دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم بصیرت

No image
مفهوم بصیرت

بصيرت، چشم باطن و ظاهر

بصیرت یابی

پرسش: مفهوم بصیرت و راهکارهای دستیابی و حفظ آن را توضیح دهید؟ پاسخ: بصیرت یا بینش، نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری، متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام‌های ظاهری بدن، قابل دریافت نیست. بصیرت، قوه و نیروی قلبی است که به مدد نور الهی، پدید آمده، حقیقت و باطن امور را - چنان که هست- در می‌یابد. با دید بصیرت، انسان درست را از نادرست و حق را از باطل به آسانی تشخیص می‌دهد. اهل بصیرت با امداد نیروی قدسی که به آنها عطا شده، می‌شنوند، می‌اندیشند، نگاه می‌کنند، می‌بینند و از عبرت‌ها، بهره می‌گیرند و آن گاه راه‌های روشنی را می‌پیمایند و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاهها و لغزشگاه‌ها در امان می‌مانند. در واقع بصیرت و بینش، نوری درونی است که شخص با آن نور، در میان مردم، زندگی می‌کند؛ چنان که قرآن کریم فرموده: و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس. (انعام- 122) انسان به سیر بصیرت، راه را از بی راهه و حقیقت را از امر غیرحقیقی، بازمی شناسد، و نیز در گرفتن اطلاعات و داده‌ها، درست گزینی می‌کند و نیز در ارائه نظر و رای، درست گویی می‌کند و به فرموده امام علی(ع)، آن که بصیرت و بینش نداشته باشد، رای او، نادرست و بی ارزش است. (غرر الحکم و درر الکلم، ح 6548).

بصیرت، نوعی به کارگیری عقل در مسیر هدایت انسان و استفاده از روشن گری آن است. قرآن کریم با ترغیب به بینا کردن دل‌ها با نور عقل، آنهایی را که از این نیرو استفاده نمی کنند، کوران واقعی معرفی می‌کند. خداوند می‌فرماید: آیا در زمین سیر نمی کنند تا صاحب دل‌هایی گردند که بدان تعقل کنند و گوش هایی که بدان بشنوند؟ پس همانا چشم‌ها کور نمی‌شوند، بلکه دل‌هایی که در سینه‌ها جای دارند، کور می‌شوند. (حج- 46)

چه بی فایده است دیده سر، هنگامی که دیده دل، نابینا باشد. امام علی(ع) در این‌باره فرموده است: «هرگاه دیده بصیرت، کور باشد، نگاه چشم سودی ندهد.» (غرر الحکم، ح 9972) آن کس که دیده بصیرت دارد، نگاههایش به سوی خوبی‌ها کشانده شده، از بدی‌ها دور داشته می‌شود. دارنده بصیرت و بینش درونی، پیش از آنکه در پی عیب‌های دیگران باشد، عیب‌های خود را می‌جوید و می‌بیند و از گناهان و خطاهای خود دست می‌شوید. او می‌داند که دیده کور داشتن، بهتر از دل کور داشتن است. بنابراین، دیده بر نارواها بسته، گوش را از شنیدنی‌های ناروا و پا را از رفتن به جایگاههای ناپسند و دست را از انجام کارهای ناشایسته و دل را از خطور گناه و اندیشه را از هر چه غیرخداست، پاک می‌کند.
کسانی که با دیده بصیرت به عالم و عالمیان می‌نگرند، از هر عاملی که موجب نابینایی دیده بصیرت و کوری آن می‌گردد، پرهیز می‌کنند. اینان از غفلت‌ها و عوامل ایجاد غفلت، دوری می‌ورزند. زیرا امام علی(ع) فرموده است: «دوام یافتن غفلت، موجب کوری بصیرت می‌گردد.» (همان)

کسی که بصیرت الهی نصیبش شده است، محبت دنیا را از دلش خارج می‌سازد. امام علی(ع) فرموده است: «به خاطر دنیادوستی، قلب‌ها از نور بصیرت، کور گشته اند.» (همان، ح 4878)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS