دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم امامت و خلافت

با توجه به مباحث گذشته بویژه بحث حدیث روشن شد که بین واژه امامت و خلافت در اصطلاح و استعمال تفاوتى وجود ندارد
مفهوم امامت و خلافت
مفهوم امامت و خلافت

با توجه به مباحث گذشته بویژه بحث حدیث روشن شد که بین واژه امامت و خلافت در اصطلاح و استعمال تفاوتى وجود ندارد چنان که مفسر محقق مرحوم طبرسى مى نویسد: «الخلیفة و الامام واحدٌ فى الاستعمال الاّ انّ بینهما فرقاً فالخلیفة من استخلف فى الأمر مکان من کان قبله... و الامام مأخوذ من التقدم...»[1];به عبارت دیگر اختلاف در مفهوم لغوى است چرا که خلیفه به معناى کسى است که جانشین دیگرى شده و امام کسى است که بر دیگران تقدم دارد.

آن چه یادآورى آن در این جا لازم است برداشت متفاوت مذاهب اسلامى از امامت و خلافت است. اهل سنت خلافت را زعامت و رهبرى جامعه اسلامى مى دانند، در صورتى که امامت از دیدگاه شیعه وسیع تر از زعامت و رهبرى جامعه است; به عبارت دیگر از دیدگاه اهل سنت خلافت یعنى حکومت، اما از دیدگاه شیعه حکومت شاخه اى کوچک از امامت و خلافت مى باشد، چرا که امام یعنى جانشین پیامبر، و جانشین آن حضرت باید از تمامى شؤونات ایشان جز نزول وحى برخوردار باشد اما اگر خلافت به معناى حکومت باشد چنان که اهل سنت گفته اند، بین امامت و خلافت تفاوت اساسى به وجود خواهد آمد.

مهم ترین شاخصه امام در درجه نخست این است که امام به عنوان جانشین پیامبر(علیه السلام)بایستى از تمامى تعلیمات قرآن و سنت نبوى برخوردار باشد تا در راستاى برطرف نمودن مشکلات جامعه و راهنمایى امت اسلامى در تمامى ابعاد ـ سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و... ـ گام بردارد، و شیوه تکامل و صراط مستقیم را نشان دهد، از این رو جانشینان پیامبر(صلى الله علیه وآله) انسان هاى کاملى هستند که زمین و زمان از آنان خالى نخواهد بود.

با توجه به این دیدگاه مى توان نتیجه گرفت که:

1. بر اساس نگرش شیعه، قوام امامت بر مبناى تصاحب قدرت توسط امام نیست و بنابراین، عدم دستیابى امام به حکومت سیاسى مانع ادامه امامت او نمى شود بنابراین در چنین شرایطى امام به وظیفه امامت خود ادامه مى دهد ولو این که حکومت، به ناحق در اختیار غیر امام باشد; چرا که امامت به مقتضاى تشکیل جامعه سیاسى و انسان سیاسى پدید نیامده است بلکه به مقتضاى دین اسلام و امت اسلامى به وجود آمده است و لذا با از دست دادن سلطه سیاسى، مشروعیت خود را از دست نمى دهد و حتى با وجود عدم دستیابى به سلطه سیاسى، امام همچنان امام است و گستره امامت او هم امت است. اما بنا بر نگرش اهل سنت قوام خلافت بر تصاحب قدرت نهاده شده است و ماهیت و مشروعیت خلافت از اعمال سلطه سیاسى ناشى مى شود بنابراین خلیفه به کسى اطلاق مى شود که به قدرت دست یابد و عهده دار خلافت گردد.

2. امامت معصوم، شأنى از شؤون امت اسلامى است نه شأنى از دولت و جامعه سیاسى; یعنى وابستگى امام به امت به این لحاظ است که امت، اسلامى است و آیین اسلام را برنامه خود قرار داده است نه به لحاظ این که جامعه اى سیاسى است که دولتى تشکیل داده است لذا امامت در همه حالات حتى در حالت هرج و مرج هم وجود دارد و وجودش ضرورى است و حتى اگر یک نفر در روى کره زمین وجود داشته باشد منصب امامت نیز باقى خواهد بود. در حالى که خلافت از نگاه اهل سنت منصبى دنیایى و اجرایى است که پیوندش با امت اسلامى از این حیث است که جامعه نیاز به حاکم دارد. به عبارت دیگر خلافت نهادى متعلق به مسلمانان اما به عنوان یک اجتماع سیاسى است که در آن نهاد مسلمان به عنوان یک هویت دینى لحاظ نشده است بلکه یک هویت سیاسى است که در نظام زندگى، نیازمند به اجتماع سیاسى و دولت است.

3. در امامت، ویژگى هاى اعلمیت، عصمت و منصوص بودن ضرورى است، بر خلاف خلافت از نگاه مذاهب اهل سنت که در آن این شرط هاى سه گانه معتبر نیست و در نتیجه فاسق بودن خلیفه، تصاحب قدرت توسط وى از راه قهر و غلبه و...ضررى به خلافت و مشروعیت وى نمى رساند حتى اگر افضل و اعدل موجود باشد.

4. بر اساس نگرش شیعه، امامت از مسایل اصول دین مى باشد نه فروع آن ولى بر اساس نگرش اهل سنت خلافت از فروع دین است نه از اصول آن.

    پی نوشت:
  • [1] .مجمع البیان، ذیل آیه 30 سوره بقره.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS