دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موضع گیری در فتنه

No image
موضع گیری در فتنه

موضع گيري در فتنه

رضا شریفی

فتنه به سبب پیچیدگی‌های آن، آزمون سختی برای همگان است. آمیختگی شگفت حق و باطل در زمان فتنه، هرگونه شناخت، داوری، ارزیابی و درنتیجه موضع گیری را سخت تر می‌کند. از این رو حتی برای کسانی که رشید و اهل رشد هستند، موضع گیری دشوار می‌شود.

ضرورت تامل در موضع گیری‌ها و اظهارنظرها

یکی از مهم ترین راهکارهای قرآن در هنگام بروز فتنه، درنگ و تامل پیش از موضع گیری و عمل است. در هیاهو و جنگ زرگری فتنه می‌بایست انسان بسیار هوشیار باشد و به سادگی وارد عمل نشود، بلکه بکوشد تا غبار غوغاسالاری و هیاهو را به کنار زند و با شناخت حق و باطل، موضع گیری نماید؛ زیرا هرگونه اقدام بی شناخت کامل حق و باطل می‌تواند موجبات ظلم و ستم به خود و دیگری را فراهم آورد و انسان سخنی را بر زبان آورد و یا کاری انجام دهد که عملادر خدمت باطل باشد؛ هرچند که نیت خیر داشته و به نظرش در خدمت حق عمل کرده باشد. به سخن دیگر، انسان در هنگام فتنه در بسیاری از مواقع به سبب ظاهرگیرا و چهره حق به جانب باطل، به نیت خیرخواهانه، حسن فاعلی دارد ولی مراعات حسن فعلی را نمی کند و کاری را انجام می‌دهد که جز باطل یا به نفع باطل نیست.

خداوند در داستان حضرت موسی(ع) به خوبی نشان می‌دهد که حتی انسان‌های رشیدی چون حضرت موسی(ع) پیش از دست یابی به مقام پیامبری و عصمت، ممکن است در هنگام فتنه، به درستی از عهده تشخیص حق از باطل برنیاید و برخلاف نیت خیر و حسن فاعلی، عمل و کارش حسن فعلی نداشته باشد.

خداوند در آیات 15 به بعد سوره طه داستان افتادن حضرت موسی(ع) در فتنه ای را بیان می‌کند که درس‌های آموزنده ای برای ما دارد. دراین آیات گزارش شده که حضرت موسی(ع) از دربار فرعون بی آن که کسی را آگاه سازد، بی خبر وارد شهر می‌شود. در آن جا دو نفر را می‌بیند که به قصد کشت، یکدیگر را می‌زنند. یکی از آنان از پیروان آن حضرت(ع) و به احتمال قوی یهودی بوده و دیگری از دشمنان به احتمال قوی قبطی بوده است. دراین میان، یهودی آن حضرت(ع) را به کمک خواهی می‌خواند و آن حضرت(ع) بی توجه به حقیقت ماجرا تنها به حکم ظاهر حق خواهانه یهودی، وارد معرکه می‌شود و با ضربه مشتی، قبطی را می‌کشد و پس از عمل متوجه می‌شود که اشتباه کرده و در دام شیطان افتاده و بر خلاف نیت خیرخواهانه و حسن فاعلی، فعل او شیطانی بوده و از حسن فعلی برخوردار نبوده است.

در این داستان به خوبی بیان شده که ظاهر فریبنده یهودی موجب شد حضرت موسی(ع) به همان ظاهر بسنده کند و به قصد کار خوب و خیرخواهانه دفاع از حق وارد معرکه شود و عملی را انجام دهد که در حقیقت خلاف حق و حقیقت بوده است.

اگر آن حضرت(ع) در هنگام بروز فتنه، پیش از اقدام عملی، درنگ می‌کرد، هرگز در دام فتنه نمی افتاد. اما ایشان به ظاهر حق طلبانه بسنده کرد و اقدام عملی کرد. این اقدام عملی درهرسطحی از سخن تا کشتن می‌بایست پس از بررسی و شناخت حق از باطل انجام می‌شد؛ درحالی که ایشان به همان ظاهر بسنده کرد و به قصد و نیت خیرخواهانه دفاع از حق وارد میدان عمل شد. درنتیجه نیت خیرخواهانه او تنها موجب نجات وی شد ولی درعمل در خدمت باطل گام برداشت. از این رو آن حضرت(ع) این عمل خویش را به شیطان نسبت می‌دهد؛ چرا که حسن فاعلی او به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه می‌بایست حسن فعلی هم داشت. این فقدان حسن فعلی به سبب این بود که ایشان در فتنه قرار گرفته و نتوانسته بود تشخیص درستی داشته باشد و در عمل به جای دفاع از حق، در مقام دفاع از باطل قرار گرفت. این مطلب بعدها در درگیری دوباره همان یهودی با فردی دیگر آشکار شد و برای آن حضرت(ع) معلوم می‌شود که یهودی فردی باطل گرا بوده و برخلاف ظاهر مظلوم واقع شدن، انسانی ظالم بوده است که حتی انسان رشیدی چون موسی(ع) را به اشتباه می‌افکند.

ضرورت موضع گیری پس از تحقیق و بررسی

البته این عمل حضرت موسی(ع) پیش از رسیدن به مقام نبوت و بهره مندی از مقام عصمت از طریق برهان پروردگارش می‌باشد و نمی تواند مبنای قضاوت برای عدم عصمت آن حضرت(ع) باشد. با این همه این معنا را می‌توان از آیات به دست آورد که کسانی که به مقام رشد و بالندگی رسیده اند در موارد فتنه نیز ممکن است دچار اشتباه شوند. براین اساس از انسان‌ها خواسته شده تا در چنین موارد تنها به خدا پناه برند و از مغفرت و رحمت الهی بخواهند تا ایشان را از اشتباه حفظ کند و با درنگ و صبر، نسبت به تحقیق و تفحص در موضوع اقدام نمایند. چنان که خداوند در آیه 6 سوره حجرات به صراحت از مردم می‌خواهد تا در هنگام فتنه‌ها با تحقیق و بررسی موضع گری کنند و به ظاهر حق طلبانه بسنده نکنند؛ چرا که باطل همواره در جلوه گری و تزیین و تسویل، استاد است و نمی توان با یک نگاه، حق را شناخت و عمل کرد؛ بلکه لازم است تا با درنگ و تحقیق و تفحص حق را از باطل شناخت و آنگاه موضع گیری و در نهایت عمل کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS