دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منت

No image
منت

كلمات كليدي : قرآن، منت، منت خداوند و انسان، منت قولي و فعلي، منت ممدوح و مذموم، پيامدهاي منت، مشمولان منت

نویسنده : محمد مؤذني

منت از ریشه‌ی "منن" از کلمات اضداد به شمار می‌رود و لذا معانی متعدد و متفاوتی را از جمله: قطع کردن، نقص واردکردن، حساب کردن، قوت دادن، تضعیف نمودن، نعمت بخشیدن، نعمت محدود و احسان کردن برای آن ذکر کرده‌اند؛ که در این میان معانی "قطع کردن" را می‌توان به عنوان معنای جامع و مورد اتفاق اکثر لغویین[1] برای این واژه دانست. اما برخی اصل آن را از "من" دانسته، به معنی سنگی که با آن وزن می‌کنند، که بعداً در نعمت سنگین استعمال شده است.[2]

منت در اصطلاح قرآنی، به صورتی اطلاق می‌گردد که شخص احسان کننده، احسان خود را به رخ احسان شده، بکشد؛ مثلاً بگوید: این من بودم که چنین و چنان احسانى به تو کردم، و یا به صورتی عمل نماید که حاکى از همین سخن بوده و نعمتش مکدّر شود و از نظر او بیفتد که از آن به "منت قولی" نیز تعبیر می‌کنند.[3] اما منت در مورد خداوند، در اصطلاح قرآنی به معنی نعمت بخشی است که از آن به "منت فعلی" تعبیر می‌کنند.[4]

منت‌ از منظر قرآن

یکی از صفاتی که قرآن کریم، آن را نکوهش کرده و مؤمنین را از ارتکاب آن نهی نموده، إظهار و ابراز نعمت، پس از بخشش آن است؛ چرا که بروز این صفت قبیح در اعمال انسان، نشانگر وجود صفات خطرناک دیگری است که به عنوان ریشه‌های این صفت مطرح گردیده و در صورت شیوع این صفت در رفتار انسان، اثرات بسیار زیانباری را به دنبال خواهد داشت که آگاهی از آنها موجب نجات از هلاکت است؛[5] لذا قرآن با آگاهی دادن به مؤمنان، آنها را از این صفت بر حذر داشته و عوامل و آثار آن را یادآوری می‌نماید که در ذیل به آن اشاره می‌گردد.[6]

واژه‌ی منت و مشتقات آن 25مرتبه در قرآن تکرار شده که 11مورد از آن مربوط به منت خداوند بر بندگان بوده و 8 مورد از آن مربوط به منت‌های بندگان و یا نهی بندگان از منت نهادن بر دیگران است که نشان از اهمیت این موضوع دارد.

اقسام منت

منت از لحاظ تحقق خارجی، دارای دو قسم فعلی و قولی می‌باشد:

1. منت فعلی:

یکی از اقسام منت، منت فعلی است که به تحقق إنعام و احسان در خارج به صورت فعلی و حقیقی گفته می‌شود؛ مثل اینکه شخصی بدیگرى نعمت زیاد و ارزشمندى بدهد که می‌گویند: فلانی بر فلانی منت گذاشت. لذا این قسم از منت، نه تنها قبیح نیست بلکه پسندیده نیز می‌باشد، و منت‌های خداوند بر بندگان نیز از این قسم می‌باشند:[7]

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى‌الْمُؤْمِنِین ...‌»[8]

«خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] ...»

2. منت قولی:

این نوع منت، به اظهار نمودن نعمت سابق و به رخ کشیدن آن به صورت زبانی اطلاق می‌گردد که از نظر قرآن امری قبیح بوده و از آن نهی شده است؛ زیرا اولاً منافات با اخلاص و تقرب داشته و ثانیاً بندگان در انعام استقلال ندارند؛ بلکه تفضّل و توفیقى است که خداوند به آنان عنایت فرموده و ثالثاً آنچه بخشیده، از خود او نیست، بلکه از آنِ خداست و از سویی موجب تحقیر و شرمندگى طرف مقابل ‌شده و ثواب ان را ضایع می‌کند. در مَثَل گویند: «المنّة تهدم الضّیعة» (منّت خوبى را از بین می‌برد). البته، در یک مورد دارای قبح نبوده و استثنا شده که اگر شخصی به کفران نعمت بپردازد، جهت متوجه کردن او، منت جایز و نیکو می‌گردد. در مَثَل گویند: «اذا کفَرت النّعمة حسُنَت المنّة» (اگر نعمت کفران شود، منت نیکو است‌).[9]

دلایل منت گذاری‌

منت نهادن با توجه به شرایط افراد، از دلایل خاصی ناشی می‌شود، که برخی از آنها در راستای رشد و عزتمندی انسان است که منت‌های خداوند بر انسانها از این قسم به شمار می‌رود و برخی دیگر در جهت تحقیر انسانهاست. در این مقاله به دو مورد اشاره می‌گردد:

1. عزت بخشی:

یکی از اهداف خداوند بر منت نهادن بر بندگانش، عزت دادن به بندگان ضعیف و ذلیل می‌باشد:

«وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً

وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‌»[10]

«ما مى‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان

و وارثان روى زمین قرار دهیم!»

مراد از منت در این آیه‌ی شریفه، "منت فعلی خداوند" است که بندگان ضعیف خود را که در دستان ظالمان خوار شده‌اند، به قدرت رسانده و وارث ستمگران نماید.[11]

2. تحقیر:

سرزنش و تحقیر افراد، یکی از دلایل منت نهادن و به رخ کشیدن احسان، در بین انسانهاست:

«قَالَ أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَ لَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِین‌»[12]

«(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکى در میان خود پرورش ندادیم،

و سالهایى از زندگیت را در میان ما نبودى؟!»

این سخنان فرعون مصر، در برابر حضرت موسی، نوعی استفهام انکاری است که او برای تحقیر و خوار کردن موسی، بر احسان‌های گذشته‌ی خود به او تأکید نمود.[13]

پیامدهای منت انسانها بر یکدیگر‌

منت نهادن پس از انعام و احسان، دارای پیامدها و آثاری است؛ اما با توجه به این نکته که منت در برخی موارد پسندیده و در برخی دیگر ناپسند بوده، آثاری که بر آن مترتب می‌گردد نیز متفاوت بوده که در اولی مثبت و در دومی دارای آثار منفی خواهد بود. به اختصار به دو مورد اشاره می‌شود:

1. ضایع شدن اعمال:

ضایع شدن اعمال نیک از جمله آثار منفی منت نهادن بر دیگران است. اگرچه احسان به دیگران امری پسندیده و دارای فواید بسیاری برای هر دو طرف می‌باشد، اما این فواید و آثار مثبت با منّت نهادن، ضایع و باطل می‌گردد:

«یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَاتُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنّ‌ِ وَ الْأَذَى‌ کَالَّذی

یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاس‌ ...»[14]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بخششهاى خود را با منت و آزار،

باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن

به مردم، انفاق مى‌کند...»

در این آیه انفاق با منت را به عمل ریائی تشبیه نموده، که فاقد اخلاص است؛ لذا موجب بطلان عمل می‌شود.[15]

2. ایجاد زمینه‌ی رشد:

یکی از آثار مثبتی که برای "منت فعلی" می‌توان تصور کرد اینست که، با منت نهادن و بخشش بر گناهکاران و حتی دشمنان، می‌توان زمینه را برای رشد و هدایت آنها آماده نمود. قرآن در این رابطه می‌فرماید:

«فَإِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ

فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها...»[16]

«و هنگامى که با کافران (جنایت ‌پیشه) در میدان جنگ رو به‌رو شدید، گردنهایشان را بزنید، تا به اندازه‌ی کافى دشمن را در هم بکوبید؛ در این

هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید

(و آزادشان کنید) یا در برابر آزادى از آنان فدیه بگیرید، تا جنگ

بار سنگین خود را بر زمین نهد...»

در این آیه ابتدا سخن از کشتن کفار و اسیر کردن آنهاست، اما بعد از بیان این دستورات الهی، سخن از آزاد سازی به میان آورده، چرا که این امر می‌تواند موجب تغییر در نوع فکر اسراء کفار و گرایش قلوب آنها به سوی اسلام باشد.[17]

دستور کشتن مربوط به زمانی است که هنوز جنگ خاتمه نیافته و ادامه دارد، امّا دستور اسیر گرفتن آنها مربوط به بعد از در هم شکستن قطعی دشمن است؛ چون اقدام به اسیر کردن سربازان دشمن، قبل از در هم شکستن آنها، موجب تزلزل سپاه اسلام و باز ماندن از وظیفه‌ی اصلی آنها می‌گردد و حکم آزاد سازی اسیران مربوط به زمانی است که جنگ به طور کامل خاتمه یافته است. لذا خداوند دستور می‌دهد تا زمانی که توان مقابله‌ی دشمن از بین نرفته و جنگ به طور کامل نخوابیده، باید کشتار و اسارت دشمن تداوم داشته باشد.[18]

مشمولان منت‌های الهی

قرآن برخی از منت‌های خداوند متعال را به صراحت بیان نموده و افرادی را نام برده است. در این نوشتار به بیان چند مصداق بسنده می‌کنیم:

1. موسی و هارون:

حضرت موسی و برادرش هارون از جمله اشخاصی هستند که خداوند به منت خود بر آنها اشاره می‌کند:

«وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْکَ مَرَّةً أُخْرى‌ إِذْ أَوْحَیْنَا إِلىَ أُمِّکَ مَا یُوحَى‌»[19]

«و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم‌، آن زمان که

به مادرت آنچه لازم بود، الهام کردیم‌»

این نعمت‌بخشی مربوط به جریان ولادت حضرت موسی است که خداوند با نهایت لطف و محبت خویش، زمانی که فرعون پسران بنی‌اسرائیل را می‌کشت، او را در خانواده‌ی دشمن خون‌خوار (فرعون) حفظ نموده و از مرگ نجات داد.[20]

«وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى‌ مُوسى‌ وَ هارُون‌ وَ نجََّیْنَاهُمَا وَ قَوْمَهُمَا مِنَ‌الْکَرْبِ الْعَظِیم‌ وَ نَصَرْنَاهُمْ فَکاَنُواْ هُمُ‌الْغَالِبِین‌»[21]

«ما به موسى و هارون نعمت بخشیدیم! و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم! و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم!»

این آیه در مورد لطف خدا بر موسی و هارون است که خداوند این دو بزرگوار را مشمول نعمتی کرد که هر گونه آزار واذیت را از اینها قطع نمود؛ یعنی موسی و هارون و مؤمنان را از شرّ و آزار فرعونیان نجات داده و با معجزات روشن، نصرت بخشید. و اگر از این نعمت عظیم تعبیر به "منت" شده چون منت به معنای قطع کردن است. [22]

2. یوسف و برادرش

حضرت یوسف و برادرش (بنیامین) نیز از کسانی هستند که بنابر نص قرآن، مشمول منت خداوند گشته‌اند:

«...قالَ أَنَا یوسُفُ وَ هذا أَخی‌ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَینا...»[23]

«...گفت: (آرى،) من یوسفم، و این برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد...»

وقتی برادران یوسف بعد از سالهای طولانی که به دلیل حسادت، ایشان را به چاه انداخته و از خانواده و پدرشان دور کرده بودند، در حالی به ایشان رسیدند که او فرمانروای مصر بود، با شدت تعجب «گفتند: آیا تو همان یوسفی؟»[24] حضرت یوسف در پاسخ برادران، به منت بی‌کران الهی اشاره نموده و تمام موهبت‌های خداوند را که شامل نجات وی از سختیهای طاقت فرسا شده و در نهایت رسیدن ایشان به مقام خزانه‌داری و حکومت بر مصر را، منت الهی در حق محسنین می‌داند؛ کسانی که از صبر و تقوای مستمری برخوردارند که برادرانش نیز به این حقیقت اعتراف کردند:[25]

«قَالُواْ تَاللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَکَ اللَّهُ عَلَینَا وَ إن کُنّا لَخاطِئینَ»[26]

«گفتند: به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برترى بخشیده و ما خطاکار بودیم.»‌

3. مؤمنین:

اشاره به مواردی از منت‌های‌ خداوند بر مؤمنان بر اساس کلام الهی:

الف: منت بر تألیف قلوب:

خدای متعال گاهی با ایجاد الفت بین گروه‌های مؤمنین، منت نهاده و می‌فرماید:

«وَ أَلَّفَ بَینْ‌َ قُلُوبهِِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فىِ‌الْأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفْتَ بَینْ‌َ قُلُوبِهِمْ

وَ لَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَینَهَُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیم‌»[27]

«و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمین است، صرف مى‌کردى که میان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‌توانستى! ولى خداوند

در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!»

این آیه اشاره به منت خداوند بر پیامبر اسلام است. عنایت بی‌کران الهی موجب ایجاد الفت بین دو قبیله‌ی اوس و خزرج شد که سالهای متمادی در حال جنگ بوده و دشمن خونین یکدیگر بودند، تا اینکه خداوند دلهای آنان را به هم نزدیک نموده و آنان با ندای توحید در برابر دنیای شرک به پشتیبانی پیامبر، صف کشیده و قیام نمودند.[28]

ب: منت بر ارسال رسل:

یکی از منت‌های عظیم الهی بر بندگان مؤمن، فرستادن رسولان جهت هدایت و تربیت آنهاست:

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى‌الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ...»[29]

«خداوند بر مؤمنان منت نهاد [=نعمت بزرگى بخشید] هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت...»

این آیه به بعثت پیامبر اسلام(ص) در میان اعراب اشاره می‌کند. پیامبری که از جنس بشر و هم‌زبان با آنها بوده و مهمتر اینکه در مدت کوتاهی آنها را به بهترین وجه تربیت و هدایت نمود و از گمراهی نجات داد و به بالاترین مرتبه‌ی عزّت رساند.[30]

ج: منت بر ایمنی از عذاب:

منت خداوند بر مؤمنان با داخل کردن آنها در بهشت و حفظ آنها از آفات دنیوی و عذاب اخروی، از جمله نعمت‌های عظیم الهی است:

«قَالُواْ إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فىِ أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَینَا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمُوم‌»[31]

«مى‌گویند: ما در میان خانواده خود ترسان بودیم (مبادا گناهان آنها دامن

ما را بگیرد)! امّا خداوند بر ما منّت نهاد و از عذاب کشنده ما را حفظ کرد!»

آیه‌ی فوق اشاره به وضعیت مؤمنان در بهشت و گفتگوی آنها با یکدیگر است. اینکه مؤمنان نجات خود را از عذاب کشنده‌ی جهنم و متنعم بودن از نعمتهای عظیم بهشتی، منت و رحمت واسعه‌ی الهی در حق خودشان می‌دانند.[32]

مقاله

نویسنده محمد مؤذني
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS