دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم نسخ در احکام

از آنجا که اگر ناسخ و منسوخ از هر جهت همانند و برابر باشند، نسخ کردن عمل لغو و بیهوده‌ای خواهد بود؛
مفهوم نسخ در احکام
مفهوم نسخ در احکام

از آنجا که اگر ناسخ و منسوخ از هر جهت همانند و برابر باشند، نسخ کردن عمل لغو و بیهوده‌ای خواهد بود؛ لذا حق تعالی قضیه‌ کلیه‌ای شرطیه‌ای بیان فرموده مبنی بر این که هر آیه‌ای را که نسخ فرماید یا آن را از یادها ببرد؛ حتما بهتر از آن یا همانند آن را می‌آورد و این همانندی و برتری ممکن است از جهت تناسب با شرایط جدید (مصلحت) و فایده برای مردم یا ثواب و پاداش الهی باشد.

مرحوم فیض کاشانی این آیه را این گونه معنی کرده است: هر آیه‌ای که حکم آن را بر می‌داریم یا رسم آن را بر می‌داریم و حفظ و یاد آن را از دلها و از دل تو یا محمد(ص) برطرف و تبدیل می‌کنیم، بهتر از آن را از جهت بزرگی پاداشتان و سازگاری بیشتر باصلاح و مصلحتتان می‌آوریم و غرض ما از نسخ و تبدیل آیات، مصالح شماست؛ زیرا مصالح با دگرگونی اعصار و اشخاص مختلف می‌شود. به گونه‌ای که چیز سودمندی در یک عصر و برای یک شخص، گاهی در عصر دیگر و در مورد شخص دیگر زیانبار است و ملاک خداوند در نسخ و تبدیل آیات، مصالح شماست. زیرا مصالح با دگرگونی اعصار و اشخاص، مختلف می‌شود. به گونه‌ای که چیز سودمندی در یک عصر برای یک شخص، گاهی در عصر دیگر و در مورد شخص دیگر زیانبار است و خداوند بر نسخ و تبدیل به خاطر مصالح و منافع شما تواناست.

اگر چیزی به حکم عقل مباح شمرده شود و دلیل شرعی خلاف آن وارد شده باشد، گفته نمی‌شود که شرع، حکم عقل را نسخ کرد یا این که حکم عقل، منسوخ است (یعنی ناسخ و منسوخ باید از یک سنخ باشند). همچنین «ننس‌ها» از نسیان است که دو معنی احتمالی دارد: یا به فراموشی سپردن (واداشتن به فراموشی) و یا امر به ترک نمودن (فرد یا گروهی را به ترک فعل یا رسمی خاص واداشتن). اولی در مقابل ذکر (یادآوری) و دومی در مقابل انجام فعل است و ممکن است هر دو معنی، مراد آیه شریفه بوده باشد. زیرا مثلاً هم یهود و نصارا را به ترک آیین و کتاب خود و ایمان به اسلام و قرآن امر فرموده و هم چون مومن شدند، رسم و آیین گذشته را از یادشان برده و چیزی دیگر را در اندیشه و دل و عمل ایشان جایگزین آن کرده است. همین طور در مورد احکام قرآن کریم یا سنّت رسول اکرم(ص) و غیره. مثلا عدّه زن شوهر مرده از یک سال به چهار ماه و ده روز تقلیل یافت. یا برای مومنان به خاطر این که ضعیف شده بودند، برابری یک نفر در برابر ده کافر را به یک نفر در برابر دو نفر( صد در برابر دویست) تخفیف داد یا قبله را تغییر داد و غیره.

نسخ در احکام یعنی امر، نهی، بازداشتن (تحریم)، آزاد گذاشتن، منع کردن و مباح کردن اتفاق می‌افتد، اما در اخبار (خبرها)، ناسخ و منسوخ نیست و نسخ ممکن است به صورت برداشتن آیه‌ای و زائل کردن لفظ آن یا حکم آن یا تلاوت آن باشد. اما چون هر آیه‌ای الهی برای هدایت مردم است، لذا وقتی مضمون آیه و شریعتی صلاحیت و مناسبت خود را در مرحله‌ای از دست بدهد، نقش آن هم به پایان می‌رسد و آیه و تشریعی جدید مناسب با شرایط جدید و برای هدایت جدید مردم به مصالح و فواید جدیدشان خواهد آمد و ابواب معرفت نوینی به روی مردم گشوده می‌شود و دین خدا این گونه زنده می‌ماند و کمال می‌یابد. در مورد آیات قرآن کریم گفته می‌شود که نسخ آیات منسوخ به منزله زوال عملی آنهاست، هر چند که لفظاً در قرآن کریم باقی بماند. گاهی هم عین ظاهر آیه تبدیل می‌شود یا معجزه‌ای جای معجزه قبلی را می‌گیرد.

معنای «آیه» علامت و نشانه آشکار است و حقیقتش برای هر چیزی آشکار کننده و ملازم آن چیز است، به گونه‌ای که چون علامت و آیه آشکارساز چیزی ادراک شود، آن دیگری که ذاتاً (یا خودش) درک نشده، ادراک می‌شود، چون حکم هر دو یکی ست و این مطلبی آشکار در محسوسات و معقولات است. هر که بداند که شناختن راهی، ملازم راهیابی به آن است و سپس به آن علم دست یابد، می‌داند که آن راه را یافته است و هر که بداند که چیزی مصنوع و ساخته شده است، می‌فهمد که آن چیز ناگزیر صانع و سازنده‌ای دارد: و فی کل شی ء له آیه تدل علی انه واحد.

بر این اساس، صعوبت و سهولت و سختی و آسانی هر آیه و تشریعی چه برای زندگی اجتماعی و عمومی و چه حیات فردی در هر دوره‌ای باید مناسب‌تر و سازگار تر با آن دوره و مرحله ( نسبت به دوره‌ی قبل از آن) و برای مردم مفیدتر و رهگشاتر و پرثواب‌تر باشد، هر چند ظاهرًا دو آیه ناسخ و منسوخ مثل هم باشند. غایت آیه‌ی ناسخ و آیه منسوخ یکی است. اما هر یک از آنها ویژگیهایی دارند که در زمان خاصی به نتیجه می‌رسند و مقتضای هر زمانه‌ای، آیاتی با ویژگیهای مناسب آن زمان است و به همین خاطر باید توجه داشت که علم بی انتها، قدرت مطلقه و مالکیت و سلطنت خداوند متعال در تمام عالم هستی (کائنات) موجب می‌شود که آیه‌ای را خلق کند و آنرا در عالم هستی به حرکت درآورد یا در تشریع انسانی داخل کند برای مصلحتی معین در مقطع زمانی خاص؛ و پس از تغییر شرایط و مصالح، آن آیه را زائل یا آن شریعت یا حکم شرعی را نسخ و به جای آن آیه ی دیگری ابداع فرماید. همان قدرت و حکمت و حکومت( مالکیت) که او را قادر بر ایجاد می‌کند، همچنین حاکی از قدرت او در نابودی وجود فعلی و تبدیل آن به وجود دیگر است و فعلیت هیچ چیزی، قدرت او را تعطیل و محدود نمی‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS