دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میرزا احمدخان مشیرالسلطنه

No image
میرزا احمدخان مشیرالسلطنه

كلمات كليدي : تاريخ، ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه، قتل اتابك، جنگ با عثماني، قراداد 1907م (تقسيم ايران)

نویسنده : رحمان فتاح زاده

"میرزا احمدخان مشیرالسلطنه" فرزند "میرزا محمد" در سال 1259ه.ق. در «آمل» متولد شد. پدرش مأمور خدمت در آذربایجان بود و میرزا احمدخان هم در هم آنجا به خدمت دولت در آمد. وی مدارج ترقی خود را در آذربایجان در دستگاه "مظفرالدین میرزا ولیعهد"، طی کرد و به حکومت چند شهر آن خطه هم رسید، چندین بار نیز به نیابت حکومت آذربایجان منصوب شد. در سال1297ه.ق. "مشیرالسلطنه" مأمور دفع فتنه "شیخ عبیدالله نقشبند" شد؛ ولی شکست خورد و مغضوب شاه واقع گردید. تا در سال1300ه.ق. مورد عفو "ناصرالدین شاه" قرار گرفت و برای وی سالانه دو هزار تومان مقرری تعیین شد و مأمور «ممیزی» املاک «استرآباد» و «گیلان» گردید. سپس مدت کوتاهی نیز به حکومت گیلان منصوب شد. مشیرالسلطنه در زمان سلطنت مظفرالدین شاه چند بار به سمت «وزارت خزانه» برگزیده شد و در دورانی که تصدی این وزارتخانه به عهده او بود، به علت سخت گیری‌هایی که در انجام وظیفه از خود نشان می‌داد، مورد بی‌مهری عده‌ای از رجال واقع شد و آنها توانستند خاطر شاه را از او مکدر نمایند، به همین سبب در اواخر سال 1323ه.ق. به خراسان تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب مشروطه و عزل "عین‌الدوله"، مشیرالسلطنه مورد عفو قرار گرفت و به تهران بازگشت ولی مصدر خدمتی قرار نگرفت تا این که پس از تاج‌گذاری محمدعلی شاه، در کابینۀ "وزیر افخم"، متصدی «وزارت عدلیه» شد.[1]

حوادث قبل از وزارت مشیرالسلطنه

پس از قتل "اتابک" مجلس سخت به انزوا کشیده شد و "صنیع‌الدوله" از ریاست مجلس کناره‌گیری کرد و حالت انزوا و گوشه‌گیری گرفت. عده‌ای از نمایندگان، طرفدار ریاست "وثوق‌الدوله" نایب رئیس اول بودند و دسته‌ای از میرزا محمودخان احشام‌السلطنه" حمایت می‌کردند.

سرانجام پس از رأی‌گیری، احشام‌السلطنه حائز اکثریت آرا شد و به ریاست انتخاب گردید. نمایندگان مجلس طی تلگرافی به محمدعلی شاه، ضمن عرض تسلیت، درخواست نمودند، رئیس‌الوزرایی انتخاب نماید که شایستگی انجام کارها را داشته باشد. شاه هم درخواست نمود تا بیست نفر از نمایندگان در دربار حضور یابند تا شاه برای انتخاب «رئیس الوزرا» با آنها مشورت کند و شاه با مشورت آنها، میرزا احمدخان مشیرالسلطنه را مأمور تشکیل کابینه کرد.[2]

نخست وزیری مشیرالسلطنه

مشیرالسلطنه بعد از این که در کابینه‌های مختلف حضور داشت. در روز 16شهریور 1286ه.ق. کابینه خود را به مجلس معرفی کرد و خود نیز شخصاً «وزارت داخله» را هم بر عهده گرفت. هنوز چند روزی از زمامداری مشیرالسلطنه نگذشته بود که در مجلس نغمه‌های جدیدی ساز شد و عده‌ای از وکلا اظهار داشتند که شاه، با مشروطیت همراه است؛ ولی درباریان و اطرافیان شاه، نه تنها به مشروطه اعتقادی ندارند بلکه شاه را به دشمنی با مجلس تحریک می‌کنند. محمدعلی شاه به ناچار عده زیادی از درباریان را به مجلس فرستاد و آنها قسم یاد کردند که به مشروطیت وفادارند.[3]

از دیگر رویدادهای این زمان، تجاوز عثمانی به خاک ایران بود که شهرهای «تبریز» و «رضائیه» را تصرف کرد و دست به قتل عام زد. سرکشان محلی نیز از این موقعیت استفاده نموده، چند قریه را غارت کردند و عده‌ای از زنان را به اسارت گرفتند. دولت نیز با قرض گرفتن از بعضی بازاریان تهران سپاهی گرد آورد و به فرماندهی "عبدالحسین میرزا فرمانفرما"، به جلوگیری از عثمانیها فرستاد؛ ولی قوای او تاب مقاومت نیاوردند و به ناچار پراکنده شدند. در این موقع دولت‌های روس و انگلیس، بار دیگر اقدام به میانجیگری نمودند و بالأخره در نتیجه اقدام نمایندگان روس و انگلیس در تهران و استامبول، قرار بر این شد که دولت عثمانی قوای خود را به مرز ایران عقب بکشد و مسائل مرزی در کمیسیون مشترک ایران و عثمانی که نمایندگان روس و انگلیس هم شرکت داشته باشند، حل بشود.[4]

یکی دیگر از وقایع این دوران، «قرارداد 1907م» بود که بین روس و انگلستان در خصوص تقسیم ایران به مناطق نفوذ خود(شمال ایران از آن روسیه و جنوب از آن انگلستان و مرکز ایران منطقه بی‌طرف) منعقد شده بود و "علاءالسلطنه" «وزیر خارجه» نامه وزیر مختار انگلیس را به همراه این قرارداد به مجلس برد که با تنفر و انزجاز فراوان نمایندگان از این قرارداد روبرو شد و گفته شد که بایستی وزارت خارجه جواب مناسبی به سفارتخانه‌های دو دولت روس و انگلیس بفرستد و به این عمل اعتراض کند و اعلام داشتند که هرگز این قرارداد را به رسمیت نمی‌شناسند.[5]

در این زمان متمم قانون اساسی که مشتمل بر پنج اصل و در حقیقت از اصول عمده قانون اساسی بود، به تصویب رسید و محمدعلی شاه نیز همانطور که قول داده بود، قانون را بدون تغییر امضاء نمود. چند روز بعد از امضاء متمم قانون اساسی در جلسه علنی مجلس سخن از بی‌کفایتی رئیس دولت به دلیل مسائل پیش آمده مانند: جنگ با عثمانی، و قرار داد 1907م، پیش آمد و چند تن از وکلا در این زمینه داد سخن دادند و او را برای حلٌ مشکلات، لایق ندانستند، قرار شد درباره برکناری او رأی‌گیری شود. پس از اخذ رأی، هشتاد و چهار نماینده به برکناری مشیرالسلطنه رأی دادند، دولتش و او را ساقط کردند و «رئیس الوزرایی» چهل روزه‌اش پایان گرفت.[6]

سرانجام مشیرالسلطنه

در هنگام اوج مبارزات مردم ایران برای اعاده مشروطیت، مشیرالسلطنه تحت فشار واقع شد و بعد از اینکه «اصفهان» و «گیلان» سقوط کرد، او نیز استعفا داد. پس از پیروزی مشروطه‌خواهان و دستگیری بعضی از عوامل استبداد، مشیرالسلطنه هم که در مظان اتهام بود هر چند مورد عفو قرار گرفت ولی برای همیشه خانه‌نشین شد. در همین زمان یک بار نیز به جان او سوء قصد شد که مؤثر واقع نگردید. وی سرانجام در سال 1297ه.ش. پس از یک کسالت طولانی درگذشت و در قم دفن شد.[7]

مقاله

نویسنده رحمان فتاح زاده
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS