دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میرزا سلطانعلی وزیر افخم

No image
میرزا سلطانعلی وزیر افخم

كلمات كليدي : تاريخ، ميرزا سلطانعلي وزير افخم، اولين كابينۀ قانوني، محمد علي شاه

نویسنده : رحمان فتاح زاده

"سلطانعلی خان وزیر افخم" از رجال عصر ناصری و مظفری و از درباریان مؤثری بود که همیشه مشاغل و مقامات حساس داشتند. سلطانعلی خان فرزند "محمدخان سالارالملک،" نوه دختری "میرزا ابراهیم‌خان ظهیرالدوله قاجار،" در سال 1284ه.ق. متولد شد. در نوجوانی غلام بچه دربار ناصرالدین شاه بود و در جوانی پیشخدمتی شاه و نیابت "آجودان باشی" به او محول گردید. سپس مأمور تحصیل مالیات آذربایجان شد و در همین مقام، رتبه سرتیپی و «حمایل شیر و خورشید» گرفت. بعد حاکم خلخال شد و در رفع فتنۀ طایفۀ "شاطرانلو" و "شاهسون" اقدامات مؤثری کرد. پس از فوت ناصرالدین شاه و جلوس ولیعهد به تخت سلطنت به منصب وزارت "بقایا و محاسبات" منصوب شد و در سال بعد حکومت ولایت یزد و مضافات ضمیمه به او محول شد. در سال 1319 ه.ق. لقب "وزیر افخمی" گرفت و در صدارت "عین‌الدوله" و در کابینۀ "مشیرالدوله" وزیر داخله بود. وقتی "میرزا نصر الله خان مشیر الدوله" از کار کناره گیری کرد، تا ورود "میرزا علی اصغر خان اتابک" امور صدارت را به عهدۀ او سپردند که در حقیقت ارشد و با سابقه‌ترین وزیران کابینۀ قبل بود.[1]

نخست وزیری

پس از استعفای "میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله"، صدراعظم و آن همه کشمکش که در مجلس روی داد، نمایندگان در خواست نمودند، باید کابینۀ‌ای تشکیل گردد که بتواند جوابگوی سؤالات نمایندگان باشد و مسؤلیت‌های آنها کاملاً مشخص باشد. بهر حال «نخستین کابینۀ قانونی» و «دومین کابینۀ بعد از مشروطه»، مطابق آنچه که خواست نمایندگان بود، در روز پنجشنبه مورخ ششم صفر 1325 ه.ق. توسط "میرزا سلطانعلی‌خان وزیر افخم" تشکیل شد. از این تاریخ عنوان صدر اعظمی برچیده شد و "ریاست وزراء" به نخست وزیران گفته می‌شد. میرزا سلطانعلی خان وزیر افخم علاوه بر پست «ریاست وزراء» «وزارت داخله» را نیز خود به عهده داشت.[2]

این کابینه توسط شخص "محمد علی شاه" تعین و معرفی شد و عمر آن نیز بسیار کوتاه بود و در حدود یک ماه و چهارده روز بیشتر طول نکشید. کار مهم این دولت تهیه فهرست و سازمان هر یک از وزارتخانه‌ها بود که آن را به اطلاع مجلس رساند.[3]

وزیر افخم روز 29 اسفند ماه 1285 ه.ش با هیات وزیران خود در مجلس حاضر شد و از "صنیع الدوله" رئیس مجلس اجازه خواست، تا وزیران خود که هشت وزارت خانه بود، را معرفی کند و چون خود وزیر داخله را بر عهده داشت، هفت نفر بنام‌های "محمد علی خان علأالسلطنه" وزیر امور خارجه، "میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک" وزیر مالیه، "عبدالحسین میرزا فرمانفرما" وزیر عدلیه، "مهدیقلی مخبرالسلطنه" وزیر معارف و علوم، "مهندس الممالک" وزیر فواعد عامه و تجارت و "کامران میرزا نائب‌السلطنه" وزیر جنگ کابینۀ او را تشکیل می‌دادند.[4]

پایان کار دولت

این دولت تا روز نهم اردیبهشت سال 1286 ه.ش. به قوت خود باقی بود، تا اینکه در این روز وزیر افخم و کابینۀ خود در مجلس شورای ملی به ریاست صنیع الدوله حضور یافتند، تعدادی از نمایندگان ضمن ایراد سخن از دولت انتقاد کردند و وزیر افخم را قادر به حل مشکلات ندانستند؛ پس از آن که سخن نمایندگان پایان یافت، صنیع الدوله رئیس مجلس ضمن تأیید انتقادات وکلا گفت: «شما از هر کدام از وزیران که ناراضی باشیدمی‌توانید رأی به بر کناری او بدهید» نمایندگان فریاد بر آوردند پس در مورد آقای وزیر افخم و همکاران وی رأی بگیریم. صنیع الدوله اظهار نمود؛ پس رای می‌گیریم به بر کناری وزیر افخم، نمایندگان به اتفاق آراء رأی به بر کناری او دادند و به این ترتیب حکومت قریب به چهل روزۀ وزیر افخم پایان یافت.[5]

سرانجام کار

وزیر افخم پس از بر کناری از صدارت به فرمان محمدعلی شاه وزیر دربار شد. در این سمت نیز دوام زیادی نداشت و پس از قتل ناگهانی "امین الملک" پسر ارشدش، در ماجرایی عشقی به دست رقبا، وی نیز در سال 1279ه.ق. در گذشت. وزیر افخم از مالکین بزرگ بود و در زنجان و کرمان املاک زیادی داشت. بازماندگان وی امروزه عده‌ای نام افخمی و عده‌ای تام افخم ابراهیمی دارند.[6]

مقاله

نویسنده رحمان فتاح زاده
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS