي، وليد بن عبدالملك، قرطبه، طارق، موسي بن نصير

نویسنده : طلعت ده پهلواني

طارق در هنگام فتح قرطبه، برخی از فرماندهان برجستۀ سپاهیانش را برای تصرف شمار معدودی از شهرها و پایگاه‌های مهم روانه کرد و مغیث رومی، مولای ولید بن عبدالملک[1] را به طور خاص فرمان داد که با هفتصد سوار برای تصرف شهر مهم قرطبه حرکت کند، زیرا وی به جغرافیای منطقه اشراف کامل داشت.[2] وی اموال و املاک بسیاری داشت، از املاک وی بلاط مغیث رومی بود، این منطقه «خانه‌ای با دیوارهای بلند و دارای مزرعه و درختان زیتون و میوه بود، که "یّسانه" نام داشت، و از آنِ شخصی بود که مغیث وی را به اسارت گرفته بود، در این خانه کاخی تسخیر ناپذیر با حصاری کنگره‌دار وجود داشت، که متعلق به این شخص بود، این خانه در اندلسبه به نام بلاط مغیث معروف است.»[3]

مغیث رومی و فتح قرطبه

مغیث در ساحل چپ رودخانه وادی الکبیر فرود آمد و منتظر فرصت مناسب برای عبور از این رودخانه شد.زیرا پل رومی قدیم که دو طرف رودخانه را به هم وصل می‌کرد، از بین رفته بود.فرمانده مسلمانان مدتی در آن‌جا نشست و از شهر کسب خبر می‌کرد. او دانست که ثروتمندان و بزرگان از ترس و وحشت شهر را ترک کرده‌اند و جز بزرگ شهر و توده مردم و چهارصد سوار، برای دفاع از آن، کسی نمانده است. مغیث شنید که دیوار قدیم شهر، بالای پل رودخانه‌ای وجود دارد، در یک شب بارانی که نگهبانان دیوار از ترس سرما و باران غفلت کردند یکی از سپاهیان مسلمان از دیوار در محل رخنه بالا رفت و دیگران به دنبال او حرکتی کردند و در پشت دیوار تجمع نمودند، آن‌گاه وارد شهر شدند، نگهبانان دروازه پل را شکستند و مغیث و سپاهیان او پس از عبور موفقیت آمیز از رودخانه وارد شهر شدند.حاکم و سپاهیان اوکوشیدند با این حمله ناگهانی با مسلمانان مقابله کنند و در برابر شان مقاومت ورزند، اما آنان توانایی مقاومت نداشتند و عقب نشستند و در کلیسای بخش غربی شهر تحصن کردند و سه ماه در محاصره بودند.مغیث توانست با کمک یهودیان قرطبه که به دلیل آزار و اذیت‌هایی که از گوت‌های مسیحی دیده بودند با مسلمانان همراهی می‌کردند، شهر را تسخیر کند و طلیطلیه پایتخت حکومت گوت‌ها بدونه مقاومت آن چنانی گشوده شد و فرمانده فاتح آن به سمت شمال شرق رفت.[4]

مغیث به طارق خبر داد که شهر را تصرف کرده و نیروهای حامی آن را در محاصرۀ خود دارد.او در قصر حکومتی قرطبه مستقر شد و به تنظیم امور شهر پرداخت.محاصره طولانی و آب و غذای داخل کلیسا کم شد.سعی کردند خود را نجات دهند و از محاصره فرار کنند؛ اما مغیث رومی مراقب حوادث بود و متحصنان را اسیر کرد، مغیث گروهی از سپاهیان خود را به مناصب اداری شهر گماشت و یهودیان را شهر همراه آنان کرده تا در تأمین امنیت و اداره امور شهروندان به مسلمانان کمک کنند.[5]

مغیث رومی و ارتباط با دو فرمانده طارق و موسی بن نصیر

پس از فتح طلیطله در سال 94 - 95(ه.ق) که مرکز شبه جزیرۀ ایبریا بود. وی زمستان را در طلیطله گذراند و از آن‌جا فرستادگان خود از جمله مغیث رومی فاتح قرطبه را به دمشق فرستاد، که مژدۀ فتح شهرها و دژهای شبه جزیرۀ اندلس را -که خداوند به دست دو فرمانده بزرگ موسی بن نصیر و طارق بن زیاد محقق ساخت- به مرکز خلافت و خلیفه ولید بن عبدالملک برساند.[6] در متون و منابعی که از سوی تاریخ نگاران مشرق اسلامی نوشته شده در مورد رفتار موسی بن نصیر و طارق مطالبی ذکر شده است که منشأ آن گزارش ابن عبدالحکم مصری است.ابن عبدالحکم معتقد است موسی، طارق را در بند کرد و او را در زندان افکند، و تصمیم به قتلش گرفت، اما با وساطت مغیث رومی از این کار خوداری ورزید، طارق در زندان نامه‌ای به مغیث نوشت و از او تقاضا کرد، ماجرایش را سریعاً به خلیفه ولید اطلاع دهد، مغیث نزد موسی رفت، و او را از بدرفتاری با طارق برحذر داشت، آن‌گاه به دمشق رفت و ماجرا را به اطلاع ولید رسانید.ولید نامه‌ای تهدیدآمیز به موسی نوشت و او را به دمشق احزار کرد، موسی از ترس، طارق را آزاد نمود و اندکی بعد به دمشق بازگشت تا به سبب رفتارش با طارق، در برابر خلیفه حساب پس دهد. [7]

لذا موسی بن نصیر هنگامی که با حسن امکانات نظامی و استقرار مسلمانان در شهرها و قلعه‌های فتح شدۀ اسپانیا اطمینان یافت، همراه با طارق بن زیاد از طلیطله به سوی سرزمین‌های شمالی اسپانیا حرکت کرد.هنگامی که موسی و طارق با سپاهیان خود در این مناطق سرد و خشن اسپانیا سرگرم نبرد بودند مغیث رومی از دمشق سر رسید، پیغام آورد که خلیفه دو فرمانده مسلمان (موسی و طارق)را به شام فراخوانده است؛ برای اعلام گزارش فتوحات خویش در شبه جزیرۀ ایبریا به خلیفه، یا این که وی از همه اقدامات آنان رضایت نداشت.با این همه نزد مورخان مسلم است که علت فراخوانی فرماندهان به دارالخلافه این بود که مغیث رومی، موسی بن نصیر را دربارۀ اقداماتی چند بازخواست کرد و بر او ایراد گرفت.مغیث با موسی بن نصیر در آن چه که داشت، هم چشمی و رقابت می‌کرد و شاید بدین علت که موسی، قطعه زمینی را که مغیث رومی در فتح قرطبه در تصرف خود گرفته بود از او باز پس گرفت.دارالحکومه در این قطعه زمین قرار داشت و مغیث آن‌جا را با اماکن اطراف آن تصرف کرد، لذا در دمشق کوشید خلیفه را از موسی دل چرکین کند و فضای محافل اطراف حکومت و خلافت را علیه او بشوراند.با این وجود موسی می‌دانست که هنوز فتوحات به نتیجه نرسیده و تصرف سرزمین‌ها و مناطق باقی مانده اسپانیا امری بسیار ضروری است.لذا موفق شد مغیث رومی، فرستاده خلیفه را راضی کند تا به او فرصت دهد، آن چه را که تصمیم گرفته انجام دهد، سپس به سوی خلیفه بازگردد.[8]لذا موسی پیشنهاد کرد که نصف غنایم سرزمین‌هایی را که در این مدت فتح خواهد کرد به او بدهد و ضمناً کاخ فرمانروایی کوردوبا واقع در بخش شرقی آن را، به او ببخشد. مغیث پذیرفت و از آن زمان به بعد این کاخ به قصر مغیث معروف شد![9]

مغیث رومی و انتقام شکست قیام جبال ریف

پس از شکست سپاهیان شامی در قیام ریف، هشام بن عبدالملک تصمیم گرفت که انتقام این شکست بزرگ را بگیرد.لذا سپاهی متشکل از بیست و هفت هزار نفر جنگجو که همگی از اعراب شام بودند، بسیج کرد و فرماندهی آن را به یک نفر شامی به نام «کلثوم بن عیاض قشیری»سپرد و در همراهی وی دو تن بودند، یکی خواهر زاده‌اش بلج بن بشر عیاض قشیری و دیگری ثعلبه سلامه عاملی که در تعصب شامی دست کمی از وی نداشتند را منصوب کرد.زمانی که این سپاه به مصر رسید، سه هزار نفر دیگر به این سپاه پیوستند و بدین طریق تعداد سپاهیان به سی هزار نفر رسید.

و بدین ترتیب امکان پیروزی بر این لشکر جرار وجود داشت، اما خلیفه دستور داد که عرب‌های افریقیه نیز به آنان بپیوندند.چهل هزار نفر از این عربها به فرماندهی حبیب بن ابی عبیده (پیشوای عرب‌های بلدی مغرب)به سپاه کلثوم پیوستند در این بین تازیان شام با عرب‌های افریقیه بدرفتاری می‌کردند که این سبب رنجش و نفرت تازیان افریقیه از شامیان گردید و حبیب بن ابی عبیده از فرماندهان عربه‌ای افریقیه تهدید کرد که قوای خود را بر ضد کلثوم بن عیاض نشانه خواهد گرفت.ولی با این وجود، حبیب بن ابی عبیده و تازیان افریقیه که هارون فرنی سرکرده سواران آن‌ها بود و مغیث رومی سردار پیاده نظامشان، به نیروهای کلثوم پیوستند، در حالی که میان این دو گروه نفرت و بغض شدیدی بود.[10]بالاخره نیروهای شامی و عرب‌های افریقیه در جنگی نابرابر با بربرها به رهبری حمید زناتی شکست سختی از نیروهای شامی خوردند.در این نبرد فرماندهان مسلمانی چون مغیث رومی، هارون فرنی، کلثوم بن عیاض و حبیب بن ابی عبیده کشته شدند و بلج بن بشر و سپاهیان مسلمان به همراهی ثعلبه سلامه گریختند.[11]

مقاله

نویسنده طلعت ده پهلواني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS