دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منّت، مبطل احسان

«یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لایومن بالله و الیوم الآخرم»؛
منّت، مبطل احسان
منّت، مبطل احسان
نویسنده: علی مهدوی

«یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لایومن بالله و الیوم الآخرم»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدقه‌های خود را با منت و آزار باطل نکنید همانند کسی که مالش را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارد»(بقره: 264).

«منّ» در اصل به معنای سنگهایی است که با آن وزن می‌‌کنند به همین مناسبت به هر نعمت سنگین و گرانبهایی منت گویند، مانند نعمت بزرگ بعثت پیامبر اکرم(ص): «لقد منّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولامن انفسهم»(آل عمران: 164) و نیز به مقدار معینی از نعمت که مانند سنگ ترازو مشخص و محدود است «منّت» می‌‌گویند. و منت گذاری یعنی اظهار و ادعای نعمت بخشی یعنی بازگو کردن احسان و نیکی ای که انجام شده و این از جانب خداوند که منعم حقیقی است برای بیان عظمت نعمت است و توجه منعم به نعمت داده شده، اما از جانب انسان یکی از صفات رذیله و از آفات زبان به شمار می‌‌آید که نشان از پستی طبع و کم ظرفیتی و ناخالص بودن آن احسان و عمل خیر دارد. به رخ کشیدن عملی که انجام گرفته و احسانی که از ما به فردی رسیده موجب تحقیر آن فرد و خجل و شرمنده شدن او می‌‌شود، و از این رهگذر او را آزرده خاطر می‌‌سازد و موجب اذیت روحی اش می‌‌شود. نتیجه عمل خیر و احسان ما با این حرکت نابجای زبان از بین می‌‌رود و نه تنها به آن پاداشی داده نمی شود بلکه چون موجب اذیت او شده ایم گاهی معصیت هم برای ما منظور می‌‌شود. امام علی(ع) در قبح منت گذاری می‌‌فرمایند: «یا اهل المعروف و الاحسان لاتمنوا باحسانکم فان الاحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان»؛ ای نیکوکاران و احسان کنندگان، به سبب احسانی که کرده اید منت نگذارید، زیرا منت گذاردن احسان و نیکی شما را از بین می‌‌برد»(غررالحکم) نیز می‌‌فرمایند: «تمام الاحسان ترک المنّ به»؛ کمال و تمامیت نیکوکاری به این است که منت در آن نباشد»(همان). از دیدگاه حضرت: «من عدد نعمه محق کرمه؛ کسی که نعمتها و احسان‌های خود را بشمارد، بزرگواری و کرم خود را نابود کرده است»(همان)

در تربیت توحیدی و فرهنگ ناب اهل بیت(ع) نه تنها منت گذاری امری مذموم و قبیح است بلکه به محسنان و منعمان سفارش شده تا سائلان و نیازمندان را باب رحمت الهی بر خود بدانند و از این منظر آنان را ذیحق و ولی نعمت خود بشمارند و خود را مرهون لطف آنان بدانند زیرا آنان با مراجعه به این افراد سبب شده اند تا بر احسان و نیکی و انفاق توفیق یابند. منت گذاردن از جمله آفات زبان است و اگر کسی مراقب زبان خویش باشد می‌‌تواند خود را از این عمل ناشایست حفظ کند. روایت شده: «مردی حضور رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله به من سفارشی بفرما. حضرت فرمودند: زبانت را نگه دارد. او دوباره درخواست توصیه کرد. فرمودند: زبانت را نگه دار. سپس با تندی او را مخاطب قرار داده و فرمودند: وای بر تو، مگر چیزی جز زبان موجب عذاب مردم می‌‌شود و آنان را به رو در آتش دوزخ می‌‌افکند؟»(کافی، ج2، ص 115)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS